ذ بالنخيلة قتلى جند مهرانا
فَقَتَّلَ الزحف من فُرْس وجِيلانا
حتى أبادهمُ مَثْنى ووحدانا 
مثل المُثَنَّى الذي من آل شيبانا
في الحرب أشجع من ليث بخفَّانا(8)

 «محل زندگی آن‌ها برای اعور به دارالحزن تبدیل شد و در مکان تخیله‌ی جسدهای سپاه مهران انباشته شده است. مثنی سپاه فارسیان را زیر دست و پای اسبان خود تار و مار کرد. ما تاکنون در عراق فرمانده‌ای همچون مثنی شیبانی ندیده‌ایم. او به حق رهبر این قوم است که در جنگها از شیر درنده نیز شجاع‌تر است».(9) 
شاعر در این شعر خود می‌خواهد صریح و روشن بگوید که‌ مثنی فرمانده‌ای نیرومندتر از خالد بن ولید و ابوعبید ثقفی می‌باشد، این در حالی است که‌ اعور از طایفه‌ی قیس می‌باشد و هیچ‌گونه‌ نسبت خویشاوندی با بنی‌شیبان و بکر بن وائل ندارد، تا اینکه‌ گفته‌ شود او برای قوم و قبیله‌ی خود تعصب می‌ورزد.(10) 
مثنی بن حارثه‌ در علم روانشناسی سربازی، آگاهی چنانی داشت که‌ همانند فرمانده‌ای ویژه‌ و آگاه برنامه‌ریزی می‌نمود و قرنها قبل از هر استاد متخصصی که‌ در این راستا سخنی ارائه‌ بدهد، برنامه‌ و نقشه‌ی خود را به‌ اجرا درآورد.(11) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ الطبري (4/ 287) الطريق إلى المداين ص446.
2) تاريخ الطبري (4/ 287).
3) الطريق إلى المداين ص446.
4) الطريق إلى المداين ص446.
5) تاریخ طبری (5/283)
6) الطريق إلى المداين ص447.
7) تاريخ الطبري (5/ 283).
8) الطريق إلى المداين ص440، وبعضها (تاريخ الطبري (4/ 293) ).
9) الطریق المداين.
10) الطريق إلى المداين ص447.
11) الطريق إلى المداين ص448.از جمله موضع گیری‌های آنان که بیشتر قابل ذکر است این که وقتی فرماندهان مسلمان، بخشی از آن‌چه‌ مسلمانان بدان دست یافته بودند با عمرو بن عبدالمسیح که یک عرب نصرانی بود، نزد زنان مسلمان فرستادند. آن‌ها با دیدن عمرو گمان بردند که او در مال غنیمت دست برد زده است، بنابراین با چوب و چماق به استقبال وی رفتند. عمرو گفت: برای زنان این سپاه شایسته است که این گونه باشند. آن‌گاه به آن‌ها مژده‌ی پیروزی داد.(1) 
این‌گونه‌ موضع‌گیری بیانگر موفقیت تربیت اسلامی و ظهور شخصیتهای اسلامی حتی در میان زنان نیز می‌باشد، زیرا اینک زنان هستند که‌ در صورت عدم وجود مردها به‌ حمایت و حفاظت پادگان قیام می‌کنند.
گفتنی است که‌ این پیروزی سرنوشت ساز باعث شد که‌ مسلمانان بر تمام بین النهرین در عراق دست یابند و مثنی نیز فرماندهان خود را می‌فرستاد تا شهرهای اطراف خود را به‌ زیر سلطه‌ی مسلمانان در آورند و از غنیمتهایی بهره‌ برند که‌ خداوند در جهاد با دشمنانشان بر آن‌ها ارزانی داشته‌ بود.(2) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری (4/292)
2) التاريخ الإسلامي (10/ 352).مثنی دچار غرور پیروزی نشد و از هدف نهایی خود غافل ننشست، بلکه سپاهیان خود را به تعقیب فراریان سپاه دشمن وادار نمود. چنان که مسلمانان به دستور فرمانده‌ی خود فراریان را تعقیب کردند و تا ساباط پیش رفتند و تعداد زیادی از آنان را کشتند و با غنايم هنگفتی برگشتند. پیروزی در بویب نه تنها خاطره‌ی شکست در معرکه پل ابی عبید را از اذهان زدود، بلکه مسلمانان را عملاً بر سرزمین سواد، حاکم گردانید. زیرا مسلمانان قبل از آن فقط به یک طرف رودخانه فرات دست‌رسی داشتند، اما بعد از آن بر دو طرف فرات و همچنین ما بین فرات و دجله و همه‌ی منطقه با هیچ‌گونه دغدغه خاطری مسلط شدند.(1)  غزوه‌ی بویب را می‌توان شبیه غزوه‌ی یرموک در شام دانست.(2)
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ الطبري (4/ 293).
