 107 - راوی حدیث منزلة، عمر بن الخطاب است
  در این جا، از علامه دهر و مشهور در شرق و غرب عالم اسلامی؛ یعنی، آن کسی که هر اهل سنتی او را می شناسد و کتابش را روزانه مطالعه می کند!!!!؛ یعنی، حضرت سلیمان بلخی حنفی ،خواجه کلان و حافظ قندوزی، که 150 سال پیش مرد ، روایتی آورده است که ایشان در کتاب «ینابیع الموده» از حضرت عمر نقل کرده اند که ... ـ  (هر کس تا به حال نمی دانست که ینابیع الموده مهمتر از بخاری و مسلم است، حالا بداند ! ـ)
حدیث آورده است که وقتی عمر دید، مردم بدگویی می کنند، گفت: از رسول شنیدم که فرمود:
«ای علی، تو اولین مومن ومسلمانی و به من مثل هارون هستی به موسی.
و دروغ می گوید دشمن تو که من رسول را دوست دارم ...  
 جواب ما: 
  ای داعی ، قبل از این که تکرار کنم که این حدیث دروغ است، می گوییم: ای کذاب، به اعتراف تو عمر از علی دفاع می کند و این حدیث عظیم را می گوید؛ پس چگونه ممکن است، دشمن او باشد؟! 
  ما می گوییم: این حدیث دروغ است. اما می دانیم عمر، علی را آن قدر دوست داشت که کسی جرأت نداشت، جلویش از علی بدگویی کند. آن قدر دوست داشت که وقتی مرگ خود را نزدیک دید، علی را از جمله کسانی نام برد که برای رهبری امت بهترین هستند.
گفتیم که قبول داریم این حدیث صحیح است. حالا منظورت را بگو .
ادعای 108 - از حدیث منزلة  ثابت می شود که ایشان از همه افضل بود ...  
از   این حدیث ثابت می شود که حضرت علی مقام نبوت (در معنی و حقیقت) داشت . و  از حدیث منزله  ثابت می شود که ایشان خلیفه رسول است!!! 

جواب ما: 
ما می گوییم : هر سه دروغ است. به این دلایل :
1 ـ من به زید بگویم تو مثل پسرم هستی جز این که از من ارث نمی بری. بعد از مرگم مردم به این جمله استناد کنند که تمام ارث مال زید است. آیا نباید به او خندید؟! 
رسول به علی گفت: تو به من مثل هارونی؛ جز این که بعد از من پیامبری نیست. 
منظور این است که به هر مقامی می رسی غیر از پیامبری. حالا شیعه نام علی را امام نهاده ؛بعد مقام امام را از پیامبر بالاتر دانسته است؛ یعنی، هارون را از علی پایین تر و علی را از هارون بالاتر برده است. پس با این حساب حرف رسول معنی ندارد. 
من به زید می گویم: تو مثل پسرم هستی اما از من ارث نمی بری. شیعه می آید اسم زید را امام می گذارد بعد امام را با تعریف ساختگی از زید به پدر نزدیکتر می کند. سپس نتیجه می گیرد: چون زید از پسر به پدر نزدیکتر است، پس وارث اول و آخر اوست.  
رسول به علی گفته است: تو به من مثل هارونی جز این که مثل من پیغمبر نیستی. شیعه می گوید: کاری ندارد؛ نام علی را امام می گذاریم. بعد امام را از پیغمبر بالاتر می دانم تا هارون در جیب علی جا شود.
 پس حرف پیامبر چه شد؟ پیغمبر اگر می دانست که علی امام و از هارون بالاتر است، باید می فرمود :
«تو به من مثل هارونی جز این که از هارون چند درجه بالاتری. او نبی بود و تو از نبی بالاتری؟!» 
اما هرکس از جمله رسول می فهمد که علی همه مقام هارون را دارد جز نبوت و در این مقام هرگز  به حضرت هارون  نمی رسد.
اما شیعه با تفسیر خود مقامی بالاتر از نبوت را به علی داده است؛ چون در مذهب شیعه امام بالاتر از نبی است و وقتی علی امام است خود به خود نبی هم هست. به قول معروف چون که 100 آمد 90 هم پیش ماست.     انا لله وانا الیه راجعون.
برای درک مسأله به این مثال توجه کنید :
  مدیری که لیسانس دارد، در معرفی استادش می گوید: ایشان مثل من است جز این که دوازده کلاس درس خوانده است و دیپلمه هستند. 
