د، گمارده بود.
گفتنی است که‌ فیروزان تیراندازان خود را طوری مهیا کرده‌ بود که‌ به‌ محض حرکت دشمن تیراندازی را شروع نمایند و از نزدیک شدن دشمن جلوگیری به‌ عمل آورند.(5)  
آری! اسبهای مسلمانان با خارهای سه‌گوشه‌ سپس با خندقی روبرو شدند که‌ نمی‌توانستند از آن عبور نمایند و همچنین تیراندازان دشمن را طوری یافتند که‌ از اقدامات سربازهای مسلمانان و نزدیک شدنشان به‌ دیوار قلعه‌ جلوگیری می‌کردند، چند صباحی به همین منوال گذشت و فرمانده‌ی سپاه اسلام (نعمان) مجبور به تشکیل جلسه و رایزنی با فرماندهان خود شد. از میان آنان طلیحه بن خویلد اسدی تاکتیک جالبی پیشنهاد کرد که عبارت بود از: 
1- درگیر شدن با نیروهای دشمن و به تدریج کشانیدن آنان به دنبال خود. 
2- فرار لشکر اسلام در هنگام بیرون آمدن سپاه دشمن به‌ امید اینکه‌ فکر نمایند که‌ ما بر اثر ضعف و ناتوانی با شکست روبرو شده‌ایم.
2- مسلمانان به گونه‌ای رفتار کنند که دشمن گمان برد آن‌ها شکست خورده و پا به فرار گذاشته‌اند. 
3- عده‌ای از مسلمانان در دره‌های اطراف کمین بزنند تا در موقع مناسب بر نیروهای دشمن بتازند.
نعمان این پیشنهاد را پذیرفت و آن‌را عملی ساخت و نیروهای خود را به‌ شکل زیر تقسیم نمود: 
گروه‌ نخست: اسب سواران به‌ فرماندهی قعقاع بن عمرو: مسئول عملیات گمراه‌سازی دشمن طبق نقشه‌ و درگیر شدن با سپاه دشمن.
گروه‌ دوم: پیاده‌ روان به‌ فرماندهی خود: مسئول کمین گرفتن برای لحظه‌ی بیرون آمدن سپاه دشمن و رویارویی با لشکر مسلمانان.
دسته‌ی سوم: اسب سوارانی که‌ مسئول حمله‌ی ضربتی مسلمانان هستند و در موقعیتهای حساس به‌ کمین می‌نشینند و سپس از دو طرف به‌ نیروهای دشمن حمله‌ می‌کنند.
و نعمان به‌ مسلمانان دستور داد که‌ به‌ جای خویش بمانند و جنگ نکنند تا اجازه‌ دهد. از این‌رو مسلمانان منتظر فرمان نعمان بودند.
قعقاع برای اجرای فرمان خود حرکت نمود و در همان لحظه‌ی نخست موفقیت را به‌ دست آورد و فارسها را غافل‌گیر ساختند، آن‌گاه که‌ خود را در میانه‌ی لشکر اسلام یافتند و از هر طرف مورد اصابه‌ی ضربه‌های مسلمانان قرار گرفته‌ بودند، از این‌رو پا به‌ فرار گذاشتند، تا اینکه‌ به‌ وسیله‌ی قلعه‌ها و خندقهایشان از خود محافظت به‌ عمل آورند، اما آن‌ها در خندقها افتادند و به‌ خارهای سه‌گوشه‌ مواجه‌ شدند و مسلمانان نیز مدام آن‌ها را دنبال می‌کردند و شمشیرهایشان را بر سر و گردن آن‌ها می‌انداختند، تا اینکه‌ هزاران سرباز پارسی در خندقها افتاد و قعقاع نیز توانست که‌ فیروزان را دنبال کند و او را از پای درآورد و بعد از این نبرد جانانه‌ مسلمانان توانستند وارد نهاوند شوند و از آن‌جا به‌ همدان حرکت نمایند و بعد از آن برای فتح سایر شهرهای فارسی بدون مقاومت راهی میدان شدند، زیرا پارسها بعد از جنگ نهاوند سپاهی برای دفاع نیافتند، پس مسلمانان تمامی شهرهای فارسی را به‌ دست آوردند. از این‌رو جنگ نهاوند به‌ عنوان فتح الفتوح قلمداد شد.(6) 
در این نبرد از چند طرف به‌ فقه‌ و آگاهی نظامی عمر(رض) پی‌ می‌بریم: 
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الفن العسكري الإسلامي ص(284)
2) الفن العسكري الإسلامي ص(285)
3) تاريخ الطبري (5/ 109).
