ن‌ منعكس‌ كرده‌ است‌:
«آيا فكر مي‌كنيد خداوند متعال‌ دين‌ كاملي‌ نازل‌ كرد ولي‌ رسول‌ او از تبليغ‌ و اداي‌ آن‌ قاصر ماند؟!»( نهج‌ البلاغه‌: جزء اول‌/ خطبه‌ 18. ) (هرگز اين‌ طور نيست‌).
مسأله‌ي‌ استخلاف‌ از مسايل‌ مهم‌ دين‌ اسلام‌ و دولت‌ اسلامي‌ است‌. اگر قرار بود رسول‌ خدا (ص) كسي‌ را به‌ خلافت‌ پس‌ از خود، انتخاب‌ و معرفي‌ فرمايد، نه‌ از كسي‌ ترس‌ داشت‌ كه‌ باعث‌ شود آن‌ را بيان‌ نكند و نه‌ با كمبود لغات‌ و جملات‌ فصيح‌ در آن‌ موضوع‌ مواجه‌ بود كه‌ مجبور شود كلمات‌ و جملاتي‌ بگويد كه‌ از آن‌ معاني‌ ديگري‌ جز خلافت‌ استنباط‌ شود يا در ضمن‌ محتمل‌ معاني‌ ديگري‌ هم‌ باشد، آن‌ را حتماً در هر شرايطي‌ ابلاغ‌ مي‌فرمود، آن‌ هم‌ با كلماتي‌ فصيح‌ و رسا مانند، والي‌، خليفه‌، امام‌ و... .
2ـ «حديث‌ موالات‌» يا همان‌ «حديث‌ غدير خم‌» نه‌ متواتر است‌ و نه‌ مورد اتفاق‌ همه‌ي‌ محدّثان‌ و محقّقان‌. برخي‌ اين‌ حديث‌ را به‌ دلايلي‌ ضعيف‌ شمرده‌اند. به‌ همين‌ وجه‌ در كتاب‌هاي‌ بزرگي‌ مانند صحيح‌ بخاري‌ و صحيح‌ مسلم‌ و سنن‌ ابوداود ـ از معتبرترين‌ كتب‌ صحاح‌ اهل‌ سنت‌ ـ اثري‌ از آن‌ وجود ندارد. امام‌ ابوحاتم‌ رازي‌ و ابوبكر ابن‌ العربي‌ و ابن‌ تيميه‌ و بسياري‌ ديگر از محققان‌ حديث‌ و رجال‌، آن‌ را تضعيف‌ نموده‌ و غيرقابل‌ استدلال‌ گفته‌اند.
امّا به‌ نظر جمهور محدّثان‌ «حديث‌ غدير» مورد قبول‌ است‌ و حدود دوازده‌ نفر منفرداً آن‌ را روايت‌ نموده‌اند و بسياري‌ از اسانيد آن‌ در درجه‌ي‌ صحيح‌ و حَسَن‌ قرار دارد. از اين‌ وجه‌ محققان‌ بزرگي‌ مانند ابن‌ حجر عسقلاني‌ و ابن‌حجر هيثمي‌ بر صحت‌ آن‌ تأكيد ورزيده‌اند (عسقلاني‌ در فتح‌ الباري‌: 74/7 و هيثمي‌ در صواعق‌ محرقه‌: 42. ).
باور عموم‌ اهل‌ سنّت‌ راجع‌ به‌ «حديث‌ غدير»، طبق‌ نظر جمهور محدّثان‌ و محقّقان‌ است‌. همه‌ حديث‌ را قبول‌ دارند و آن‌ را از دلايل‌ بزرگ‌ شرف‌ و فضيلت‌ خصوصي‌ حضرت‌ علي‌ مرتضي‌ (رض) مي‌دانند. به‌ همين‌ دليل‌ مورّخان‌، سيره‌نويسان‌، نويسندگان‌، قصه‌گويان‌ و واعظان‌ اهل‌ سنت‌ از قديم‌ تاكنون‌ به‌ آن‌ استناد مي‌كنند. قبوليّت‌ حديث‌ سبب‌ شده‌ است‌ علما در توضيح‌ و رفع‌ اشكالات‌ علمي‌ از مفهوم‌ حديث‌ مطالب‌ زيادي‌ به‌ آن‌ اختصاص‌ دهند.
3ـ ترديد صحت‌ «حديث‌ غدير خم‌» از طرف‌ برخي‌ يا اثبات‌ تنها محبوبيّت‌ علي‌ (رض) و نفي‌ هرگونه‌ معنا و توجيه‌ ديگر از آن‌ از طرف‌ جمهور اهل‌ سنت‌ و جماعت‌، هرگز به‌ معناي‌ نفي‌ استعداد و برازندگي‌ شخصيّت‌ ايشان‌ به‌ خلافت‌ نمي‌باشد. بينش‌ و عقيده‌ي‌ اجماعي‌ اهل‌ سنت‌ درباره‌ي‌ مولاي‌ مؤمنان‌ از اين‌ قرار است‌:
«شخصيت‌ والاي‌ حضرت‌ علي‌ مرتضي‌ (رض) بي‌شك‌ مزين‌ به‌ تمام‌ آن‌ صفاتي‌ بود كه‌ در احاديث‌ صحيح‌ درباره‌ي‌ ايشان‌ وارد شده‌ است‌. ايشان‌ از همان‌ آغاز اهليّت‌ و صلاحيّت‌ امامت‌ را دارا بودند كه‌ بعدها اين‌ عهده‌ در قالب‌ چهارمين‌ خليفه‌ي‌ راشد بر دوش‌ كشيدند و اين‌ اهليّت‌ نمودار گرديد. اين‌ سخني‌ ديگر است‌ و جاي‌ بحث‌ ندارد كه‌ در آن‌ زمان‌ شخصيّت‌هاي‌ والاتر از او نيز وجود داشتند كه‌ به‌ همين‌ دليل‌ قبل‌ از او خليفه‌ شدند. اهل‌ سنت‌ يقين‌ دارند كه‌ اهليّت‌ و صلاحيّت‌ حضرت‌ سيدنا علي‌ (رض) در حمل‌ بار خلافت‌ هم‌ در زمان‌ رسول‌ خدا (ص) كه‌ خدمات‌ عظيم‌ دين‌ را انجام‌ مي‌دادند، وجود داشت‌ و هم‌ در زمان‌ خلافت‌ حضرت‌ ابوبكر صديق‌ (رض) و حضرت‌ عمر فاروق‌ (رض) و حضرت‌ عثمان‌ ذي‌النورين‌ (رض) كه‌ به‌ دست‌ هر كدام‌ بيعت‌ نمود و از درياي‌ علم‌ و فضل‌ و كرم‌ و شجاعت‌ خويش‌ امت‌ را مستفيض‌ و سيراب‌ كردند»( عقيده‌ي‌ امامت‌ و حديث‌ غدير: ص‌34 ـ 33. ). 
... و سخن‌ آخر از مصحح‌:
اكنون‌ به‌ داوري‌ بنشينيد
آنچه‌ در اين‌ صفحات‌ بيان‌ شد، حقايقي‌ تاريخي‌ است‌ كه‌ اطلاع‌ و آگاهي‌ از آن‌ براي‌ نسل‌ جوان‌ بسيار ضروري‌ و حياتي‌ مي‌باشد؛ چراكه‌ بدون‌ آگاهي‌ از اين‌ حقايق‌ قرآني‌ و برداشت‌هاي‌ درست‌ و صحيح‌ از احاديث‌ رسول‌ اكرم‌ (ص)، چه‌ بسا باب‌ بي‌ادبي‌ و بي‌احترامي‌ به‌ جمع‌ كثيري‌ از شاگردان‌ مكتب‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) و ـ نعوذ بالله ـ تكفير و تفسيق‌ آنان‌ باز شود و ناآگاهانه‌ تلاش‌ در جهت‌ خلاف‌ واقعيّات‌ انجام‌ گيرد.
