ول شدن به زمینها و نزاع و درگیری پیرامون آن‌ها از کار مهم و خطیر خود غافل نشود.(12) 
آری عمر(رض) به قرآن مراجعه می‌کرد و برای مشکلات خود از آن راه‌حل جویا می‌شد و در آیات آن به تدبر می‌نشست و به اعماق مفاهیم آن غوطه‌ور می‌شد و با جمع کردن آیات ـ به ظاهر ـ مختلف و تخصیص برخی با برخی، و با الهام گرفتن از روح شریعت به نتیجه‌ی مطلوب می‌رسید و درک عمیق وی به مقاصد شریعت وفهم نصوص او را در این راه کمک می‌کرد. آری! قرآن دریای بیکران و مواجی است که جز مجتهدان چیره دست و جسور کسی یارای غوطه‌ور شدن در آن‌را ندارد. بنابراین بعضی از سالکان مبتدی گمان می‌کنند که عمر(رض) نصوص شرعی را در پاره‌ای از مسایل نادیده می‌گرفت در حالی که واقعیت چنین نیست، بلکه او مجتهدي ممتاز و دارای حس ویژه‌ای بود تا جایی که گاهی قرآن موافق رأی او نازل می‌شد. و بر آگاهان پوشیده نیست که بخشی از آیات قرآن بخشی دیگر را تفسیر می‌نمایند همان طور که برخی احادیث مفسر برخی دیگر هستند. بنابراین بر مجتهد لازم است که در جستجوی حکم شرعی، نصوص مختلف را مد نظر داشته باشد و تنها به‌ آیاتی چند اکتفا ننماید، در غیر این‌صورت به‌ عنوان مجتهدی مقصر خوانده‌ می‌شود و نتیجه‌ی حکم به‌ دست آمده‌ی ایشان ملغی محسوب می‌گردد.(13) 

- چگونگی اجرای پروژه‌ی خراج در زمان عمر(رض)
وقتی بزرگان صحابه و مجلس شورا رأی عمر(رض) مبنی بر باقی گذاشتن زمینهای کشاورزی فتح شده به دست صاحبان آن و وصول خراج (مالیات) را تأیید نمودند، عمر(رض) دو شخصیت بزرگوار یعنی عثمان بن حنیف و حذیفه بن یمان را برای بازدید کارشناسانه‌ی سرزمین سواد عراق اعزام نمود و خاطرنشان ساخت که ابعاد مختلف قضیه از نظر کیفیت و نوع محصولات و حالت مردم را در نظر بگیرند و مبادا مردم را مجبور به پرداخت چیزی بکنند که از توانشان بیرون باشد. و به خاطر کسب اطلاع از حالت مردم و برخورد سلاطین عجم با آنان به فرستادگان خود دستور داد تا گروهی از دهقانان سواد را نزد وی بفرستند چنان که گروهی متشکل از دهقانان نزد وی آمدند و عمر(رض) از آنان پرسید: سلاطین عجم سالانه چه مقدار از شما وصول می‌کردند؟ آن‌ها گفتند: بیست و هفت درهم. عمر(رض) گفت: من این مقدار را از شما نمی‌گیرم.(14) 
و این بیانگر آن است که فتوحات اسلامی باعث رحمت و عدالت برای شهروندان مناطقی شد که فتح گردیده بودند.
به نظر عمر(رض) چنین می‌رسید که گرفتن خراج هم به نفع صاحبان زمین و هم به نفع بیت المال و مسلمانان است. بدون این که بر کسی بیش از توانش فشاری وارد شود.
به هر حال عثمان بن حنیف و حذیفه بن یمان متراژ زمینهای سواد را 000/000/36 متر مربع اعلام کردند(15)  و مالیات سالانه محصول انگور در هر هکتار ده درهم و خرما در هر هکتار هشت درهم و نی شکر در هر هکتار شش درهم و گندم چهار درهم و جو را دو درهم تعیین نمودند.(16)  و این را به عمر(رض) نوشتند و ایشان نیز موافقت کرد و از آن‌جا که عمر(رض) شیفته‌ی اجرای عدالت در مورد مردم این مرز و بوم بود، به عثمان بن حنیف و حذیفه گفت: شاید شما باری بر دوش مردم گذاشته‌اید که قادر به تحمل آن نخواهند بود؟ آن‌ها گفتند: خیر بلکه ما مقدار بسیار اندکی بر آنان مقرر کرده‌ایم. عمر(رض) گفت: اگر زنده بمانم کاری خواهم کرد که بیوه‌های عراق به قدری مستغنی باشند که به حاکمان بعدی نیازی نداشته باشند.(17) 
و عینا کاری که در زمینهای سواد عراق انجام گرفت در زمینهای مصر به‌ کارشناسی عمرو بن عاص انجام گرفت در زمینهای شام نیز به انجام پیوست اما با این تفاوت که هیچ کدام از مؤرخان در مورد جزییات زمینهای شام و اسم افرادی که مأموریت یافتند تا متراژ آن‌ها را مشخص کنند، چیزی ننوشته‌اند.(18) 
ضمنا لازم به یادآوری است که عمر(رض) سرمایه‌ی شخصی مسئولین بلند پایه دولتی را قبل از این که به سمتی منصوب گردند، دقیقا محاسبه می‌کرد و بعد از آن نیز به بازرسی اموال آنان می‌پرداخت و اگر سرمایه‌ی آنان با درآمدشان برابری نمی‌کرد اموال اضافه‌ی آنان را مصادره و وارد بیت المال می‌کرد.(19)  در این باره در بحث فرماندهان به تفصیل سخن خواهیم گفت.
