آسوده خاطر باشید.(10) 
از آن‌چه‌ بیان گردید به خوبی نتیجه می‌گیریم که برج‌های دیده‌بانی و پادگان‌های پشتیبانی به دستور عمربن خطاب احداث گردید چنان که در پیامی به فرماندهان خود گفت: جلوی فارس‌ها را از ضربه زدن به برادرانتان بگیرید و با این کار ملت و سرزمین خود را از آسیب دشمن برهانید و در مرزهای فارس و اهواز مستقر شوید تا دستوری از جانب من برسد.(11)  
چنان‌که در زمان عمرفاروق فقط کوفه دارای چهار مرکز نظامی و حفاظتی بود که فرماندهی مرکز حلوان با قعقاع بن عمرو، مرکز ماسبذان با ضرار بن خطاب فهری، مرکز قرقیسیا با عمربن مالک زهری و مرکز موصل با عبدالله بن معتم عبسی بود و هر کدام از اینان جانشینانی داشتند که هنگام ضرورت به جای آنان مسئولیت اداره و کنترل نیروهای تحت فرمان خود را به جای می‌آوردند. 
ضمناً لازم به یادآوری است که مسلمانان قبل از هر چیز در این شهرکهای نظامی به تأسیس مسجد می‌پرداختند، چرا که مسجد دارای جایگاه ویژه‌ی دعوتی، تربیتی و جهادی بود.(12) 
همچنین مرزهای دولت اسلامی با رومیان در نواحی شام از تدابیر امنیتی بالايی از قبیل برج‌های دیدبانی، شهرکها و قلعه‌های نظامی برخوردار بودند. چنان که وقتی عمربن خطاب به خاطر امضای قرارداد صلح با ساکنان بیت المقدس از دیار شام دیدن کرد، سری به بعضی از نیروهای مستقر در مرزهای شام زد و کمبودهای آنان و نیازهای دفاعی‌شان را برطرف ساخت.(13)  و قبل از بازگشت به مدینه در میان مردم به ایراد سخن پرداخت و گفت: بدانید که من فرماندهان و امیران شما را مشخص کردم و انشاء الله حقی را که بر گردن من داشتید، ادا نمودم و مسأله‌ی تقسیم غنايم و اسکان و غزوات شما را با نهایت عدل و انصاف بررسی و دستور لازم را در این مورد صادر نمودم و سربازان هر لشکر را مشخص کرده، تا توانسته‌ام مسايل رفاهی و اجتماعی شما را در نظر گرفته‌ام و باز هم اگر کسی پیشنهادی دارد از ما دریغ نورزد.(14) 
و هنگامی که ابوعبیده شهر انطاکیه واقع در مرزهای شمالی شام را فتح کرد، عمر(رض) طی نامه‌ای به او نوشت: گروهی از مسلمانان مخلص را برای حفاظت انطاکیه انتخاب کن و آن‌ها را از غنايمی که در جاهای دیگر به دست می‌آوری، محروم نکن.(15) 
ابوعبیده نیز قومی از اهل حمص و بعلبک را به عنوان گارد مرزی در آن‌جا مستقر نمود و حبیب بن مسلمه فهری را فرمانده‌ی آنان تعیین کرد. حبیب از انطاکیه برای اعزام نیروها به آن سوی مرزهای اسلامی پادگانی را ساخت. از جمله به جرجومه هجوم برد و ساکنان آن‌را مجبور به مصالحه و همکاری با مسلمانان نمود.(16) 
همچنین وقتی ابوعبیده شهر بالس (واقع در فاصله‌ی حلب و رقه) را فتح کرد، گروهی از مبارزان مسلمان و همچنین برخی از عربهای شام را که تازه مسلمان شده بودند، در آن اسکان داد تا جلوی هجوم رومیها را بگیرند.(17) 
همچنین معاویه بن ابی سفیان که والی شام بود در اواخر خلافت عمر(رض) و اوايل خلافت عثمان (رض) به احداث دژها و وسایل دفاعی پیشرفته و محکمی جهت حفاظت مرزهای اسلامی در سواحل شام پرداخت. از جمله چند قلعه‌ی نظامی معروف به نامهای اطرسوس، مرقیه، بلنیاس و بیت سلیمه ساخت و علاوه بر این‌ها دژها و قلعه‌ها و شهرکهای نظامی زیادی ساخت که در هر کدام از آن‌ها تعداد زیادی از نیروهای مبارز مستقر گردیدند و برج‌های دیدبانی بنا کرد و بر هر یک از آن‌ها نگهبانانی گمارد و به آن‌ها آموزش داد تا با مشاهده نیروهای دشمن مشعل برافروزند تا به ترتیب، نگهبانانِ برج‌های دیگر نيز با افروختن مشعل، لشکر مسلمانان را در جریان هجوم دشمن به داخل مرزهای اسلام بگذارند و آن‌ها بی‌درنگ با هدایت مشعل‌ها خود را به ناحیه مورد نظر برسانند و مانع ورود دشمن به داخل مرزهای خود بشوند.(18) 
