سول الله صلی الله عليه وسلم آيا بر نوشتهء مان "درلوح المحفوظ" اعتماد نکنيم؟
فرمود: عمل کنيد، زيرا برای هر کس آنچه که برای آن آفريده شده آماده گشته و تمام حديث را ذکر نمود.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:436.txt">161.باب دعا برای مرده بعد از بگور سپردنش و نشستن بر سر قبر او و دعا بر وی و آمرزش خواستن و قرائت خواندن</a><a class="text" href="w:text:437.txt">162. باب در مورد صدقه دادن در عوض مرده و دعا برايش</a><a class="text" href="w:text:438.txt">163.باب ستايش مردم از مرده</a><a class="text" href="w:text:439.txt">164.باب فضيلت آنکه کودکان خردسالی از او می ميرد</a><a class="text" href="w:text:440.txt">165. باب گريستن و ترس، هنگام گذشتن از کنار گور گنهکاران و جايگاه هلاکت آنان و اظهار نياز بدرگاه خداوند مهربان جل جلاله و بيم دادن از غفلت از آن</a><a class="text" href="w:text:441.txt">165.باب مستحب بودن سفر در اول روز پنجشنبه</a><a class="text" href="w:text:442.txt">167.باب مستحب بودن جستجوی همراه در سفر و امير ساختن يکی از خودشان که از او فرمان برند</a><a class="text" href="w:text:443.txt">168.باب آداب رفتن و فرود آمدن و شب گذراندن و خواب در سفر  و مستحب بودن بشب رفتن و رحمت بر چهارپايان و مراعات مصلحت آن و دستور دادن به آنکه در حقش تقصير ورزد تا حقش را ادا نمايد. روا بودن پشت سر سوار نمودن بر مرکب اگر توان آن را داشته باشد</a><a class="text" href="w:text:444.txt">169.باب در مورد همکاری و همياری با رفيق و همراه</a><a class="text" href="w:text:445.txt">170.باب در مورد آنچه چون برای رفتن سفر بخواهد بر مرکوبش سوار شود</a></body></html>946- عن أبي عَمْرو  وقيل: أبو عبد اللَّه، وقيل: أبو لَيْلى عُثْمَانُ بن عَفَّانَ رضي اللَّه عنه قال: كانَ النَّبيُّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم إذا فرَغَ من دفن المَيِّتِ وقَفَ علَيه، وقال: «استغفِرُوا لأخِيكُم وسَلُوا لَهُ التَّثبيتَ فإنَّهُ الآن يُسأَلُ » . رواه أبو داود.

946- از ابو عمرو و گفته شده ابو عبد الله و گفته شده ابو ليلی عثمان بن عفان رضی الله عنه روايت شده که گفت:
چون پيامبر صلی الله عليه وسلم از دفن مردهء فراغت می يافت، بر قبرش ايستاده و می فرمود: برای برادر خويش آمرزش طلبيد و برای او ثابت ماندن (بر کلمهء توحيد) را بخواهيد، زيرا او الآن مورد بازپرسی قرار می گيرد.

947- وعن عمرو بن العاص رضي اللَّه عنه قال: إذا دفنتمُوني، فأقيموا حَوْل قَبرِي قَدْرَ ما تُنحَرُ جَزُور، ويُقَسَّمُ لحْمُها حَتى أَسْتَأنِسَ بِكم، وأَعْلم ماذا أُرَاجِعُ بِهِ رُسُلَ ربِّي. رواه مسلم. وقد سبق بطوله.

947- از عمرو بن العاص رضی الله عنه روايت است که گفت:
چون مرا دفن کرديد، به اطراف قبرم به اندازهء که شترهايی ذبح شده و گوشتش تقسيم می شود، بايستيد تا با شما انس گرفته و بدانم که با فرستاده های پروردگارم به چه نحوی روبرو می شوم.
و قال تعالی: { وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ} الحشر: ١٠ 

خداوند می فرمايد: و نيز آنان راست که پس از مهاجران و انصار آمدند و ميگويند: پروردگارا ما و برادران ما را که بر ما پيشی گرفتند به ايمان آوردن، بيامرز. حشر: 10

948- وعَنْ عائِشَةَ رَضيَ اللَّهُ عَنْهَا أَنَّ رَجُلاً قال للنَّبيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم إنَّ أُمِّي افتُلتَتْ نَفْسُهَا وَأُرَاهَا لو تَكَلَّمَت، تَصَدَّقَت، فَهَل لهَا من أَجْرٌ إن تصَدَّقْتُ عَنْهَا؟ قال: « نَعَمْ ». متفقٌ عليه.

948- از عائشه رضی الله عنها روايت شده که:
مردی به پيامبر صلی الله عليه وسلم گفت: که مادرم وفات يافت و گمان می کنم که اگر حرف می زد صدقه می داد، پس اگر عوض او صدقه دهم آيا برای او ثوابی می رسد؟ 
فرمود: بلی!

