 خلیفه است. نفرموده است که خلیفه 5 ساله یا 8 ساله است. این که 12 امام شما با عددی که رسول الله گفته است، مطابقت دارد؛ دلیل کافی و وافی نیست ! باید بقیۀ شرایط را هم داشته باشد موسی بن جعفر را ما چگونه خلیفه بدانیم در حالی که یک روز هم خلافت نکرد، و خلیفه وقت ،هارون الرشید، او را در زندان افکنده بود یا علی بن موسی رضا را چگونه خلیفه بدانیم و مامون را ندانیم در حالی که مامون او را ولیعهد خود کرد و امام رضا  این ولیعهدی مُرد! و هرگز خلیفه نشد ،  روح مامون بما خواهد خندید که مرا خلیفه نمیدانید و ولیهد مرا خلیفه میگویید در حالیکه یک روز هم حکومت نکرد!!
 یک گوشه از داستان اگر تطبیق کند، اما  معنی کل را نمی دهد. به قول معروف، هر کس سبیل دارد بابای تو نیست.
  ما خود به چشم سر دیدیم، و  روزی را که در مغازه خود نشسته بودیم و مردانی داخل شدند و عسل خواستند و یک مرد عصا به دست را بر روی صندلی نشاندند و گفتند: ایشان، امیر المومنین و  خلیفه است و ما پرچم های سیاه را برا فراشیتم تا به جنگ هند و فتح بیت المقدس برویم . اشاره آنها به این حدیث پیامبر بود که از خراسان مردانی با پرچم سیاه ، بیت المقدس را فتح می کنند و اشاره به حدیث دیگری درباره جنگ هند است. 
اما پرچم سیاه ، و یا  قریشی و هاشمی بودن آن خلیفه کافی نیست تا حدیث درباره او باشد و دیدیم که کارشان به جایی نرسید ! و استنباط تو از عدد 12 هم همین گونه است ! 
اما تفسیر حدیث چیست ؟ 
  گفتیم که رسول الله درباره آینده پیشگویی هایی فرمودند و تا به وقوع نپیوندد ما نمی دانیم منظور دقیق ایشان چیست ! برای مثال : درباره جمع شدن یهود در بیت المقدس حدیث داریم که دیدیم، جمع شدند.
 درباره دیوار آنها حدیت داریم که دیدیم، دارند می سازند. دربارۀ  جنگ در اطراف نهر بین ما و آنها حدیث داریم که از بین خواهند رفت، اما تا به حال به وقوع نپیوسته است و نمی دانیم که مردان آن جنگ چه کسانی هستند.
 درباره 12 خلیفه بر منهج رسالت، احادیثی هست که اگر آنها را جمع کنیم، 4 نفر آنها همانا خلفای راشدین هستند و پنجمی شاید عمر بن عبدالعزیز باشد. رسول الله پیش بینی کردند که بعد از آن ، پادشاهی می شود. در آخر زمان هم خلیفه هست که احتمالاً یکی از آنها مهدی ماست نه مهدی شما ولکن این حدیث بر امامان شما فقط در عدد 12 مشترک است و بس !
همانطور که گفتیم خلیفه باید مشخصات یک خلیفه در او جمع باشد . خلیفه می تواند زندان داشته باشد اما می تواند خودش زندانی باشد ( مثل موسی کاظم ) ! خلیفه می تواند ولیعهد تعیین کند اما نمی تواند توسط یک غاصب به عنوان یک ولیعهد تعیین شود ! از ترس خلیفه ممکن است که مسلمانی فراری باشد اما خلیفه نمی تواند از ترس پنهان باشد (مهدی )
اگر پنهان شد پس کم از کم قبول کنید که او خلیفه نیست !
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:543.txt">ادعای471 - جاحظ می گوید: شیعه بر حق است</a><a class="text" href="w:text:544.txt">ادعای472 - نام ائمۀ ما بر پایۀ عرش نوشته شده است</a><a class="text" href="w:text:545.txt">ادعای473 - شیعه خواستار اتحاد است و سنی نیست </a><a class="text" href="w:text:546.txt">ادعای 474 - امام ما علی برحق بود اما به خاطر وحدت از حق خود گذشت</a><a class="text" href="w:text:547.txt">ادعای 475 - همۀ مسجد های دنیا  یا بر قبر یک  نبی ساخته شده اند یا بر قبر وصی</a></body></html>ادعای471 - جاحظ می گوید: شیعه بر حق است ...  
جواب ما :
  جاحظ که سنی نیست، او معتزلی است ! عقایدش به شما خیلی نزدیکتر است تا ما .

