بل از اين كه روميان شكست خوردند و چه بعداز اين كه پيروز شدند.
پس پيروزي و چيره شدن فقط به خاطر اسباب نيست، بلكه بايد در كنار اسباب قضا و تقدير الهي نيز بر آن رفته باشد. وَ يَؤمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤمِنُونَ بِنَصْرِ اللهِ يَنصُرُ مَن يَشَآءُ و روزي كه روميان بر فارس ها پيروز مي شوند و آنها را شكست مي دهند مؤمنان به ياري خداوند شادمان مي شوند و خداوند هر كس را كه بخواهد ياري مي دهد. يعني از اينكه رومي ها بر فارس ها  پيروز مي شوند خوشحال مي گردند گر چه هر دو گروه كافرند ولي برخي شرها از برخي ديگر سبكتر و خفيف تر است. و در آن روز مشركين اندوهگين خواهند شد. وَ هُوَ الْعَزِيزُ و او تواناست و بر همة آفريده ها چيره مي باشد : تُؤتِيِ الْمُلْكَ مَن تَشَآءُ وَ تَنزِعُ المُلْكَ مِمَّن تَشَآءُ وَ تُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَ تُذِلُّ مَن تَشَآءُ فرمانروايي را به هر كس كه بخواهي مي دهي، و فرمانروايي را از هر كس كه بخواهي مي گيري. و هر كس را كه بخواهي عزت مي دهي و هر كس را كه بخواهي خوار مي نمايي.
الرَّحِيمُ و نسبت به بندگان مؤمن خود مهربان است، چون براي آنها اسباب بي شماري فراهم آورده كه آنان را سعادتمند و ياري مي نمايد.
وَعْدَ اللهِ لَا يُخْلِفُ اللهُ وَعْدَهٌ اين وعده اي است كه خداوند داده است و خدا وعده اش را خلاف نمي كند. پس يقين كنيد و بدانيد كه بايد اين وعده تحقيق يابد.
وقتي اين آيات نازل شدند كمه در آن اين وعده داده شده بود، مسلمانان آن را تصديق كردند و مشركين به آن كفر ورزيدند تا جايي كه بعضي مسلمان ها با بعضي از كافران در اين باره براي مدت چند سالي مشخص شرط گذاشتند. سرانجام زماني فرا رسيد كه خداوند مقرر كرده بود و رومي ها بر فارس ها پيروز شدند و فارس ها را از شهرهايي كه تصرف كرده بودند بيرون راندند و وعدة خدا تحقق يافت. و اين از امور غيبي است كه خداوند قبل از اتفاق افتادنش از آن خبر داده بود و در زمان مسلمان ها و مشركاني كه خداوند آنها را از اين ماجرا خبر داده بود اتفاق افتاد. وَلَكِنَّ أكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ولي بيشتر مردم نمي دانند كه آنچه خداوند وعده داده است حق مي باشد. بنابراين گروهي از آنها يافت مي شوند كه وعده و آيات او را تكذيب مي كنند و اينها كساني هستند كه از اسرار و سرانجام كارها خبر ندارند.
يَعْلَمُونَ ظَهِرًا مِّنَ الْحَيوهِ الدُّنْيَا آنها فقط ظاهر زندگي دنيا را مي دانند و به اسباب مي نگرند و به وقوع كاري كه به نظر آنان سبب رخ دادنش فراهم شده است يقين پيدا مي كنند و كاري را كه اسباب به وجود آورنده اش مشهود نيست باور ندارند. پس آنها اسباب را مي نگرند و به آفرينندة اسباب كه در آن تصرف مي نمايد نگاه نمي كنند.
وَ هُمْ عَنِ الأخِرَهِ هُمْ غَفِلُونَ و آنان از آخرت بي خبرند و دل ها و خواسته ها و اراده هايشان به سوي دنيا و شهوت ها و كالاهاي آن است، از اين رو بر اي آن تلاش مي نمايند و به آن روي مي آورند و از آخرت بي خبرند و به آن پشت مي كنند. پس نه به بهشت علاقه مند هستند و نه از جهنم مي ترسند و نه از ايستادن و قرار گرفتن در پيشگاه خدا و ديدار با او ترسي دارند. و اين نشانة شقاوت و علامت غفلت از آخرت است.
