ی وجود من پر است              
این صدف پر از صفات آن دُر است 
داند آن عقلی که آن دل روشنی است       
درمیان لیلی و من فرق نیست 
ترسم ای فصاد چون فصدم کنی             
نیش را ناگاه برِ لیلی زنی 
روحهُ روحی و روحی روحهُ               
من یری الروحین عاشا فی البدن ...  
  جواب ما:
  از این بهتر دلیلی ندارد !! 
  در این جا ، حرفهای بی دلیل و برهان زده است. از یک طرف علی را پیغمبر نمی داند از طرف دیگر در  دو صفحه عقب تر حضرت علی را از جمیع انبیاء و رسل برتر می داند ! ( غیر از حضرت محمد ).
این مرد مکار می داند که اگر بگوید: علی پیغمبر است. مسلمانها او را کافر می دانند . لذا منکر است که علی پیامبر است، اما می گوید: علی از پیامبران برتر و افضل است !
مثل کسی که در مدح پرستاری غلو کند و ما بگوییم: این که دکتر نیست! این که مدرک دکتری ندارد! و او بگوید: بله من قبول دارم که دکتر نیست اما از همۀ دکترها  افضل و بهتر است !
  این قوم در مرز کفر متوقف می شوند و حرف دل خود را نمی گویند اما در دل  به کفری بزرگتر معتقدند.  
علی را پیامبر نمی دانند؛ چون این کفری صریح است. اما علی را از پیامبران برتر می دانند. این جمله مبهم است تا کسی  به آنها کافر نگوید. 
ادعای 4 - بعضی از سنی ها به حضرت علی بد و بیراه می گویند!
فلان سنی از حضرت علی بد گفت...  
جواب ما:
  هرکس  علی را بد بگوید، او شیعه است؛ زیرا این عادت شیعه هاست که اصحاب را ناسزا می گویند. 
اهل سنت صحابی را بد نمی دانند؛ به خصوص حضرت علی را . ایشان نزد سنی ها مقام والایی دارد و جزو چهار نفر اول، از اصحاب پیغمبر می باشد. علمای شیعه برای تحریک احساسات ساده لوحان گاهی تهمت می زنند که سنی علی را فحش می دهد.
شما میدانید که ما قاتل حضرت حمزه و کسیکه جگر او را خورد را نیز بد نمیبینیم، بلکه آندو را نیز با احترام یاد میکنیم فقط به این خاطر که ، در مرحله آخر زندگی خود مسلمان و صحابی و صحابیه شدند . با این حساب ، پس چگونه ممکن است از حضرت علی بد بگوییم در حالیکه ایشان  از کودکی تا مرگ یار خاص رسول الله بودند  . شوهر دختر ایشان بودند . پدر نوه های ایشان بودند و و از اهل بیت بشمار میروند ؟!
 خودت در یک  جای کتابت   گفتی که  سنی ،  اهل بیت را فحش نمی دهد بلکه علی را دوست دارند . حالا چه شد که این را میگویی؟
ادعای 189 - آیۀ مباهله دلیلی است بر این که پیامبر و علی یک روح بودند در دو بدن
  به او گفته شد: سند بیار که محمد و علی یک روح در دو بدن بودند. جواب داد: 
اولین دلیل ما از قرآن کریم است که سند محکم آسمانی ما می باشد و بزرگترین دلیل از قرآن مجید آیه مباهله است که به صراحت می فرماید:
  «فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ»                                                      (آل عمران/61) 
«پس هر کس با تو در مقام مجادله بر آید دربارۀ عیسی بعد از آنکه با وحی خدا به احوال او آگاهی یافتی. بگو: بیایید ما و شما با فرزندان و زنان خود و نزدیکانی که از غایت بزرگواری به منزلۀ نفس ما باشند با هم به مباهله برخیزیم ( یعنی، درحق یکدیگر نفرین کرده و در دعا و التجاء به درگاه خدا اصرار ورزیم ) تا دروغ گو و کافران را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم. » ...  
جواب ما:
  آیا این دلیل است ؟ یک بار جواب دادم که این اختصاص به علی و فاطمه و حسن و حسین ندارد. اگر حضرت محمد یک بار خالد را امیر لشکر کرد، نباید نتیجه بگیریم که غیر از او، امیر دیگری  نیست. اگر یک بار علی را با خود به مباهله برد، نباید نتیجه بگیریم که در دورۀ بعدی غیر از علی کس دیگری را نمی برد. 
