ه اين دستور عمل شود) اگر به خدا و بدانچه بر بنده خود در روز جدائي (كفر از ايمان، يعني در جنگ بدر، روز هفدهم ماه رمضان سال دوم هجري) نازل كرديم ايمان داريد. روزي كه دو گروه (مؤمنان و كافران) روياروي شدند (و با هم جنگيدند، و گروه اندك مؤمنان، بر جمع كثير كافران، در پرتو مدد الهي پيروز شدند) و خدا بر هر چيزي توانا است».
و نیز گفته‌اند که عمر(رض) در ابتدا می‌خواست آن‌ها را در میان فاتحان تقسیم کند‌، اما علی (رض) و معاذ بن جبل او را از این کار باز داشتند.(3) ابوعبید می‌گوید: عمر(رض) به جابیه آمد و قصد داشت زمینها را در میان فاتحان تقسیم نماید. معاذ (رض) به ایشان گفت: اگر چنین کنی پس از مرگ آن‌ها، این زمینها به دست فرزندانشان و گاهی به دست زنی می‌افتد و برای کسانی که بخواهند در راه خدا جهاد نمایند، چیزی نمی‌ماند. پس باید چاره‌ای بیندیشی که هم برای این نسل و هم برای نسلهای بعدی کارآمد باشد.(4) 
معاذ در واقع امیرالمؤمنین را متوجه امر مهمی‌ کرد. پیشنهاد معاذ ایشان را به تدبر در آیات مربوط به زمینهای بدست آمده از کفار وادار ساخت. چنان که عمر(رض) پس از تدبر در آیات سوره‌ی حشر به این نتیجه رسید که این زمینها هم متعلق به مسلمانان حاضر و هم متعلق به نسلهای آینده می‌باشند. بنابراین تصمیم گرفت تا پیشنهاد معاذ را عملی سازد. وقتی این خبر به گوش فاتحان و اصحاب رسول خدا رسید، بسیاری با رأی او مخالفت کردند، به ویژه بلال و زبیر بن عوام. رأی آن‌ها براین بود که این زمینها مانند اموال به دست آمده در اردوگاههای جنگی، در میان فاتحان تقسیم گردد. اما عمر(رض) حاضر به تقسیم آن‌ها نبود و به ترتیب از این آیات سوره حشر استدلال می‌نمود: 
(وَمَا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِکَابٍ وَلَکِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَن يَشَاء وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) الحشر: ٦
«چیزهایی را که خدا از دارایی ایشان (بنی نضیر) به پیغمبر خود ارمغان داشته است شما اسبانی و شترانی را برای آن به تاخت در نیاورده اید و بلکه خداوند پیغمبران خود را بر هر کس که بخواهد چیره می‌گرداند، و خدا بر هر کاری توانا است». 
این آیه متعلق به جریان بنی نضیر بود. سپس آیه‌ی بعدی را که مربوط به جریان خاصی نیست بلکه در مورد قریه‌ها و آبادی‌های مختلف است، تلاوت نمود: 
(مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاکِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ کَيْ لَا يَکُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاء مِنکُمْ وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ) الحشر: ٧ 
«چیزهایی را که خداوند از اهالی این آبادی ها به پیغمبرش ارمغان داشته است، متعلق به خدا و پیغمبر و خویشاوندان (پیغمبر) و یتیمان و مستمندان و مسافران در راه مانده می‌باشد، این بدان خاطر است که اموال تنها در میان اشخاص ثروتمند شما دست به دست نگردد و چیزهایی را که پیامبربرای شما (از احکام الهی) آورده است اجرا کنید، و از چیزهایی که شما را از آن باز داشته است، دست بکشید از خدا بترسید که عقوبت سختی دارد». 
همچنین آیه‌ی بعدی را تلاوت کرد که می‌گوید: 
(لِلْفُقَرَاء الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَيَنصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ) الحشر: ٨
«همچنین غنایم از آن فقرای مهاجرینی است که از خانه و کاشانه و اموال خود بیرون رانده شده اند. آن کسانی که فضل خدا و خوشنودی او را می‌خواهند، و خدا و پیامبرش را یاری می‌دهند. اینان راستانند». 
و به این بسنده نکرد و انصار را نیز مشمول انفاق قرار داد و فرمود: 
(وَالَّذِينَ تَبَوَّؤُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِن قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) الحشر: ٩ 
«آنانی که پیش از آمدن مهاجران خانه و کاشانه را آماده کردند و ایمان را (در دل خود استوار داشتند) کسانی را دوست می‌دارند که به پیش ایشان مهاجرت کرده اند، و در درون احساس و رغبت نیازی نمی‌کنند به چیزهایی که به مهاجران داده شده است، و ایشان را بر خود ترجیح می‌دهند، هر چند که خود سخت نیازمند باشند. کسانی که از بخل نفس خود، نگهداری و مصون و محفوظ گردند، ایشان قطعاً رستگارانند». 
و بر این نیز بسنده نکرد و همه ی مؤمنان نسلهای بعدی را در آن داخل نمود و فرمود: 
(وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ) الحشر: ١٠ 
«کسانی که پس از مهاجرین و انصار به دنیا می ایند، می‌گویند پروردگارا ! ما را و برادران ما را که در ایمان آوردن بر ما پیشی گرفته اند بیامرز و کینه ای نسبت به مومنان در دلهایمان جای مده، پروردگارا ! تو دارای رأفت و رحمت فراوانی هستی». 
پس با توجه به سیر این آیات همه‌ی مؤمنان حاضر و نسلهای آینده در زمینهای به دست آمده از کفار، شریک می‌باشند. بنابراین عمر(رض) گفت: اگر زنده بمانم کاری خواهم کرد که سهم آن چوپانی را که در بیابان‌های صنعا گوسفند می چراند، به او برسد.(5) 
و در روایتی آمده است که عمر(رض) گفت: حال دیگر مسلمانان چه می‌شود که وقتی پا به این سرزمین بگذارند ببینند که همه‌ی اراضی آن با بردگان و کارکنان به عنوان میراث گذشتگان برای فرزندانشان مانده است؟ عبدالرحمان بن عوف به عنوان اعتراض گفت: مگر غیر از این است که این زمینها با بردگان، غنایمی است که خداوند نصیب فاتحان کرده است؟ عمر(رض) گفت: حقیقت همان است که تو می‌گویی ولی به خدا سوگند! بعد از من هیچ سرزمینی فتح نمی‌شود که در آن به چنین غنایمی دست یازید. و نگهداری از آن، هزینه‌ی اضافه‌ای برای مسلمانان خواهد داشت. و اگر قرار باشد زمینهای عراق با بردگانش و زمینهای شام با بردگانش تقسیم بشود، پس هزینه‌ی نگهداری و کنترل از مرزها را از چه راهی فراهم کنیم؟
آن‌ها به اعتراضات خود ادامه دادند و گفتند: می‌خواهی مالی را که به وسیله شمشیرهایمان در راه خدا به دست آورده‌ایم و از آن ما است از ما دریغ بداری، تا کسانی که اصلا در جنگ حضور نداشته‌اند با فرزندان خود از آن بهره‌مند گردند؟! عمر(رض) در جواب آن‌ها چیزی جز این نمی‌گفت که این رأی من است. آن‌ها گفتند: پس در این‌باره با بزرگان قوم مشورت کن. عمر(رض) ده نفر از بزر