ا مى‏خيزند و رو به درگاه خدا مى آورند) و پروردگار خود را با بيم و اميد مى‏خوانند، 
اگر علی مشمول این آیه است پس از الله خوف داشت و به حدیث «علی مع القرآن» اکتفا نکرد. و علی هم  بنی آدم بود و معصوم نبود.
حقه بازی یازدهم: معنی حدیث صحیح را آن طور که ما می گوییم، درک نمی کنند
  حدیثی از ما نقل می کند اما تفسیر ما را از آن حدیث نقل نمی کند  و تفسیر خود را می نویسد!!!
 بیایید ادعا های مطرح شده در کتاب را بررسی کنیم. من سعی کردم حتی یک ایراد و ادعای او بی جواب نماند.

ادعای 125 - مظلومیت شیعیان در مقابل مخالفان
  می گوید: از صدر اسلام شما دارید ما را لعنت می کنید و شیعیان را فحش و دشنام می دهید ...  
جواب ما:
  مثل این است که بگوید: از صدر اسلام شما دارید قبر سازی و قبر پرستی می کنید و ما  شیعیان همواره شما وهابی ها را از این عمل زشت منع می کنیم . آیا این مرد نمی داند که اکثر اهل سنت آدم زنده را لعنت نمی کنند، زیرا ممکن است، هدایت شود. بسیاری از سنی ها مرده را نیز، لعنت نمی کنند؛ زیرا وقتی مُرد الله می داند و او .
ما احادیثی داریم که اگر در لعن خطا کنیم و غیر مستحق را لعنت کنیم، لعنت به خود ما برمی گردد. حتی کار به جایی رسیده است که بعضی ها شیطان را هم لعنت نمی کنند و فقط از شرّ او به الله پناه می برند. 
برعکس، شیعه بی پروا سیاه و سفید را لعنت می کند و این قوم به ما تهمت می زند که شما پیروان و دوستداران  حضرت علی را لعنت می کنید و در همان حال کتابش پر است از احادیثی که از اهل سنت نقل کرده است در فضایل حضرت علی! 
ادعای 126 - تهمت علمای سنی به شیعیان
  عالم شما «ابن عبد ربه» به ما تهمت زده است که ما مثل یهود دشمن اسلام هستیم. وتهمت زده است که شیعه ها  دشمن جبرییل هستند، چون خیانت کرده و  رسالت را به محمد رسانده است نه به علی. و تهمت زده که شیعه ها می گویند: «السام علیکم» و این که خون تمام مسلمانان را حلال می دانند ...  
جواب ما: 
  این مرد حقه باز راست نگفته است؛ زیرا شیعه ها یک فرقه نیستند. در زمان نویسندۀ مذکور، فرقۀ قرامطه  بودند که حاجیان را کشتند و به مکه حمله کردند و دروازۀ کعبه را خراب کردند، حتی  سنگ حجر الاسود را با خود بردند و دو نیم کردند. باز می خواهی بگوییم: شیعه های پاک نهاد بودند ؟!
  پس «ابن عبد ربه» و امثال او دروغ نگفته اند. لباس دروغ گویی را تو بر قامت خود دوختی. اما صفت مشترک بین شما و شیعه های قرامطه این است که هر دوی شما،  هر وقت کفار به بلاد اسلامی حمله کردند همگی یک صدا در کنار کفار ایستادید. امروزه هم اگر می بینیم که در عراق و افغانستان، برخی از  سنی ها با صلیبی ها ساختند در عوض گروهی دیگر با آنان می جنگند. در حالی که شیعه به کلی در ارتش و پلیس متجاوزان داخل شد و هنوز به قتل و غارت جان و مال سنی ها مشغول است.
و دیگر صفت مشترک شما با شیعه های قرامطه این است که هرگز با کفار جهاد نکردید و جهاد شما همیشه با مکه و کعبه و حجرالاسود بود. اگر دروغ می گویم ؟ نشان دهید کجای حرفم راست نیست.
ادعای 127 - ما گرفتن بیش از چهار زن را جایز نمی دانیم
  می گوید: ابن حزم نیز، به ما تهمت زده است که ما بیش از چهار زن نکاح می کنیم و تا نه زن هم می گیریم. تهمت زده است که شیعه مسلمان نیست و از یهود بدتر است ...  
جواب ما: 
  دروغ گفته است، نُه زن که نه، شما نکاح همزمان با هزار زن را جایز می دانید. منتهی نامش را  ازدواج موقت گذاشته اید. 
