ه علی می دانید ! البته با کمک اشاره و تاویل و بکمک جادو و جمبل و علم ابجد و اعداد !!
علی نسبت به ابوبکر و عمر و عثمان با رأی گروه بزرگتری ازمسلمانان خلیفه شد …  
جواب دیگر ما:	
  دلیل نزدیک بودنش به اجماع ، جنگ های داخلی است ! و دیگر این که حکم ایشان در شام هیچ ارزشی نداشت ! بله ، خلافت علی در مقایسه با خلافت عمر به اجماع نزدیکتر بود؛ چون ایشان نمی توانست یک مامور دون پایه را در شام عوض کند، اما عمر می توانست حاکم ها را به یک قلم عوض کند یا فوراً به دارالخلافه بخواهد !
حالا معنی نزدیک تر بودن به اجماع را دانستید یا نه ! 
ادعای 357- علی از لحاظ نسب، بر سه خلیفه قبل از خود برتری داشت و از نور بود 
  اولین امتیازی که مولانا امیر المؤمنین علی داشت و به همین جهت، متمایز از سایر خلفاء بود، آن است که آنها خلفای منصوب از جانب جمعیتی از خلق بودند اما علی، خلیفۀ منصوب از جانب خدا و پیغمبر بود. بدیهی است تعیین شدۀ خدا و پیغمبر حقاً ممتاز از تعیین شدۀ خلق است. هر عاقلی می داند که خلیفۀ منصوب با خلیفه غیر منصوب فرق بسیار دارد.
  ابن ابی الحدید معتزلی که از اشرف علمای شماست در چند جا از مجلدات شرح نهج البلاغه نوشته است: قول به تفضیل امیر المؤمنین علی، قولی است قدیم که بسیاری از اصحاب و تابعین به آن قائل بوده اند و شیوخ بغداد نیز، تصدیق به این معنی نموده اند . می گوید: علی را خدا تعیین کرد و علی از همۀ امت عالم تر بود …   
جواب ما: 
  فضیلت های علی را ما هم قبول داریم. او را جزو عشره مبشره و چهار صحابه اول می دانیم اما دروغ های شما را که می گویید: الله او را تعیین کرد ، معصوم بود و ابوبکر و عمر دشمنش بودند، قبول نداریم !
ادعای 358 - علی از نور خلق شد
  حدیث های دروغین نقل کرده است که علی و محمد در 1400 سال قبل از خلقت آدم، نوری در نزد الله بودند! آدم که خلق شد، الله این نور ( دو نفره ! ) را در صلب آدم قرار داد ! 

جواب ما:
  این خزعبلات است؛ حدیث نیست ! و کسانی گفته اند که صوفی و مشرک و بد مذهب بوده اند !
این مرد نمی داند که دوران پادشاهی سلسله ساسانیان گذشته است و نسب برای انسان فایده ای ندارد ! به خاطر نسب نمی توان گفت که فلانی، جانشین پیامبر است !
الله انسان را از طین خلق کرد و این هم آیه : 
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِينٍ  (المومنون/12)
پس علی را انسان نمی دانید و ما حق دارم که بگوییم: شما علی را اله می دانید !
اما ما غیر از الله ، اله نداریم . 
«لا اله الا الله»

ادعای 359 - در پدران علی تا حضرت آدم کسی مشرک نبود
  آباء و اجداد آن حضرت خلاف دیگران تا آدم ابو البشر همگی موحد و خدا پرست بودند و آن نور پاک در صلب و رحم ناپاکی قرار نگرفت و این افتخار از برای احدی از صحابه نبود ـ بعد با فاصله 50 نسل علی را رسانده است به آدم ابو البشر ـ …   
جواب ما:
  اول، این دروغ است که پدر علی ابی طالب مشرک بود و بر شرک مرد .
دوم، او گمان می کند بین حضرت آدم و حضرت علی 50  نسل فاصله بود که این حماقت است و این را از کتب  تحریف شدۀ انجیل و تورات نقل کرده است در حالی که خبر ندارد، این روزها کوس رسوایی این نوشته ها در هر کوی و برزنِ عالم زده شده ! و در اسلام کسی نمی تواند اینگونه شجره  نامه های تقبلی  پیدا کند مگر در بین شیعه ها !
  اگر ما بین علی و آدم 50 نسل فاصله بگذاریم ! یعنی، بین علی و آدم 18 قرن فاصله بود که این یک دروغ آشکار و خلاف کشفیات تاریخی است !
