 از مادرم؟ رسول خداص فرمود: پدرت.
وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ  (الروم 
/ 21)
«و برخي از نشانه‌هاي (دانش و حكمت) خداوند، اين است كه از نوع خودتان همسراني را برايتان آفريد تا در كنار آنها آرامش پيدا كنيد و در ميان شما دوستي، ‌مهرباني و دلسوزي را قرار داد. در اين راه براي كساني كه مي‌انديشند، نشانه‌هايي است». 
هم‌چنين مي‌فرمايد:
وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ (النساء / 19)

«با آنان به شايستگي رفتار كنيد». 
«بهترين شما كساني هستند كه با خانواده خويش به بهترين روش رفتار مي‌نمايند و من از همه شما با خانواده‌ام بهتر معاشرت مي‌نمايم». 
هم‌چنين فرموده است:
«بهترين بهره دنيا همسر پاك و پرهيزكاري است كه هرگاه او را بنگري شادمانت نمايد و چنانچه نباشي (از ثروت و حيثيت تو) محافظت كند». 
و فرموده است:
«به يكديگر توصيه كنيد كه با زنان به خوبي معاشرت نماييد». 
و در ارتباط با مراعات اكرام و احترام زنان در مقام دختر و خواهر رسول خداص مي‌فرمايد:
«هركس سه دختر يا سه خواهر يا دو دختر و دو خواهر داشته باشد و با آنان به نيكي رفتار نمايد و در مورد آنان پرهيزكاري كند، خداوند او را به بهشت مي‌برد». 
5-	حق و اهليت زنان در آموختن و آموزش دادن:
اسلام هم‌چنان كه مسلمانان را به تعليم مردان ترغيب نموده در مورد زنان نيز به همان اندازه اهميت داده است. رسول خداص فرموده است:
«آموختن بر هر انسان مسلماني واجب است». 
كسي نمي‌تواند اين موضوع را منكر شود كه ضرورت و نياز به وجود زن در خانه و زندگي مشترك با مرد به معني يادآوري او به مساواتش با مرد است.
خلاصه سخن اين است كه: خداوند در سه عرصه زنان را مورد اكرام و احترام قرار داده است:
1-	در عرصه انسانی: كه هم‌چون مرد انساني گرامي و مورد احترام است.
2-	در عرصه اجتماعی: كه هم‌چون مرد اهليت و حق برخورداري از آموزش و آموزش دادن و رسيدن به درجات عالي تحصيلي از همان سنين كودكي تا لحظاتي پيش از مرگ را دارد. و اين حق را دارد از شغلي كه با فطرت و رسالت و طبيعت و ويژگي زن بودن او سازگاري داشته باشد، برخوردار شود.
3-	در عرصه حقوقی: زنان نيز هم‌چون مردان داراي حق مالكيت و تصرف كامل در اموال خود،‌ از همان اوان رسيدن به سن بلوغ تا پايان عمر مي‌باشند و از همان آغاز تولد حقوق مالي آنان حفظ مي‌شود.3- محرمات به دليل رضاع
و همه آن زناني كه به خاطر نسبي و خويشاوندي ازدواج با آنها حرام است به سبب رضاع هم حرام مي‌شوند. زيرا خداوند متعال مي‌فرمايد:
وَأُمَّهَاتُكُمُ اللاَّتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ(نساء / 23)
«و (ازدواج با) مادراني كه به شما شير داده و خواهران شيري‌تان (حرام است)». 
هم‌چنين رسول خداص فرموده‌اند: «همه آن‌چه به دليل نسبي حرام است به دليل رضاع هم حرام مي‌شود».
در رابطه با موضوع رضاع و شيرخوارگي بايد گفت كه: شوهر خانمي كه به كودكي شير داده و همه اقارب و خويشاوندانش و اقوام كودك درمي‌آيند، نه ديگران. زيرا در اين رابطه مرد به عنوان همسر زن بيشتر مورد نظر است هرچند شير متعلق به زن مي‌باشد.
علت تحريم ازدواج با مادر و خواهر شيري و ... اين است كه شير كم يا زياد باشد سبب رشد جسمي كودك مي‌گردد و از نظر فقهاي مذهب امام شافعي حداقل بايستي پنج بار طبق عرف و عادت به آن كودك شير داده باشد و لازم نيست حتماً هربار سير خورده باشد. اما اكثريت علما اين شروط را لازم نمي‌شمارند و به اين آيه استدلال مي‌نمايند كه:
وَأُمَّهَاتُكُمُ اللاَّتِي أَرْضَعْنَكُمْ(نساء / 23)
«مادراني كه به شما شير داده‌اند». 