عجيب اينجاست كه بسياري از اين مردم در امور دنيا چنان هوشيار و زرنگ هستند كه عقل ها و خردها را به تحير وا مي دارند. پيشرفت هاي شگفتي كه در زمينة مسايل هسته اي و الكترونيكي و ساختن كشتي ها و انواع ماشين ها و هواپيماها حاصل شده بسيار جاي تعجب و انديشه است، چرا كه در اين ميدان پيشرفت چشم گيري داشته اند و به خرد و عقل خود مي بالند و ديگران را از آنچه كه خداوند به آنها ارزاني داشته است ناتوان مي بينند و با نگاه تحقير آميز به آنان مي نگرند.
در حالي كه آنها در امر دين از ابله ترين مردمان بوده و بيش از همه از آخرت بي خبر هستند و از سرانجام بد خويش آگاهي ندارند و شناخت آنها نسبت به سرانجام كارشان بسيار كم است.
و صاحبان بينش آنان را مي بينند كه در جهالت خود سرگشته و در گمراهي شان حيران اند و در باطل خود پيش مي روند. خدا را فراموش كردند پس خداوند نيز آنها را از ]حال[ خودشان فراموش گردانيد و ايشان فاسقانند.
سپس اگر به افكار و انديشه هاي ظريف و دقيقي كه خداوند در امور دنيا و ظاهر آن به آنها بخشيده است نگاه كنند، و محروميت خود از عقل متعالي را بنگرند خواهند دانست كه همه چيز بندگان در دست خداست، و كسي كه هدايت شده است به توفيق او بوده و اوست كه مردم را خوار مي نمايد. ]و اگر كمي انديشه مي كردند[ از پروردگارشان مي ترسيدند و از او مي خواستند تا به آنها نور عقل و ايمان عطا كند تا به او برسند و در راه او گام بردارند و خداوند هم آنان را به خواسته هايشان مي رساند. و اگر اين چيزها با ايمان همراه باشد و اين پيشرفت هاي ظاهري بر ايمان مبتني گردد نتيجة آن پيشرفت عالي و زندگي پاكيزه خواهد بود. اما از آن جا كه بسياري از مهارت هاي فكري بر اساس بي ديني است نتيجه اي جز انحطاط اخلاقي و اسباب هلاكت و نابودي در بر ندارد.أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ بِلِقَاء رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ
آيا به ضمير خود نمي انديشند که خداوند آسمان ها و زمين و آنچه را که در ميان آنهاست جز به حق و براي مدت زمان معيني نيافريده است؟! و به راستي بسياري از مردم به ملاقات پروردگارشان باور ندارند.
أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَأَثَارُوا الْأَرْضَ وَعَمَرُوهَا أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
آيا در زمين به گشت و گذار نپرداخته اند تا بنگرند سرانجام کساني که پيش از ايشان بوده اند چگونه بوده است؟! آنان از ايشان توانمند تر بودند و زمين را بهتر کاويدند و زير و رو کردند و آن را بيشتر از آنچه ]ايشان[ آباد کرده اند آباد نمودند. و پيامبرانشان با معجزه ها به سوي آنان آمدند پس خداوند بر آن نبود که بر آنان ستم کند ولي خودشان به خويشتن ستم مي کردند.
ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِؤُون
سپس عاقبت کساني که مرتکب کارهاي بسيار زشت مي شدند چنان شد که آيات خدا را دروغ انگاشتند و آن را به باد تمسخر مي گرفتند.
آيا کساني که پيامبران خدا و لقاي او را تکذيب مي کنند در وجود خود نينديشينده اند؟! زيرا در وجود آنها نشانه هايي است که به سبب آن مي دانند کسي که آنان را از نيستي به وجود آورده است بعداز مردن نيز آنها را دوباره زنده خواهد کرد، و کسي که آفرينش آنها را در مراحل مختلفي قرار داده و از نطفه به