با اين‌ دلائل‌ و اسناد معتبر و نيز قرائن‌ روشن‌، آيا اگر كسي‌ در مقصود رسول‌ اكرم‌ (ص) كه‌ همان‌ «محبّت‌ و مودّت‌» است‌، شك‌ كند شگفت‌آور نيست‌؟!
آنهايي‌ كه‌ اين‌ واقعيّت‌ تاريخي‌ را تغيير مي‌دهند و هدفي‌ خلاف‌ هدف‌ و خواست‌ رسول‌الله (ص) را دنبال‌ مي‌كنند، چگونه‌ وجدان‌ خود را قانع‌ مي‌سازند؟!
و چگونه‌ پاسخ‌ پروردگار، رسول‌الله (ص)، مولاي‌ مؤمنان‌ حضرت‌ علي‌ (رض) و نيز ميليون‌ها نفر كه‌ توسط‌ فكر و قلم‌ آنان‌ به‌ اشتباه‌ رفته‌اند، را در روز رستاخيز خواهند داد؟
به‌ يقين‌ هرگاه‌ همه‌ي‌ مسلمانان‌ فارغ‌ از تعصب‌ها و پيش‌داوري‌ها، بررسي‌ تازه‌اي‌ را روي‌ «حديث‌ غدير» آغاز كنند، به‌ نتايج‌ مطلوبي‌ خواهند رسيد و سبب‌ اتحاد هر چه‌ بيشتر صفوف‌ مسلمين‌ خواهند شد؛
بدون‌ اين‌ كه‌ به‌ جمع‌ كثير صحابه‌ي‌ رسول‌الله (ص) توهين كرده‌ باشند،
بدون‌ اين‌ كه‌ كوچك‌ترين‌ اهانت‌ و طعني‌ را به‌ ساحت‌ مقدس‌ خلفاي‌ ثلاثه‌ (حضرت‌ ابوبكر و عمر و عثمان (رض)‌) نموده‌ باشند.
بدون‌ اين‌ كه‌ ده‌ها هزار شاگرد مخلص‌ رسول‌الله (ص) را به‌ خاطر اثبات‌ خيالبافي‌هاي‌ خويش‌، روانه‌ي‌ جهنّم‌ كرده‌ باشند.
بدون‌ اينكه‌ نسبت‌ ترس‌، سستي‌، ضعيف‌الايماني‌ و نفاق‌ را به‌ مولاي‌ مؤمنان‌ حضرت‌ علي‌ (رض) داده‌ باشند.
... و بدون‌ اينكه‌ دروغ‌ گفته‌ باشند، روزگار را به‌ سر ببرند و با وجدان‌ راحت‌ زندگي‌ كنند.
به‌ راستي‌ هدف‌ ما در اين‌ تحقيق‌ و تتبع‌، نشان‌ دادن‌ طريق‌ صواب‌ و صراط‌ مستقيم‌ بوده‌ و هيچ‌گونه‌ غرض‌ ديگري‌ در لواي‌ اين‌ كار علمي‌ دنبال‌ نشده‌ است‌. به‌ همين‌ علت‌ اميدواريم‌ كه‌ برادران‌ و خواهران‌ عزيز اهل‌ تشيع‌ با ذهني‌ خالي‌ و بدون‌ در نظر گرفتن‌ مسائل‌ و عقايد پيشين‌ خود، اين‌ رساله‌ را چند بار مطالعه‌ بفرمايند و با خود به‌ گفتگو بنشينند و حقيقتي‌ را كه‌ ميلياردها مسلمان‌ تابع‌ آن‌ است‌ ـ آن‌ هم‌ بدون‌ توهين‌ و اهانت‌ به‌ پايين‌ترين‌ و ضعيف‌ترين‌ فرد مسلمان‌ ـ برگزينند و از گذشته‌ي‌ خويش‌ كه‌ ناآگانه‌ روزانه‌ شاگردان‌ مخلص‌ و جان‌ بركف‌ پيامبر اعظم‌(ص) را لعن‌ كرده‌اند و با سواد اعظم‌ مسلمانان‌ به‌ مخالفت‌ و كينه‌تو