همچنین در مرزهای بین مسلمانان و رومیان در مصر نیز تدابیر امنیتی و دفاعی بسیار محکمی در زمان عمربن خطاب تدارک دیده شد. چنان‌که ایشان به عمرو بن عاص، فرمانده‌ی کل آن ناحیه دستور داد تا شهر فسطاط را تأسیس کند و آن‌را به عنوان پادگان نظامی در اختیار ارتش اسلامی قرار دهد و برای هر قبیله‌ای نماینده‌ای تعیین کند. چنان که دیری نگذشت که همین فسطاط مرکز اعزام نیرو به شمال آفریقا و فتوحات آن ناحیه و یکی از مراکز مهم دفاعی در مصر گردید. گفتنی است که عمر(رض) در مورد فسطاط نیز مانند سایر شهرکهای نظامی و فرماندهی و دفاعی دستور داد که در مکانی احداث گردد که در حد فاصل آن با مدینه و فرماندهی کل، آب و دریایی وجود نداشته باشد تا ارتباط میان آنان به صورت مداوم و آسان برقرار گردد.(19) 
عمرو بن عاص افراد لشکر خود را خاطر نشان می‌ساخت که استقرار آنان در مصر همیشه به عنوان سرباز و نگهبان خواهد بود. چنان که در خطابی به آنان گفت: بدانید که شما تا قیامت در حال سربازی و نگهبانی به سر می‌برید، چرا که در اطراف شما دشمنان زیادی وجود دارد که چشم به شما و سرزمین پر آب و گیاه شما دوخته‌اند.
گفتنی است که مسلمانان پس از دست‌یابی به دژها و قلعه‌های دشمن در مصر، به ترمیم و بازسازی آن‌ها پرداخته و سربازان خود را در آن‌ها مستقر نمودند و علاوه بر آن‌ها، عمرفاروق (رض) دستور به احداث قلعه‌ها و پایگاه‌های نظامی در همه‌ی سواحل مصر داده بود.(20) 
و پس از این که عمرو بن عاص شهر اسکندریه را فتح نمود، حدود یک هزار از نیروهای خود را جهت کنترل و حفاظت شهر در آن مستقر کرد، اما از آن‌جا که این تعداد ناکافی بود، رومیان از راه دریا به اسکندریه بازگشته و به مبارزه با مسلمانان پرداختند و تعدادی را به قتل رسانیده و تعدادی را مجبور به فرار کردند. آن‌گاه عمرو بن عاص دوباره به اسکندریه روی آورد و آن‌را فتح کرد و یک چهارم لشکر خود را در آن‌جا و یک چهارم آن‌را در کرانه‌های دریا مستقر نمود و نصف دیگر لشکر را با خود به فسطاط برد.(21) 
علاوه بر اینها، عمرفاروق هر سال نیروهای جدیدی به اسکندریه می‌فرستاد و با فرماندهان خود مرتب در تماس بود و آن‌ها را به استحکام مرزها تأکید می‌نمود. این‌ها اضافه بر تدابیری بود که خود عمرو بن عاص در آن ناحیه اجرا می‌کرد.(22) 
بدین صورت عمر(رض) توانست نقشه‌ی امنیتی و دفاعی خود را در سه منطقه جنگی یعنی عراق، شام و مصر عملی سازد. علاوه بر این‌ها در طول سال گروه‌های گشتی منظمی را به تمامی سرحدات دولت اسلامی‌ اعزام می‌نمود تا کاملاً وضعیت مرزها را کنترل نمایند. این دسته‌ها هم در زمستان و هم در تابستان اعزام می‌شدند.(23)  
گفتنی است که‌ گروههای گشتی در تابستان و زمستان تنها مخصوص سرحدات شهرهای شام نبود، بلکه‌ شامل تمامی شهرهای اسلامی‌ آن‌ زمان بود، و فرماندهان بزرگی همچون ابوعبیده‌ بن جراح، معاویه‌ بن ابی‌سفیان، نعمان بن مقرن و ... به‌ آن‌ها رسیدگی می‌کردند.(24) 
همچنین عمرفاروق (رض) به مرزبانان بیش از دیگران رسیـدگی مـی‌کرد و دائمـاً حــقوق آن‌ها را افزایش می‌داد(25)  و فرماندهان دوران عمر(رض) نیز مرزبانان را در 