2) ترتيب وتهذيب البداية والنهاية خلافة عمرص93.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:37.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:38.txt">1- غزوه‌ی بدر</a><a class="text" href="w:text:39.txt">2- عمر(رض) در غزوه‌ی احد، بنی مصطلق و خندق</a><a class="text" href="w:text:40.txt">3- صلح حدیبیه و دسته‌ی نظامی‌آعزام شده به هوازن و غزوه‌ی خیبر</a><a class="text" href="w:text:41.txt">4- فتح مکه و غزوه‌ی حنین و تبوک</a></body></html>بعد از معرکه‌ی بویب، مسلمانان در منطقه حرف اول را می‌زدند و سرزمین سواد عراق یکپارچه به دست آنان افتاد و مثنی فرماندهان جهادی و افراد مسلح را در سراسر منطقه تقسیم نمود و بر محل تجمع فارسها و عربها شبیخون می‌زد از جمله به خنافس که بازار پر جمعیتی بود و در آن‌جا طوايف ربیعه و مضر به داد و ستد می‌پرداختند، یورش برد و طراوت آن‌را از بین برد.(1)  سپس با عجله در ساعات اولیه‌ی همان روز خود را به دهقانان شهر انبار رسانید و می‌گفت: 
صبحنا بالخنافس جمع بكر
بفتيان الوغى من كل حيٍّ 
أبحنا دارهم والخيل تُرْدي 
نسفنا سوقهم والخيل رودُ
		وحيا من قضاعة غير مِيلِ
تباري في الحوادت كل جيل 
بكل سَمْيْدَع سامي التليل
من التطواف والشر البخيل(2)

 و به کمک آنان نقشه‌ی حمله به بازار بغداد را کشید. و صبح روز بعد رودخانه‌ی دجله را پشت سر گذاشت و وارد بازار بغداد شد و به قتل و غارت آنان پرداخت و به همراهانش گفت: فقط طلا و نقره و اشیاء قابل حمل و نقل بردارید. سپس بدون توقف برگشتند و در کنار نحر سلحین(3)  در سی‌و‌پنج کیلومتری بغداد مقداری توقف کردند و مثنی به همراهانش گفت: ای مردم! نفس تازه کنید و برای ادامه‌ی راه آماده شوید و از خدا عافیت بطلبید و سریعاً حرکت کنید. آن‌ها 60 کیلومتر سوار بر اسبان راه آمده و جنگیده بودند و نیاز شدید به استراحت داشتند. در آن هنگام مثنی صدای زمزمه‌ای شنید که می‌گفت: دشمن در تعقیب ما است.
مثنی گفت: از خدا بترسید و چنین سخنانی بر زبان نیاورید. آن‌ها اکنون فرصت این را ندارند که به فکر تعقیب شما باشند. اصلاً جرأت چنین کاری را ندارند. آن‌ها چگونه با اسبان محلی و کندرو می‌توانند اسبان اصیل عربی را تعقیب کنند؟ اگر هم ما را تعقیب کنند با آن‌ها به امید پاداش و پیروزی خواهیم جنگید. پس به خدا توکل کنید و به او اعتماد نمایید. خداوند شما را در میادین زیادی که تعداد دشمنان به مراتب از شما بیشتر بوده، پیروز گردانیده است و حتما در مورد خود و خواسته‌ام به‌ شما خبر می‌دهم، و افزود که ابوبکرصدیق ما را توصیه می‌کرد که توقف میان دو شبیخون را کوتاه کنیم و مجدداً حمله کنیم و اگر نه سریعاً باز گردیم.(4) 
این بود برداشت مثنی از جنگ و جهاد. او حساب شده و بر اساس نقشه و ایمان عمیق پیش می‌رفت. در واقع فهم، تجربه، دانش و شناخت در موفقیت آمیز بودن معرکه کمک می‌کند. و مثنی این درس را از قهرمان میادین جهادی، ابوبکرصدیق فرا گرفته بود. (5) 
سپس مثنی برخاست و همراهانش را دستور داد تا بر مرکبهایشان سوار شوند و با راهنمایان خود صحرا و روی‌بارها را به سوی انبار پشت سر گذاشتند تا این که به انبار رسیدند. در آن‌جا با استقبال گرم دهقانان روبرو شدند. و به آن‌ها وعده داده بودند که اگر با موفقیت برگشتند آن‌ها را پاداش خواهند داد و یکی از آنان چنین سرود: 
وللمثنى