و دلیل ما این است که «نساءنا» جمع است، اما شما می گویید: فقط دربارۀ فاطمه است .
و باز گفتی که مسلم و  سلیمان بلخی و سبط ابن جوزی و  گنجی شافعی با الفاظ کم و زیاد آورده اند. او یک لفظ از مسلم گرفته که راست است و یک لفظ از سلیمان بلخی گرفته که دروغ است و محصول خود را بیرون داده است.
  می نویسد:
  در روز مقرر، تمام جمیعت نصاری به اتفاق هفتاد نفر از علمای خود در بیرون دروازۀ مدینه در دامنۀ کوه ایستاده و منتظر بودند که رسول اکرم با طمطراق و جمیعت فراوان برای مرعوب کردن آنها تشریف فرما شود .
ناگاه درِ قلعۀ مدینه باز شد و خاتم الانبیاء با جوانی در طرف راست و زن محجوبه ای در طرف چپ و دو بچه در مقابل خود آمدند تا در زیر درختی مقابل نصاری قرار گرفتند ( و دیگر احدی با آنها بیرون نیامد )...  
جواب ما : 
داری دروغ میگی
  آیا مدینه دروازه داشت؟ آیا مدینه قلعه داشت؟ پس چرا وقتی کفار به مدینه حمله کردند، رسول الله خندق کند ؟ آیا  این حدیث مباهله راست است؟! 
چرا باید این مباهله را دلیل بگیری که آن دو یک روح بودند در دو بدن؟ چرا خروج محمد و ابوبکر و بودن در غار را دلیل نمی گیری که آنها یک روح بودند در دو بدن؟ مگر الله در آیه نمی گوید: 
«لا تخرن ان الله معنا»؛ یعنی، از بین این جماعت الله با من و توست. 
مگر شما نمی گویید: «حق مع علی و علی مع حق» . خب نتیجه بگیرید که الله  ( حق ) و علی هم یک روح هستند در دو بدن . علی اللهی ها با همین دیدِ داعی، به این حدیث نگاه کردند و علی را الله دانستند و تا قعر جهنم پیشروی کردند ! و آن را فتح نمودند !
ادعای 190 - شواهدی از اخبار در اتحاد روحی پیغمبر و علی از اهل سنت
  این جا بیش از ده حدیث جعلی روایت کرده است در حق علی که هیچ کدام سند درستی ندارد یا دروغ است ! ...  
جواب ما : 
  این شیوۀ ناپسند، عادت این مرد است که فرق حدیث صحیح و غیر صحیح را نمی فهمد، اما همین که حدیثی در فضیلت ابوبکر باشد، حدیث شناس می شود و اگر در بخاری و مسلم  هم باشد، می گوید: ضعیف است ! 
  در همین عنوان سه بار از سلیمان بلخی روایت کرده است آخر این آدمی که 80  سال پیشتر از مناظرۀ نویسندۀ کتاب شبهای پیشاور مرده است، مگر  کی بود ؟ آیا راوی حدیث بود؟! اگر داعی 100 سال  زود تر  به دنیا می آمد، با توجه به نبود سلیمان بلخی، این همه  احادیث را از کجا پیدا می کرد تا کتاب خود را با آنها پر کند .
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:233.txt">ادعای 191 - چون پیغمبر افضل بر انبیاء است، علی هم افضل از آنها می باشد</a><a class="text" href="w:text:234.txt">ادعای 192 - علی صاحب کمالات جمیع انبیاء بوده است</a><a class="text" href="w:text:235.txt">ادعای 193 -امامت ابوبکر با اجماع امت نبود</a><a class="text" href="w:text:236.txt">ادعای 194 - اسامه خودش امیر ابوبکر بود. چگونه یک شبه مامور او می شود </a><a class="text" href="w:text:237.txt">ادعای 195 - سنی هم قبول دارد که اجماع بر خلافت ابوبکر واقع نشد .</a><a class="text" href="w:text:238.txt">ادعای 196 - دور نمودن کبار صحابه از بیعت با ابی بکر </a><a class="text" href="w:text:239.txt">ادعای197 - سعد بن عباده را توطئه گران  کشتند </a><a class="text" href="w:text:240.txt">ادعای198 - بالا بودن سن عمر دلیلی بر ارجحیت نیست </a><a class="text" href="w:text:241.txt">ادعای199 - پیامبر ، علی را جانشین 