ادعای472 - نام ائمۀ ما بر پایۀ عرش نوشته شده است ...  
چنانکه حافظ ابن عقده احمد بن محمد کوفی همدانی که از علمای عامه است، از مشایخ و علمای خودشان نقل می کند که از عبدالقیس که در بصره از ابو ایوب انصاری حدیث مفصلی را شنیدم تا آن جا که گفت: شنیدم از رسول الله که فرمود: شب معراج نظر کردم بر ساق عرش، دیدم نوشته است :
«لا اله الا الله محمد رسول الله ایدته بعلی و نصرته به»
سپس نوشته شده بود :
« الحسن و الحسین و علی و علی و علی و محمد و محمد و جعفر و موسی و الحسن و الحجة » عرض کردم: الهی ایشان کیانند؟ وحی شد که اینها اوصیای تو هستند و بعد از تو «فطوبی لمحبیهم و الویل لمبغضیهم»
یعنی : بهشت برای دوستان آنها و جهنم برای دشمنان آنان می باشد .
( آنگاه خطاب به آقای نواب گفتم: جناب نواب، آیا جواب اشکال دیشب شما داده شد و قانع شدید یا باز اضافه نمایم؟ ).
نواب گفت : کمال تشکر را داریم به نحو أتم و اکمل مستفیض شدیم. دیگر شبهه و اشکالی در دل اهل دل باقی نمانده است. خداوند به شما و ما جزای خیر مرحمت نماید (همگی آمین گفتند) .

جواب ما:
 
  و  بعد از همۀ این حرفها ، سنی در مناظره خیالی می گوید: من جواب سوالم (آیا نام علی در قرآن هست ؟)را به طور کامل گرفتم . اما بیرون از عالم مناظره خیالی و در جهان واقعیت باز ما می پرسیم: ای داعی ما که نمیتوانیم گردن بکشیم . نوشته روی عرش را بخوانیم ، نوشته آنجا برای ما فایده ندارد آدم حرف های مهم را جایی مینویسد که همه بخوانند 
از عرش قران نازل شد ، اگر ادعای شما راست باشد باید در قران نوشته میشد       اگر بر ساق عرش نام علی و حسن و حسین و سجاد و باقر و صادق و موسی و رضا و تقی و نقی و عسکری و مهدی نوشته شده باشد ما آن را ندیدیم ! اما قرآنی را که از عرش نازل شده است، دیدیم. در قرآن نام آدم، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، یعقوب، اسماعیل، ایوب، ذوالقرنین را نوشته است ! اما اثری از آن عرش نشینان خیالی تو در قرآن نیافتیم !
ادعای473 - شیعه خواستار اتحاد است و سنی نیست ...   
جواب ما:       
  تا وقتی که تو علی را اله می دانی و ناموس پیامبر و دوستان ایشان را فحش و ناسزا می گویی، از ما اتحاد مخواه .
ادعای 474 - امام ما علی برحق بود اما به خاطر وحدت از حق خود گذشت
  مولای همۀ ما امیر المؤمنین با آنکه خود را محق به مقام خلافت می دانست و در اول خطبه شقشقیه فرمود است : «والله لقد تقمصها فلان و انه لیعلم ان محلی منها محل القطب من الرحی . الخ »
اما با مخالفان خود مماشات نمود با آنکه بر عقیدۀ خود ثابت بود اما برای استحکام اساس اسلام در مسجد و نماز جماعت حاضر می شد تا فرصت به دست اعادی منتظر الفرصه ندهد و از تفرقه جلوگیری نماید .
جامعۀ مسلمانان امروز هم که روز غربت اسلام است باید از عناد و لجاج و تعصبات جاهلانه بر کنار  باشند ...  

جواب ما:       
  باز هم سخنان تکراری ... ! تو به این حرف ها عمل میکنی ؟ مذهب تو بر این بنا شده که مزاحم سنی باشد، بدون مخالفت با اهل سنت ، شیعه بی معنی است ( از سخنان نغز خودم )
 شما چون انگلی هستید که ادامه  زندگی برای  شما در ضرر زدن بما   امکان دارد 
مذهب شما بدون فحش دادن به اصحاب پیامبر دیگر وجود خارجی ندارد 
اصلا مذهب شما چیزی برای عرضه ندارد جز اینکه بگوید عمر حق علی را خورد  
ادعای 475 - همۀ مسجد های دنیا  یا بر قبر یک  نبی ساخته شده اند یا بر قبر وصی
  در خبر است که راوی ، خدمت امام به حق و ناطق و کاشف اسرار حقایق، جعفر بن محمد صادق (علیهما السلام) عرض کرد :
   من از مساجد مخالفان بدم می آید و میل ندا