والْقُرْآنُ حُجَّةُ لَكَ أَوْ عَلَيْك. كُلُّ النَّاس يَغْدُو، فَبِائِعٌ نَفْسَهُ فمُعْتِقُها، أَوْ مُوبِقُهَا» رواه مسلم.
25- از ابو مالک حارث بن عاصم الاشعری رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: پاکی نصف ايمان است. الحمد لله ميزان را پر می کند و سبحان الله و الحمد لله پر می کنند هردو و يا پر می کنند بين آسمانها و زمين را، و نماز نور و روشنائی است و صدقه دليل است و صبر روشنی است و قرآن دليل است بنفع يا به ضرر تو، هر انسان صبح می کند و سپس خويشتن را می فروشد، يکی نفسش را آزاد می کند (از عذاب) و ديگری هلاکش می کند.

26- وَعَنْ أبي سَعيدٍ بْن مَالِك بْن سِنَانٍ الخُدْرِيِّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا أَنَّ نَاساً مِنَ الأنصَارِ سَأَلُوا رَسُولَ الله صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم فأَعْطاهُم، ثُمَّ سَأَلُوهُ فَأَعْطَاهُم، حَتَّى نَفِد مَا عِنْدَه، فَقَالَ لَهُمْ حِينَ أَنَفَقَ كُلَّ شَيْءٍ بِيَدِه: « مَا يَكُنْ مِنْ خَيْرٍ فَلَنْ أدَّخِرَهُ عَنْكُم، وَمَنْ يسْتعْفِفْ يُعِفَّهُ الله وَمَنْ يَسْتَغْنِ يُغْنِهِ اللَّه، وَمَنْ يَتَصَبَّرْ يُصَبِّرْهُ اللَّه. وَمَا أُعْطِىَ أَحَدٌ عَطَاءً خَيْراً وَأَوْسَعَ مِنَ الصَّبْرِ » مُتَّفَقٌ عَلَيْه.

26 – از ابو سعيد سعد بن مالک بن سنان الخدری رضی الله عنهما روايت است که: 
مردی از انصار از پيامبر صلی الله عليه وسلم چيزی درخواست کرد، پيامبر صلی الله عليه وسلم حاجت او را برآورد. باز سئوال نمود، باز برايش داد، تا اينکه همهء آنچه که نزد شان بود تمام شد و بعد از آنکه تمام آنچه را که در دست شان بود نفقه دادند، فرمودند: اگر مالی در دستم باشد آنرا از شما دريغ نمی کنم، و کسی که سئوال نکند خداوند او را عفيف نگه می دارد، و کسی که خود را به صبر وادارد، خداوند به وی توفيق صبر می دهد، برای هيچکس بخشش و عطائی بهتر و وسيع تر از صبر داده نشده است.
ش: معنای حديث چنين است که آنکه از سئوالگری امتناع ورزد، خداوند در عوض آبرويش را حفظ کرده و مشکل فقرش را چاره سازی می کند، و آنکه با نياز به خدای تعالی از غير او بی نيازی جويد، خداوند به وی می دهد آنچه را که بدان از سئوالگری بی نياز شود وبه وی غنای نفسی ارزانی می کند و کسی که خود را با ترک سئوال عادت دهد و صبر کند تا رزقی به وی فرا رسد، خداوند وی را توانائی دهد و وی را برای تحمل سختی ها آماده نموده و کمک خدا يار و مددگار وی شود و به مقصودش رسد. 
453- وعن ابن عَمَر، رضي اللَّه عنهما، قال: « لَمَّا اشْتَدَّ بِرَسُولِ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم وَجَعُهُ قيلَ لَهُ في الصَّلاَةِ فقال: « مُرُوا أَبا بَكْرِ فَلْيُصَلِّ بالنَّاسِ » فقالتْ عائشةُ ، رضي  اللَّه عنها: إِنَّ أَبَا بَكْرٍ رَجُلٌ رَقيقٌ إِذا قَرَأَ القُرآنَ غَلَبَهُ البُكاءُ » فقال: « مُرُوهُ فَلْيُصَلِّ » .
وفي رواية عن عائشةَ ، رضي اللَّه عنها، قالَت: قلت: إِنَّ أَبا بَكْرٍ إِذا قَامَ مقامَكَ لَم يُسْمع النَّاس مِنَ البُكَاء. متفقٌ عليه.

453- ابن عمر رضی الله عنهما ميگويد:
چون بيماری پيامبر صلی الله عليه وسلم شدت گرفت برايش از نماز گفته شد، فرمود: ابوبکر را بگوئيد تا برای مردم نماز گزارد. عايشه رضی الله عنها گفت: وی مردی نرم دل است و وقتی قرآن بخواند گريه بر وی غالب شود. آنحضرت صلی الله عليه وسلم فرمود: وی را بگوئيد تا بر مردم نماز گزارد.
در روايتی از عايشه رضی الله عنها آمده که گفتم: وقتی ابوبکر به جايتان ايستاده شود، از شدت گريه مردم صدای او را نمی شنوند.