سوم، به فرض که کسی در پدرانش مشرک نداشته باشد، این دلیل نمی شود که آن آدم را رهبر کنیم و برتر  بدانیم! کی این را دلیل ساخته!؟
چهارم، پدر حضرت ابراهیم که مشرک بود؛ آزر را می گوییم ! پس چرا می گویی در بین پدرانش کسی مشرک نبود .
ادعای 360 - آزر ،پدر ابراهیم نبود ؛ عمویش بود 
  آزر ، عموی او بود؛ زیرا در لسان عرب عمو را هم پدر می گویند .
حتی در آیات قرآن نظایری دارد که در عرف نیز، معمول است؛ از جمله : آیه 127 از سورۀ بقره که شاهد بر عرض دعا نیز، هست که سوال و جواب حضرت یعقوب را با فرزندانش هنگام مرگ ذکر نموده است که می فرماید :
أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِي قَالُواْ نَعْبُدُ إِلَـهَكَ وَإِلَـهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَـهاً وَاحِداً وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ }                                                     (البقره/133)
مقصود از این آیۀ شریفه ، کلمۀ اسماعیل است برای آنکه به شهادت قرآن مجید پدر جناب یعقوب ، اسحق است و اسماعیل عموی یعقوب است نه پدر او ، اما در قرآن بر اساس قاعدۀ عرف ، عمّ را أب خطاب می کردند او را پدر می خواندند . فرزندان یعقوب در عرف، عمو را پدر می خواندند؛ لذا در جواب پدر هم عمو را پدر خواندند. خداوند هم در قرآن همان سوال و جواب را ذکر فرموده است.
  جناب یعقوب به فرزندان خود گفت: شما پس از مرگ من چه کسی را می پرستید؟ گفتند: خدای تو و خدای پدران تو ابراهیم و اسماعیل و اسحق را که معبود یگانه است …   
جواب ما:
  قرآن به صراحت می گوید که آزر ،پدر ابراهیم، مشرک بود و این داعی می گوید: خیر ! سفسطه را تو ببین! 
آیا پسران یعقوب در مجالس می گفتند: ما دو پدر داریم؟ یا برای تمایز بین اسماعیل و اسحاق می گفتند:  اسحاق پدر ماست و اسماعیل هم پدر ماست ؟! یا می گفتند: عموی ماست
 پس ای داعی ، اگر عمو را پدر خطاب می کردند، منظور از لفظ « عم » در زبان عربی کیست !؟ چرا این زبان واژه عمو دارد ؟! ما هرگز نمی گوییم حسن یا حسین بن عقیل ! می گوییم: حسین بن علی ! 
 اما منظور آیه :
  واضح است که صحبت از اجدادست ! و این جا معنی «اَب» به معنی نیاکان است نه به معنی پدر حقیقی !
ادعای 21- عبیدالله الحسکانی که از علمای بزرگ سنی است، گواهی داده است که خیلی از ادعا های  شیعه برحق است.
جواب ما:
  در بد بودن این آدم همین بس که وزارت ارشاد و فرهنگ ایران، کتاب او را پیوسته چاپ می کند و باید بدانید که این وزارت خانه در خدمت ترویج مذهب شیعه است، درست مثل این که علمای سلفی (وهابی) عربستان، کتاب آیت الله سیستانی را چاپ کنند، آنوقت شما دربارۀ سیستانی چه گمانی خواهید کرد. 
این مرد در اصل حنفی بود اما بعد شیعه شد. استناد به گفتۀ او حقه بازی است.
اکنون اسم من محمد باقر است. شیعه به دنیا آمدم و معلم دینی نیز، بودم،  اما بعد سنی شدم. آیا این حقه بازی نیست اگر سنی ها به کتابی که در زمان سنی بودنم نوشتم، استناد کنند که شیعه ها حرف ما را  می گویند؟!
 اصلاً وقتی کتب اصلی شیعه وجود دارد، من کیستم که به گفتۀ من استناد می کنید؟ وقتی بخاری، مسلم ، نسایی و ترمذی و ... هستند، حسکانی کیست که او را به رخ ما می کشید. 
(مکر + مکر) تنها برای فریفتن شیعۀ عوام است. 
او اعتقاد داشت که خورشید برای حضرت علی برگشته و شب عقب گرد کرده و دوباره روز شده است تا علی نمازش قضا نشود.
 امام ذهبی همین گفته را ،دلیل شیعه بودن حسکانی  دانسته است.
هرکس چنین حدیثی را دربارۀ علی درست بداند، بدو