949- وعن أبي هُرَيْرَةَ رَضيَ اللَّه عَنْهُ أنَّ رسُول اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « إذا مَاتَ الإنسَانُ انقطَعَ عمَلُهُ إلاَّ مِنْ ثَلاث: صَدقَةٍ جاريَة، أوْ عِلم يُنْتَفَعُ بِه، أَوْ وَلَدٍ صَالحٍ يَدعُو له » رواه مسلم.

949- از ابو هريره رضی الله عنه روايت شده که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: چون انسان بميرد، عمل او قطع می شود، جز در سه چيز:
صدقهء که جاری باشد.
يا علمی که از آن سود برند.
يا فرزند صالحی که برای او دعا کند.
950- عن أَنسٍ رضي اللَّه عنه قال: مرُّوا بجَنَازَة، فَأَثنَوا عَلَيْهَا خَيراً فقال النبيُّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « وَجَبَتْ » ، ثم مرُّوا بِأُخْرَى ، فَأَثنَوْا عليها شَرّا، فَقَال النَِّبيُّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم:« وَجبَتْ » فَقَال عُمرُ ابنُ الخَطَّاب رَضِيَ اللَّه عَنْه: ما وجبَت؟ قَال: « هذا أَثنَيتُمْ علَيْهِ خَيرا، فَوَجبتْ لَهُ الجنَّةُ، وهذا أَثنَيتُم عليه شرّاً، فَوَجبتْ لَهُ النًَّارُ، أنتُم شُهَداءُ اللَّهِ في الأرضِ». متفقٌ عليه.

950- از انس رضی الله عنه روايت است که:
آنان بر جنازه ای گذشته و بر او ثنای نيک گفتند. پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: واجب شد! باز بر جنازه ای ديگری گذشته و او را به بدی ياد کردند، پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: واجب شد!
عمر بن الخطاب رضی الله عنه گفت: چه واجب شد؟
فرمود: شخصی را که به نيکوئی ستوديد، بر او بهشت واجب شد و ديگری را که به بدی ياد کرديد، بر او دوزخ واجب شد، شما شاهدان خدا در زمين می باشيد.

951- وعن أبي الأسود قال: قَدِمْتُ المدِينَة، فَجَلَسْتُ إلى عُمْرَ بن الخَطَّابِ رضي اللَّه عنْهُ فَمرَّتْ بِهِمْ جنَازة، فأُثنىَ على صَاحِبها خَيْراً فقال عُمَر: وجبت، ثم مُرَّ بأُخْرى ، فَأثنِىَ على صَاحِبِها خَيرا، فَقَالَ عُمر: وجبَت، ثم مُرَّ بِالثَّالِثَة، فَأُثنِيَ على صاحبها شَرًّا، فَقَال عُمر: وجبت: قَالَ أَبُو الأسْود: فَقُلت:وما وجبَت يا أميرَ المؤمنين؟ قال: قُلتُ كما قال النَّبيُّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم:« أَيُّمَا مُسلِم شَهِدَ لهُ أَربعةٌ بِخَير، أَدخَلَهُ اللَّه الجنَّةَ » فَقُلنَا: وثَلاثَة؟ قال: « وثَلاثَةٌ » فقلنا: واثنان؟ قال: « واثنانِ » ثُمَّ لم نَسأَ لْهُ عَن الواحِد. رواه البخاري.

951- از ابو الاسود رضی الله عنه روايت شده که گفت:
به مدينه وارد شده و در خدمت حضرت عمر رضی الله عنه نشستيم. جنازهء از کنار شان گذشته و از صاحبش به نيکوئی ياد شد. عمر رضی الله عنه گفت: واجب شد! باز جنازهء ديگری از کنار شان گذشت و از صاحبش به بدی ياد شد، عمر رضی الله عنه گفت: واجب شد! 
ابو الاسود گفت: سپس گفتيم: يا اميرالمؤمنين چه واجب شد؟
گفت: چنانچه پيامبر صلی الله عليه وسلم گفته بود، گفتم. هر مسلمانی که چهار نفر برايش شهادت به خير و نيکی دهند، خداوند او را به بهشت داخل می کند. 
پس گفتيم: و سه نفر؟
فرمود: سه نفر.
باز گفتيم: و دو نفر؟
فرمود: و دو نفر. سپس از يک نفر از وی نپرسيديم.


952- عن أنس رضي اللَّه عَنْه قال: قَال رَسولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم:« مَا مِنْ مُسلِمٍ يَمُوتُ له ثلاثَةٌ لم يَبلُغُوا الحِنْثَ إلا أدخلَهُ اللَّه 