454- وعن إِبراهيمَ بنِ عبدِ الرَّحمنِ بنِ عوفٍ أَنَّ عبدَ الرَّحمنِ بنَ عَوْف، رَضيَ اللَّه عنهُ أُتِيَ بطَعامٍ وكانَ صائما، فقال: قُتِلَ مُصْعَبُ بنُ عُمَير، رضيَ اللَّه عنه، وهُوَ خَيْرٌ مِنِّي، فَلَمْ يُوجَدْ لَه ما يُكَفَّنُ فيهِ إِلاَّ بُرْدَةٌ إِنْ غُطِّي بِها رَأْسُهُ بَدَتْ رِجْلاُه، وإِنْ غُطِّيَ بها رِجْلاه بَدَا رأْسُه، ثُمَّ بُسِطَ لَنَا مِنَ الدُّنْيَا ما بُسِطَ أَوْ قال: أُعْطِينَا مِنَ الدُّنْيا مَا أُعْطِينَا قَدْ خَشِينَا أَنْ تَكُونَ حَسَنَاتُنا عُجِّلَتْ لَنا. ثُمَّ جَعَلَ يبْكي حَتَّى تَرَكَ الطَّعام. رواهُ البخاري.

454- از ابراهيم بن عبد الرحمن بن عوف روايت شده که:
برای عبد الرحمن بن عوف طعامی آورده شد و او روزه داشت، گفت: مصعب بن عمير که از من بهتر بود کشته شد، حال آنکه چيزی برايش يافت نشد تا در آن کفن گردد، جز چادری (پتو) که چون سرش بدان پوشيده می شد، پاهايش برهنه می ماند و چون پاهايش را می پوشاندند، سرش ظاهر می شد و چنانچه می بينيد دنيا برای ما فراخ شده – يا گفت که برای ما از دنيا داده شده – آنچه می بينيد و می ترسيم که حسنات ما برای ما در دنيا پيش داده شده باشد وگريه را شروع نمود و طعام را ترک کرد.

455- وعن أبي أُمامة صُدَيِّ بْنِ عَجلانَ الباهِلي، رضيَ اللَّه عنه، عن النبيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « لَيْسَ شَيءٌ أَحَبَّ إِلى اللَّه تعالى من قَطْرَتَين وأَثَرَيْنِ: قَطْرَةُ دُمُوعٍ من خَشيَةِ اللَّه وَقَطرَةُ دَمٍ تُهرَاقُ في سَبِيلِ اللَّه تعالى، وأما الأثران فأثر في سبيل الله تعـالى وَأَثَرٌ في فَرِيضَةٍ منْ فَرَائِضِ اللَّه تعالى» رواه الترمذي وقال: حديثٌ حسنٌ.

455- ابو امامه صدی بن عجلان باهلی رضی الله عنه روايت می دارد که:
پيامبر خدا صلی الله عليه وسلم فرمود: هيچ چيز نزد خداوند دوست داشتنی تر از دو قطره و دو علامت نيست: قطرهء اشکی که از ترس خدا می ريزد و قطرهء خونی که در راه خدا، ريخته می شود، اما دو علامه و نشانه علامهء جهاد در راه خدا و علامتی که در فريضه ای از فرائض خداوند است (يعنی در پيشانی يا زانو از کثرت سجود آشکار گردد).

456- حديث العْرباض بنِ ساريةَ . رضي اللَّه عنه، قال: وعَظَنَا رسُول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم مَوْعِظَةً وَجِلَتْ منها القُلُوب، وذَرَفْت منْهَا العُيُونُ » . وقد سبق في باب النهي عن البدع.

456- حديث عرباض بن ساريه رضی الله عنه است که گفت:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  برای ما موعظه ای فرمود که دلها از آن هراسان شد و چشم ها از آن اشکبار.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:222.txt">1</a><a class="text" href="w:text:223.txt">2</a><a class="text" href="w:text:224.txt">3</a><a class="text" href="w:text:225.txt">4</a><a class="text" href="w:text:226.txt">5</a><a class="text" href="w:text:227.txt">6</a><a class="text" href="w:text:228.txt">7</a><a class="text" href="w:text:229.txt">8</a><a class="text" href="w:text:230.txt">9</a><a class="text" href="w:text:231.txt">10</a><a class="text" href="w:text:232.txt">11</a></body></html>قَالَ الله تَعَالَى { إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَالأَنْعَامُ حَتَّىَ إِذَا أَخَذَتِ الأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَي