ست‌ كه‌ تنها «كتاب‌» براي‌ ارشاد و رهنمايي‌ انسان‌ كافي‌ نيست‌، بلكه‌ همراه‌ كتاب‌، فردي‌ نياز است‌ تا امر هدايت‌ به‌ دست‌ آيد.
بالاتر از قرآن‌ مجيد، چه‌ چيزي‌ مي‌تواند سرچشمه‌ي‌ نور و هدايت‌، واقع‌ شود؟ امّا همراه‌ همين‌ قرآن‌ مجيد كه‌ دولت‌ تلاوت‌ و سرمايه‌ي‌ كتاب‌ و حكمت‌ از آن‌، نصيب‌ آدمي‌ مي‌گردد، وجود انسان‌هاي‌ متّقي‌ و به‌ حد تكامل‌ رسيده‌ از لحاظ‌ ظاهر و باطن‌، قطعي‌ است‌ تا بتوانند به‌ هدف‌ بزرگ‌ «تزكيّه‌» نايل‌ آيند (اشاره‌ به‌ اين‌ آيه‌ي‌ قرآن‌ كريم‌ است‌: (‏ لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ ‏)[آل عمران / 164] «به‌ تحقيق‌ الله منت‌ نهاد بر مؤمنين‌ كه‌ رسولي‌ از خودشان‌ را در ميان‌ آنان‌ فرستاد كه‌ آيات‌ قرآن‌ را بر آنها تلاوت‌ مي‌كند و آنان‌ را تزكيه‌ و تربيت‌ مي‌كند و به‌ آنان‌ كتاب‌ و حكمت‌، تعليم‌ مي‌دهد و بدون‌ ترديد اينان‌ پيش‌ از اين‌، در گمراهي‌ آشكاري‌ بودند». از اين‌ آيه‌، واضح‌ مي‌گردد كه‌ بعثت‌ رسول‌الله (ص) سه‌ مقصد داشت‌: 1ـ تلاوت‌ قرآن‌ 2ـ تزكيه‌ نفس‌ 3ـ تعليم‌ كتاب‌ و حكمت‌. مراد از كتاب‌، قرآن‌ است‌ و مراد از حكمت‌، سخنان‌ رسول‌ الله (ص)، «سنت‌» كه‌ بر روي‌ زمين‌، سرچشمه‌اي‌ بزرگ‌تر از آن‌ براي‌ حكمت‌ نيست‌.)
به‌ عبارت‌ ديگر، براي‌ گام‌ نهادن‌ در مسير هدايت‌، لازم‌ است‌ همراه‌ «كتاب‌الله»، «رجال‌الله» نيز موجود باشند. اوّلين‌ كسي‌ كه‌ كار مهم‌ «تزكيّه‌» را به‌ انجام‌ رسانيد، حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) بودند. آن‌حضرت‌ (ص) از صحابه‌ي‌ كرام‌ ـ كه‌ اهل‌بيت‌ را نيز شامل‌ مي‌شود ( )(اين‌ مطلب‌ را بايد به‌ خوبي‌ مدَّ نظر داشت‌ كه‌ اهل‌بيت‌، در جمع‌ صحابه‌ي‌ كرام‌، جاي‌ دارند و هر جا ذكري‌ از صحابه‌ مي‌شود، بدون‌ شك‌ اهل‌ بيت‌ را نيز شامل‌ مي‌شود مثال‌ اين‌، «خلفاي‌ راشدين‌»، «عشره‌ مبشره‌» و «اصحاب‌ بدر» هستند كه‌ طبقه‌اي‌ جدا از جماعت‌ صحابه‌ نيستند، در جمع‌ صحابه‌ قرار دارند؛ امّا به‌ سبب‌ بعضي‌ امتيازات‌ خصوصي‌ به‌ ايشان‌ لقب‌ جداگانه‌اي‌ داده‌ شد. اهل‌ بيت‌ نيز جزو صحابه‌ هستند، امّا به‌ سبب‌ امتياز خاصشان‌، به‌ آنان‌ لقب‌ جداگانه‌اي‌ داده‌ شده‌ است‌. البته‌ به‌ آن‌ دسته‌ از اهل‌بيت‌ كه‌ رسول‌ الله (ص) را ديدار نكرده‌اند، تابعين‌ و تبع‌ تابعين‌ گفته‌ مي‌شود.)ـ چنان‌ افرادي‌ تربيت‌ كردند كه‌ با استفاده‌ از تعليم‌ و روش‌ تزكيه‌ي‌ ايشان‌ (ص) درون‌ و برون‌ خويش‌ را نوراني‌ و مزيّن‌ ساختند. و پس‌ از رحلت‌ حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) براي‌ رساندن‌ آن‌ نور به‌ سرتاسر دنيا، قيام‌ كردند. در نتيجه‌ي‌ كوشش‌هاي‌ بي‌دريغ‌ آنان‌، سر تا سر دنيا از انوار دين‌، روشن‌ گشت‌.
البته‌ پس‌ از رحلت‌ حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) صحابه‌ي‌ كرام‌ و اهل‌ بيت‌ (هر يك‌ با استقامت‌ تمام‌ بر تمامي‌ دين‌ در زندگاني‌ خويش‌) در راه‌ نشر و ترويج‌ دين‌ و فرهنگ‌ اسلامي‌ در ابعاد و شعبه‌هاي‌ مختلف‌، مشغول‌ به‌ كار شدند. يكي‌ جهاد را برگزيد، يكي‌ راه‌ تبليغ‌ را، يكي‌ روايت‌ حديث‌ را مي‌پسنديد و ديگري‌ تفقه‌ را، يكي‌ به‌ امور خلافت‌ اشتغال‌ داشت‌ و ديگري‌ به‌ امر تزكيه‌ي‌ قلب‌، يكي‌ ظاهر امت‌ را درست‌ مي‌كرد و ديگري‌ باطن‌ امت‌ را. 
چون‌ «اهل‌بيت‌» عموماً از خلافت‌ فاصله‌ داشتند يا از جانب‌ پروردگار در اين‌ زمينه‌، كار گرفتن‌ از ايشان‌ مقدر نبود (كه‌ مبادا نبوّت‌ تبديل‌ به‌ سلطنت‌ وراثتي‌ شود) بيشتر به‌ تفقه‌ في‌الدين‌، حكمت‌ ربّاني‌ و تزكيّه‌ي‌ نفس‌ پرداختند، و در اين‌ زمينه‌ها بدون‌ ترديد، آنان‌ به‌ امتيازات‌ و ويژگي‌هاي‌ بخصوصي‌ دست‌ يافتند. رضي‌ الله عنهم‌ عن‌ جميع‌ الصحابة وجزاهم‌ الله عن‌ الأمة خير الجزاء.
2ـ نكته‌ي‌ دومي‌ كه‌ از حديث‌ ثقلين‌، ثابت‌ مي‌شود اين‌ است‌ كه‌ پس‌ از ارتحال‌ حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) همچنان‌كه‌ براي‌ ارشاد و هدايت‌، چنگ‌ زدن‌ به‌ «كتاب‌الله» ضروري‌ است‌، محبّت‌ با «اهل‌بيت‌»، تكريم‌ و بزرگداشت‌ آنان‌ نيز جهت‌ هدايت‌ يافتن‌ لازم‌ مي‌باشد. در اين‌ حديث‌، اگر چه‌ ذكري‌ از «سنّت‌» به‌ ميان‌ نيامده‌ ولي‌ سنّت‌، چيزي‌ جدا از «كتاب‌الله» هم‌ نيست‌؛ چراكه‌ از يك‌ طرف‌ اگر سنّت‌، تفسير اجمالي‌ «كتاب‌الله» و عبارت‌ از تنفيذ و اجراي‌ كتاب‌الله در زندگاني‌ باشد، از طرف‌ ديگر، قرآن‌ كريم‌ مملو از ﴿أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ‌﴾ است‌. به‌ همين‌ دليل‌، احتياجي‌ به‌ اثبات‌ «سنّت‌» وجود ندارد؛ چراكه‌ اهميّت‌ و حجيّت‌ «سنّت‌»، از خود «كتاب‌الله» به‌ ثبوت‌ مي‌رسد. بسياري‌ از آيات‌ قرآن‌ كريم‌ و احاديث‌، (همان‌ طور كه‌ قبلاً اشاره‌ كرديم‌) بيانگر همين‌ مطلب‌ هستند، البته‌ به‌ چند وجه‌، حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) در اين‌ محل‌، محبّت‌ و تكريم‌ با «اهل‌ بيت‌» را به‌ طور خاص‌ واضح‌ فرمودند كه‌ اينك‌ به‌ ذكر آن‌ وجوه‌ مي‌پردازيم‌:
الف‌) درباره‌ي‌ محبّت‌ با اهل‌ بيت‌ و اكرام‌ آنان‌، نص‌ّ صريح‌ و واضحي‌ در قرآن‌ مجيد نازل‌ نشده‌ است ( ).(آيه‌ي (23)‌ سوره‌ي‌ شوري‌ ﴿قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى﴾ تفاسير مختلفي‌ دارد.) به‌ همين‌ علت‌، حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) مطابق‌ با مقتضاي‌ حال‌، مردم‌ را به‌ محبّت‌ با اهل‌ بيت‌ و تكريم‌ آنان‌ متوجه‌ نموده‌ فرمودند: «أذكركم‌ الله في‌ أهل‌ بيتي‌» درباره‌ي‌ اهل‌ بيتم‌ شما را توصيه‌ مي‌كنم‌ كه‌ خدا را در نظر داشته‌ باشيد ( ).(علامه‌ ابن‌ العربي‌ در شرح‌ ترمذي‌ مي‌نويسد: دستور رسول‌ الله (ص) در حديث‌ ثقلين‌ (در خطاب‌ به‌ صحابه‌ي‌ كرام‌) «من‌ درباره‌ي‌ اهل‌ بيتم‌ شما را به‌ خدا ترسي‌ وصيت‌ مي‌كنم‌» خود دليلي‌ است‌ بر اين‌كه‌ اهل‌ بيت‌ سهمي‌ در خلافت‌ ندارند، اگر سهمي‌ در خلافت‌ مي‌داشتند درباره‌ي‌ ايشان‌ به‌ صحابه‌ كرام‌ اين‌ چنين‌ وصيّتي‌ نمي‌نمودند. (عارضة الأحوذي‌).)
ب‌) چون‌ عده‌اي‌ از صحابه‌ي‌ كرام‌ از دست‌ حضرت‌ علي‌ (رض) شكايت‌ داشتند (در جريان‌ سفر يمن‌) احتمال‌ داشت‌ امت‌ نسبت‌ به‌ اين‌ طبقه‌ي‌ قابل‌ احترام‌ از جماعت‌ مسلمين‌، بد گمان‌ شود، به‌ همين‌ سبب‌ حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) در اين‌ خطبه‌، امت‌ را متوجه‌ي‌ عظمت‌ و محبّت‌ اهل‌ بيت‌ گردانيدند.
ج‌) اگر اين‌ مطلب‌ هم‌ در نظر گرفته‌ شود كه‌ پس‌ 