91.txt">ادعای 64 - صحیحین سنی ها از خرافات پر است</a><a class="text" href="w:text:92.txt">ادعای 65 - از خرافات کتابها ی سنی، سیلی زدن موسی به صورت ملک الموت است</a><a class="text" href="w:text:93.txt">ادعای 66- شیعه ، مشرک نیست</a><a class="text" href="w:text:94.txt">ادعای 67 - شیعه مشرک نیست؛ زیرا کسی را پسر الله نمی داند</a><a class="text" href="w:text:95.txt">ادعای 68 - شیعه مشرک نیست؛ زیرا صفات الله را کسبی نمی داند</a><a class="text" href="w:text:96.txt">ادعای 69  - شرک یعنی بیکار کردن الله در اداره  امور جهان </a><a class="text" href="w:text:97.txt">ادعای 70 - شرک؛ یعنی، ریا و توجه به غیر الله</a></body></html>ادعای 61 - می گوید: اگر ما الله را ببینیم؛ یعنی، او محدود است و این کفر است ... 
جواب ما:
  می خواهی بگویی: الله نامحدود است؟ این را نمی دانستم؛ کی به تو یاد داده است؟ ما می گوییم: از ذات الله چیزی نمی دانیم و تو می دانی که محدود و نامحدود یعنی چه ؟
الله در قیامت چشمی به ما می دهد که او را ببینیم. حتی اگر نامحدود باشد، چشمی می دهد برای دیدن نامحدود . 
{وَمَن كَانَ فِي هَـذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً } (الإسراء/72)
  حال دلایل ما برای رویت الله در بهشت:
 سنی ها عقیده ندارند که الله در دنیا قابل رویت است، اما جهان آخرت جهانی دیگر است. در آن جهان بعضی آدمها با سر راه می روند! پس در چنین جهانی رویت الله عجیب نیست و این هم دلیل صریح از قرآن : 
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ } ( قيامت/ 22 و 23 )
چهره های در آن روز نورانی و نیکوست و آنها پروردگار خود را می نگرند.

ادعای 62- خداوند جسم نيست تا مثلاً بنشيند ... 1
جواب ما:

  جسم باشد یا غیر جسم ... به هر حال یک چیزی هست و الله در قیامت خودش را نشان می دهد. اما ما نه می دانیم و نه تصورش را داریم که چه چیزی می بینیم.
  شيعیان می گویند: الله همه جا هست. بايد بدانیم که زمین مکانهای کثیف و ناخوشایند هم دارد، پس باید بگوییم: الله با علمش در همه جا هست.