4) الفن العسكري الإسلامي ص(286)
5) الفن العسكري الإسلامي ص (288)
6) الفن العسكري الإسلامي ص(294)با توجه‌ به‌ اینکه‌ عمر(رض) تنها به‌ این اکتفا نکرد که‌ به‌ فرماندهان خود در کوفه‌ و بصره‌ دستور دهد تا مسلمانان را در جزیره‌ جمع کند و آن‌ها را برای پیکار با فارسها مهیا سازد، بلکه‌ به‌ نماینده‌ی خود در اهواز و سایر شهرهای پارسی‌تبار دستور داد که‌ از تجمع دشمن جلوگیری به‌ عمل آورند. از این‌رو سلمی بن قین، حرمله‌ بن مریطه‌، زر بن کلیب، اسود بن ربیعه‌ و افراد دیگری را مأمور ساخت که‌ از مرزهای میان فارسها و اهواز نگهبانی نمایند و از پیوستن فارسها به‌ سپاه گرد آمده‌ در نهاوند ممانعت به‌ عمل آورند. به‌ همین صورت این فرماندهان توانستند که‌ از رساندن کمک به‌ سپاه گرد آمده‌ در نهاوند جلوگیری کنند.(1)
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) الفن العسكري الإسلامي (294)همچنانکه‌ پیامبر(رض) در جنگ مؤته‌ این نقشه‌ را پیمود و زید بن حارثه‌ را به‌ عنوان فرمانده‌ قرار داد و فرمود اگر وی به‌ شهادت رسید جعفر بن ابی‌طالب فرمانده‌ می‌شود و بعد از او عبدالله‌ بن رواحه‌ فرمانده‌ی لشکر را به‌ عهده‌ می‌گیرد. عمر(رض) نیز در روز نهاوند نعمان را به‌ عنوان فرمانده‌ انتخاب کرد و فرمان داد که‌ اگر نعمان به‌ شهادت رسید حذیفه‌ بن یمان و بعد از وی نعیم بن مقرن فرمانده‌ی لشکر می‌باشد.
گفتنی است که‌ نعمان همانند فرمانده‌ای کارآمد نقشه‌‌ریزی نمود و از چند طرف مهارت خود را ارائه‌ داد: 
أ- کسب اطلاعات قبل از شروع جنگ
نعمان در بیست و اندی کلیومتر مانده‌ به‌ نهاوند به‌ طلیحه‌ بن خویلد اسدی، عمرو بن ابی‌سلمی عنزی و عمرو بن معدی‌کرب دستور داد به‌ طرف نهاوند بروند و از فاصله‌ی میان خود و دشمن اطلاعاتی را جمع نمایند، این سه‌ نفر مدت شبانه‌روزی حرکت کردند و سپس با این خبر برگشتند که‌ هیچ مانعی میان آن‌ها و دشمنشان وجود ندارد.
ب- عملیات گمراه‌ کننده
عملیات گمراه‌سازی در نهاوند یکی از زیباترین نقشه‌های نظامی بسیار مناسبی است که‌ در جنگهای قدیم و جدید نظیری برای آن وجود ندارد. آن‌گاه که‌ مسلمانان از ورود به‌ قلعه‌ نا امید شدند و توسط خندق و خارهای سه‌گانه‌ و تیراندازان ماهر از ورود آنان جلوگیری به‌ عمل می‌آمد، مسلمانان در پی نقشه‌ای بر آمدند که‌ بتوانند دشمن را از قلعه‌ بیرون آورند و در میدانی گسترده‌ با آن‌ها به‌ پیکار برآیند، که‌ در نهایت به‌ پیروزی مسلمانان انجامید و سپاه دشمن را از پای در آوردند.(1) 
 ت - انتخاب لحظه‌ی حمله‌
کتابهای تاریخ در مورد صبر و حوصله‌ی نعمان بن مقرن برای انتخاب لحظه‌ی حمله‌ بسیار نوشته‌اند، زیرا نعمان می‌خواست لحظه‌ای را انتخاب کند که‌ پیامبر(ص) آن‌را می‌پسندید. ایشان بعد از زوال و خسته‌ شدن سپاه دشمن و وزیدن باد را به‌ عنوان بهترین لحظه‌ی حمله‌ به‌ دشمن معرفی می‌نماید.
ضمناً لازم به یادآوری است که فرمانده‌ی سپاه اسلام نعمان بن مقرن به شهادت رسید و وقتی خبر شهادت او را به امیرالمؤمنین رساندند، عمر در میان آه و ناله‌ها گفت: ( إنّا لله وإنا إليه راجعون) و به شدت گریست و نام دیگر شهدا را جویا شد، افرادی را برای او نام بردند که‌ آن‌ها را نمی‌شناخت. گفت: عمرچه‌کاره‌ است که‌ آن‌ها را بشناسد، مهم این است که‌ خدا آن‌ها را می‌شناسد و خدا آن‌ها را در راه خویش گرامی داشته‌ است و به‌ شناختن عمر چه‌ نیازی دارند.(2) 
آنچه‌ قابل ذکر است اینکه‌ حذیفه‌ فرمانده‌ی لشکر مسلمانان دو کیسه‌ی پر از طلاهای مخصوص کسری 