گفتنی است که با تدبیر حکیمانه‌ی عمربن خطاب بیت المال در عراق و شام و مصر دارای زمینهای زیادی گردید و از این رهگذر سالانه درآمد بالایی وارد خزانه‌های کشور می‌شد. به ویژه‌از ناحیه‌ی مصر که دارای بیشترین زمینهای حاصلخیز بود که قبلا در استثمار خانواده‌ی سلطنتی بودند.(20)  

فلسفه‌ی تقسیم نکردن زمینهای کشاورزی در میان فاتحان
- عمربن خطاب و کسانی که با وی همفکر بودند چند دلیل امنیتی برای تقسیم نکردن زمینهای کشاورزی مدنظر داشتند. که می‌توان دلایل آن‌ها را به دو بخش مصلحتهای داخلی و بیرونی تقسیم کرد. در مصالح داخلی جلوگیری از احتمال درگیری در تقسیم اراضی و همچنین ایجاد منابع ثابت درآمد برای دولت و نسلهای آینده‌ی مسلمانان در نظر بود و در مصالح بیرونی حفظ و استحکام مرزهای اسلامی و تجهیز سربازان و پایگاه‌های نظامی و حقوق کارمندان دولت مدنظر قرار داشت. که قطعا این‌ها نیاز به پشتوانه‌ی قوی مالی دارند. بنابراین خلیفه نه تنها به امنیت سیاسی جامعه‌ی دوران خود بلکه برای امنیت و رفاه ادوار بعد از خود نیز می‌اندیشید. چنان که در اعتراض به مخالفین خراجی کردن زمینها گفت: پس حال مسلمانان نسلهای آینده چه می‌شود؟ و این بیانگر دیدگاه فراگیر ایشان نسبت به قضایای اسلام می‌باشد.(21)  
ـ تبادل آراء و اجتهاد در مورد مسأله‌ی مذکور توسط خلیفه و مخالفینش از اصحاب و استدلال هر کدام از آن‌ها به پاره‌ای از نصوص، بیانگر آن است که در اظهار نظر پیرامون مسایل عمومی و خصوصی باید مستندی از نصوص شرعی وجود داشته باشد تا بر اساس آن اظهار نظر و نهایتا حکم صادر شود.
ـ همچنین مراجعه نمودن خلیفه جهت حل این مسأله به بزرگان صحابه و تشکیل شورا از یک طرف و از طرف دیگر همکاری مخلصانه و دلسوزانه‌ی آن‌ها جهت حل این معضل بیانگر این مطلب است که باید اهل شورا دارای ویژگیهای ممتازی مانند علم، تقوا و شجاعت بوده، از ملاحظه کاری و پیروی از دیگران بدور باشند و از سرزنش هیچ فردی حتی حاکم هراسی به خود راه ندهند.
ـ بحث و گفتگوهایی که پیرامون این مسأله در مجلس مشاوره گذشت و منجر به تصویب لایحه‌ی تقسیم اراضی گردید، نمونه‌ای عالی از فرهنگ گفتگوی صحابه پیرامون قضایای پیچیده است که در یک طرف قضیه‌، خلیفه‌ی وقت و در طرف دیگر جمعی از صحابه قرار دارند و سرانجام قضیه با گفتگو و ارائه‌ی دلیل و تشکیل شورای اهل حل و عقد به نحو احسن حل می‌شود.(22)  و در ابتدا خلیفه به خاطر ایجاد اعتماد و اطمینان بیشتر خطاب به اعضای شورا اعلام می‌دارد که او نیز مانند فردی از آنان است و افراد به راحتی می‌توانند که با رأی وی مخالفت و یا موافقت نمایند و آن‌ها را در روشنی قرآن به پیروی از حق دعوت می‌دهد.(23) 
- مهم ترین پیامدهای دعوتی این تصمیم
یکی از مهم‌ترین آثا