حقه بازی چهارم : آمیخته  کردن احادیث

  چند حدیث را با یکدیگر آمیخته می کند؛ یعنی، یک جمله از کتاب یک گمراه را با یک جمله از کتاب بخاری پیوند می دهد و می نویسد:  سلیمان بلخی و احمد حنبل ( با الفاظ کم و زیاد ) روایت کرده اند ...
الفاظ کم و زیاد یعنی چه؟!!!!
  هر کلمۀ رسول؛ به خصوص هنگام اختلاف؛ راه گشاست؛ اما آنها دنبال راه نیستند؛ بلکه برای امت چاه می کنند.  پس باطل را به حق پیوند می دهند و همه می دانند در لیوان پر از آب زلال، اگر قطره ای ادرار بیفتد، همۀ آب فاسد می شود. 
ادعای 63 - سنی ها می گویند: الله مثل بقیه دست و پا چشم دارد  ...
جواب ما:
  البته در قرآن از دو دست و چشم الله صحبت شده است( قرآن را که دیگر قبول دارید؟(
در عین حال معتقدیم: « لیس کمثله شیء » و معتقدیم: « ولم یکن له کفواً احد »
هر چیز مثل او نیست . الله شبیه به هیچ چیز نیست.
امام احمد حنبل کسی را که دربارۀ ذات الله و کیفیت دست و پا و چگونگی نشستن بر عرش، از او  سوال  کرد، از مجلس بیرون کرد و گفت:
« نشستن معلوم است چون در قرآن آمده است » چگونگی آن مجهول است... و ایمان به آن واجب است  و سوال و صحبت از آن بدعت است و گمان می کنم سوال کننده ، منافق است. و از مجلس بیرونش کرد. 
ما که نمی توانیم بگوییم: آیۀ قرآن را قبول نداریم. می گوییم: معنی آیه را درک نمی کنیم 
اما در بست قرآن را قبول داریم. 
دوم: ما می گوییم: الله هست اما از ذاتش چیزی نمی دانیم. 
ما به کسی که دربارۀ ذات الله سوال می کند به دیدۀ شک نگاه می کنیم و می گوییم: منافق است ما دربارۀ کسی که از چگونگی چشم و دست الله سخن بگوید، می گوییم: بدعتی است و دروغ گو. 
ما کسی را که از چگونگی دست وپای الله سوال کند یا دربارۀ آن صحبت کند، از مجلس خود بیرون می کنیم. ـ چه کنیم که مبتلا به اين شيعه  شده ایم ـ
ما امر شده ایم که فقط از صفات الله صحبت می کنیم که خالق است و بصیر است و سمیع ... 
اگر در کتب حدیث ما «پای الله» ذکر شده است، خوب در قرآن هم «ید الله» ذکر شده است.
تو که این کلمۀ دست را از قرآن برنمی داری و حذفش نمی کنی  ؛ بنابراین ، ذکر یدالله در صحیح مسلم به نقل از پیامبر گناه نیست .
تو یک سنی پیدا کن که بگوید: قربان دست الله بروم یا چیزی شبیه به این و بعد ایراد بگیر .
هیچ  اهل سنتی الله را مجسم نمی کند و این یک تهمت شرمناک است .
در کتب ما احادیثی هست که در آنها رسول الله ، پا و دست الله را ذکر کرده است، اما این دلیل نمی شود که ما الله را تجسم کنیم.  
ما، شما را فقط به این خاطر که در کتاب شما ( قرآن ) چشم و دست الله ذکر شده است، متهم نمی کنیم که الله را جسم می دانید. پس شما نیز، ما را متهم نکنید. 
یوم یکشف عن ساق...(قلم /42)
ان الذین یبایعونک انمایبایعون الله یدالله فوق ایدیهم...(فتح/ 48)
یداه مبسوطتان (مائده/ 64)
این قرآ ن است که از ساق الله، از دست الله، حتی از دو دست الله ، سخن می گوید. 
الله مگر قهار نیست؟ مگر خشم نمی گیرد ؟ خب این؛ یعنی، تو تهمت می زنی که سنی می گوید: الله سیستم عصبی دارد که بر اثر کار بد آدم ها ،تحریک و غضبناک می شود؟! 
الله از کار بنده ای که یک تنه به سپاه کفار زد، راضی می شود و رسول خدا اوج رضایت الله را از به خنده تعبیر می کند. 
آخر مشکل در کجاست ؟در قران ؟ 
حتماً با قرآن مشکل دارید؛ زیرا این قرآن است که می گوید: الله دو دست دارد.
برای عده ای ممکن است این سوال پیش بیاید که عاقبت در قبال این آیات چه باید کرد؟ عرض می کنم که اهل سنت به هر چیزی که در قرآن و حدیث صحیح آمده است، ایمان دارند حتی اگر کیفیت مسأله برای او مجهول باشد. برای مثال عرض می کنم :
  وقتی که الله می گوید: دو دستم گشاده است. ما نمی گوییم: سه دستش گشاده است. نه می گوییم: یک دستش را باز کرده است و نه می گوییم: دست ندارد. بلکه هر چی خودش می گوید، همان را قبول داریم. اما نه از کیفیت وچگونگی آن حرفی می زنیم و نه تجسم می کنیم. نه تشبیه و نه گفتۀ الله را تصحیح می کنیم      ( مثل بعضی ها ! )؛ زیرا هر چیزی دربارۀ ذات الله بر ما مجهول است و صفات او بر ما معلوم ... اما ایمان به قرآن واجب است. به همین سادگی...  الله در قرآن می فرماید:
«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آَيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آَمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»(آل عمران/7)
او کسی است که بر تو کتاب را نازل کرد و در آن کتاب، آیات محکم هست و متشابه و هر کس که در قلبش مرض باشد، به دنبال آیات متشابه قرآن می رود و آن را تاویل می کند ...    
حال شما بنگرید که در قلب چه کسی مرض است؟ 

ادعای 64 - صحیحین سنی ها از خرافات پر است
  قوم موسی تعجب می کردند که چرا موسی عریان نمی شود تا با