  ای حقه باز ها ! ازدواج موقت و دایم که فرق ندارد. همه موقت است و با مرگ یا طلاق پایان می پذیرد. و باز فراموش نکن که ابن حزم، معاصر با قرامطه و اسماعیلی های مصر بود و آنها فِرَق دیگر شیعه هستند و هر کدام گمراهی های خاص خود را دارند. شما دوازده امامی ها آنوقت ها کمتر مطرح بودید. 
  فتحعلی شاه که اجدادت در زمان او به تهران آمدند، 900 زن داشت  و تو او را شهنشاه نامیدی. همین ناصرالدین شاه که به پدربزرگت لقب «سلطان الواعظین» داد. 300 زن داشت و هر روز عصر از زنان خود سان می دید و برای شب چند تا را انتخاب می کرد.
پس چرا می گویی: بیش از چهار زن در مذهب ما روا نیست؟ باز می گویی: تهمت است. 
ادعای 128 - تهمتهای ابن تیمیه  به ما
  به شیخ الاسلام زبان درازی کرده است و به دروغ او را دشمن علی معرفی کرده که البته از این مرد معتاد به دروغ نباید تعجب کرد.
می گوید: ابن تیمیه تهمت زده است که شیعه ها ، اصول دین را چهار تا می دانند. در حالی که ما می گوییم: سه تا است ...  
جواب ما:
  در جواب می گویم: من که شیعه بودم و پدرم مرا به یک مدرسۀ اسلامی در شهر لنگرود فرستاد. یادم می آید که به ما یاد دادند، اصول دین، 3 تاست : توحید، نبوت و معاد. و اصول مذهب شیعه، 2 تاست: عدل و امامت . یک روز پدرم از من پرسید: چی یاد گرفتی؟ گفتم: اصول دین و مذهب. گفت: چند تاست؟ گفتم: پنج تا. گفت: بشمار. شمردم. از خوشحالی مرا  بوسید. 
حالا این مرد عقیدۀ خود را منکر است.
 بزرگتر که شدیم، معلمان دینی می گفتند: به این دلیل، عدل جزء اصول دین است که سنی ها خدا را عادل نمی دانند. پس برای تاکید، جزو اصول دین کرده ایم. حالا این دجال می خواهد عقیدۀ خود را از ما پنهان کند. می گوید: ابن تیمیه تهمت زده که شیعه نماز جماعت نمی خوانند و نماز جمعه هم نمی خوانند و سه عکس را شاهد آورده است که نماز می خوانند. 
می گویم: در همین کتاب، مرتب نوشتی: سنی ها مناظره را قطع کردند که می رویم نماز جماعت و خودت از نماز جماعت خودت چیزی نگفتی. آنچه عیان است چه حاجت به بیان است. این مثل روز روشن است که شما نماز جمعه نمی خواندید تا این که 20 سال پیش دوباره شروع کردید و از رادیو اعلام کردید: اولین نماز جمعۀ تهران ... دومین نماز جمعۀ تهران به امامت طالقانی ... 
و سنی ها می خندیدند که اینها را ببین بعد از هزار و چهارصد سال می گویند: اولین نماز جمعه !!
در ضمن، در تهران 15 میلیونی فقط در یک جا نماز می خوانید. پس حساب کنید درصد نماز گزاران را و از این درصد کم هم ، عدۀ زیادی برای الله نمی آیند از ادارات ارتشی می آیند و حقوق بگیرند.
و واضح است که شیعه ها تا امروز هرگز اهمیتی را که سنی ها به نماز جمعه می دهند، نداده اند. در همین تهران 15 میلیونی شمار مساجد شاید از یک دهم مساجد پیشاور دو میلیونی هم کمتر باشد. تازه با وجود این که 3 بار در شبانه روز نماز می خوانید نه 5 بار . باز این اندک مساجد شما از نماز گزاران  تهی است !
  فرموده های ابن تیمیه هم مال زمان خودش بود او که در قرن 7 زندگی می کرد، نمی دانست شما در قرن 14 اولین نماز جمعۀ خود رابرگزار می کنید !
ادعای 129 -شهر ستانی بی سواد بود
  می گوید: شهرستانی دروغ گفته است که قبر امام محمد تقی در قم است، چون در سامرا است و ناصرالدین شاه مرحوم آن را مُذَهَّب ( طلا کاری ) نموده است ...          
 جواب ما:
  ناصرالدین شاه با این کارش نه در دنیا نه در آخرت بهره ای ندارد؛ چون به زور از مردم بیچاره در کار حرام استفاده کرده است . در دنیا، خمینی دستور داد قبرناصرالدین شاه  را خراب کنند و در آخرت باید جواب دهد که به