مطلق بيان شدن رضاع بيانگر اين است كه كم و زياد آن با هم تفاوتي ندارد. اما علماي مذهب امام شافعي به اين روايت از حضرت عايشه استدلال مي‌نمايند كه فرموده است: «قرآن در آغاز براي رضاع ده بار شير خوردن را فرموده و سپس آن را به پنج بار قطعي تقليل داد و پس از وفات رسول خداص برخي از مردم هم‌چنان فكر مي‌كردند كه آن ده بار هم‌چنان شرط است و نمي‌دانستند كه نسخ شده است». 

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:62.txt">1- مطلقه ثلاثه</a><a class="text" href="w:text:63.txt">2- زن بلاتكليف</a><a class="text" href="w:text:64.txt">3- آناني كه از هيچ آئين آسماني پيروي نمي‌كنند</a><a class="text" href="w:text:65.txt">4- خواهر همسر و محارم او</a><a class="text" href="w:text:66.txt">5- همسر پنجم</a></body></html>1- مطلقه ثلاثه
ازدواج مجدد با زني كه به صورت طلاق ثلاثه يا «بينونه كبري» طلاق داده شده باشد، حرام است، زيرا خداوند متعال مي‌فرمايد:
 الطَّلاَقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ‏ُ (بقره / 229)	
«طلاق [رجعى‏] دو بار است پس [از آن بايد زن را] به شايستگى نگاه داشتن يا به نيكى رها كردن‏»
 فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ تَحِلُّ لَهُ مِن بَعْدُ حَتَّىَ تَنكِحَ زَوْجاً غَيْرَه	(بقره / 230)
«پس اگر [شوهر] او را [براى سومين بار] طلاق داد، پس از آن براى او (شوهر) حلال نمى‏شود، تا آنكه با همسرى جز او ازدواج كند» 
«طلاق دوبار است، (آن طلاقي كه حق مراجعت در آن محفوظ است. بعد از دو مرتبه طلاق يكي از دو كار را بايد انجام داد). ادامه زندگي مشترك (با زن) به گونه‌اي شايسته (و عادلانه) يا طلاق دادن (او) به صورتي مطلوب (و به دور از ستم و حق‌كشي)».
و سپس مي‌فرمايد:
«(پس اگر بعد از دوبار طلاق و مراجعت، بار ديگر) او را طلاق داد، از آن به بعد زن بر او حلال نيست،‌ مگر آن كه با شوهر ديگري ازدواج كند (و به ‌طور طبيعي آن مرد نيز او را طلاق دهد)».
و ازدواج آن زن با شوهر دوم بايستي طلاق طبيعي و دائمي باشد و به هيچ‌وجه زمان مشخصي و نيتي خاص براي آن در نظر گرفته نشده باشد. زيرا نكاحي كه به قصد «تحليل» انجام بگيرد، نوعي فريب و حيله خلاف شرع است. و مالكيه و حنابله و بسياري از فقهاي ديگر از مذاهب آن را باطل مي‌دانند. زيرا رسول خداص فرموده است:
«خداوند زني را كه موهاي خود را پيوند مي‌دهد و زنان خالكوب و زناني كه خالكوبي مي‌نمايند و تحليل كننده و كسي كه براي او تحليل مي‌شود را مورد نفرين قرار داده است». 
از نظر فقهاي مذهب امام ابوحنيفه نكاح «تحليل» كراهت تحريمي دارد و از ديدگاه شافعيه اگر در عقد نكاح مدت معيني در نظر گرفته شود ـ به خاطر مشابهت با نكاح موقت ـ‌ حرام است. اما اگر مدت در عقد مشخص نشده باشد، در ظاهر عقد صحيح است، اما اگر نيت خبيثي داشته باشند خداوند خود از آن آگاه است. يعني به هر صورت حرام مي‌باشد.
2- زن بلاتكليف
زناني كه هنوز در عقد نكاح مرد ديگري قرار دارند، يا هنوز پس از طلاق عدّه آنان سپري نشده كه شامل: زنان شوهردار، زناني كه هنوز عده نكاح قبلي آنها سپري نشده، زناني كه از طريق زنا حامله‌اند ـ‌ در رأي امام ابوحنيفه ـ يا زني كه با او زنا شده ـ از نظر امام مالك ـ ازدواج با همه آنها حر