حال اگر شیعه ادعا کند که ایشان دکترا دارد. در حقیقت، حرف مدیر را دروغ دانسته است؛ زیرا رسیدن به دکترا ممکن نیست مگر با عبور از مرز لیسانس. پس رسیدن به مقام امامت ممکن نیست مگر با عبور از مرز نبوت.  
میگوید :
  از این حدیث ثابت می شود که علی از همۀ اصحاب افضل و جانشین رسول است. 
جواب ما :
این، دروغی بیش نیست؛ زیرا با این استدلال می توان ثابت کرد که حضرت ایوب از حضرت محمد بهتر است؛ به شرطی که آیاتی را که در مدح ایوب آمده است، با آب و تاب بنویسیم وآیاتی را که در مدح محمد آمده ، قبول نکنیم یا ذکر نکنیم.
روایت داریم که پیامبر فرمود:
  وزن اعمال امت من یک طرف و وزن اعمال نیک ابوبکر در طرف دیگر چون به تنهایی از همۀ امت(در ترازوی قیامت) بیشتر است.
و دربارۀ عمر فرموده است: اگر بعد از من پیامبری می آمد،همانا او  عمر بود. 
با وجود این احادیث واضح، باز ما مثل شما غلو نمی کنیم.
 شما خود را و نیت فاسد خود را پشت فضایل علی پنهان کرده اید و این، اولین بار است که می بینیم، یک نبی به فرمان چند نفر از افراد امت خود ( ابوبکر و عمر ) است و پشت سر آنها نماز می خواند.
 مقام الهی را ببین و عملکرد علی را ببین!
ادعای 109 - پیغمبر درِ ِتمام خانه ها را به مسجد بست مگر در خانۀ علی
  احمد حنبل در «مسند» خود نوشته است که رسول الله فرمود: 
«سدوا الابواب کلهاالا باب علی بن ابی طالب ...  » 
همه دروازهای مسجد را ببندید غیر از دروازه ای که از خانه علی است 
جواب ما: 
  احمد حنبل این حدیث را به این صورت هم نوشته است که اسنادش درست است؟!
«سدوا عنى كل خوخة في هذا المسجد غير خوخة أبى بكر» 
همۀ شکاف ها را به مسجد ببندید غیر از روزنۀ خانۀ ابوبکر را  .
تا آن جا که به خاطر دارم در بین علماء ، حدیث قبلی صحیح نیست و اکثر آنان آن را موضوع می دانند.
حدیث درست این است که درب خانۀ ابوبکر را باز گذاشت نه علی را و شما دروغ گویانید.
«سدوا الأبواب إلا باب أبي بكر»
همۀ درها را به مسجد ببندید؛ غیر از در خانه ابوبکر را.
حتی اگر حدیثی که تو می گویی، درست باشد؛ باز هم ثابت نمی شود که علی جانشین پیامبر است یا  ابوبکر ؟
 برای این امر عظیم، کلمات صریح نیاز است نه تاویل از گفته های پیامبر. پیامبری که به قول شما درها را بست جز درب علی ... پس از کسی واهمه نداشت.آیا بهتر نبود علی را رسماً ولیعهد می کرد و از ازدواج با دختران دشمن علی خود داری می کرد و دو دخترش را به دشمن دیگر علی؛ یعنی، عثمان نمی داد؟
شما از هر چیزی می خواهید جانشینی علی را ثابت کنید حتی از کتب سنی ها . در حالی که براحتی چشم خود را بر همۀ احادیث سنی که فضایل صحابه را می گوید، می بندید! باید به این روش شما و به این وقاحت شما خندید.
علمای ما معتقدند: حدیثی که دربارۀ باب علی است، ضعیف است و حدیثی که دربارۀ ابوبکر است، درست است ! و احمد حنبل هم که هر دو حدیث را آورده است و این محال است که هر دو درست باشد. چه کسی باید تکلیف نادرست بودن یکی از آنها را معلوم کند؟ تو یا علمای ما ! خب علمای ما متفقند که حدیث ابوبکر درست است . 
اگر از کتاب ما سند می آوری درست بیاور یا دست کم هر دو را ذکر کن . اگر خواننده بپرسد: چرا خود احمد حنبل متوجۀ دو حدیث متضاد نشده است؟
می گویم: متوجه شده بود اما هیچ کدام از علمای ما غیر از بخاری و مسلم خود رامحدود  نکردند که فقط احادیث صحیح را بنویسند. تحقیق دربارۀ خیلی چیزها برای آیندگان مانده است و محققان باید راست را از دروغ تشخیص دهند .
ادعای 110 - بخاری گفته است: علی حق دارد جُنُب 