 عمران / 118-120].

اي مومنان از غير خودتان كسي را به همدلي نگيريد كه از هيچ نابكاري در حق شما فرو گذار نمي كنند و با رنج و محنت افتادن شما را خوش دارند و به راستي دشمني از لحن و سخنشان آشكار است و آنچه دلهايشان پنهان مي دارد، بدتر است؛ آري اگر انديشه كنيد آيات خويش را به روشني برايتان بيان كرده ايم، هان شما آنها را دوست داريد ولي آنها شما را دوست ندارند و شما به همه كتابهاي آسماني ايمان داريد؛ و چون با شما رو برو شوند، گويند ايمان آورده ايم و چون تنها شوند، سر انگشتان خويش را از غيظ شما به دندان مي گزند، بگو به غيظ خويش بميريد؛ خداوند از راز دلها آگاه است. اگر به شما خيري برسد ايشان را اندوهگين كند و اگر به شما بدي (و نا خوشي) رسد، از آن شاد مي شوند.

اين آيات كريمه عمق كينه و بغض كفار و شدت علاقه مندي آنان در آزار و اذيت رساني به مسلمانان به هر وسيله ممكن اعم از مكر، خيانت و توطئه چيني را بيان مي دارد. علاوه بر اين سعي كفار بر اين است از اعتماد مسلمانان نسبت به آنان سوء استفاده كرده و نقشه هاي مخرب خويش را پياده نمايند تا به اهداف پليد خويش دست يابند. 

امام احمد از ابوموسي اشعري –رضي الله عنه- روايت مي كند كه به امام عمر –رضي الله عنه- گفتم: كاتبي نصراني دارم، فرمود: تو را چه شده است؟ الله تو را بكشد! آيا كلام رب العالمين را نشنيده اي كه مي فرمايد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ . .  . ﴾. [المائدة / 51].  اي مومنان يهوديان و مسيحيان را كه (در مقابله با شما) دوست و هوادار يكديگرند، به دوستي نگيريد. 

چرا يك موحد را به كار نگرفتي؟ گفتم اي امير مومنان، كتابت او از آن من و دينش ارزاني خودش، عمر فرمود: كسي را كه الله خوار نموده است اكرام نخواهم كرد و آن كس را كه ذليل كرده است عزيز نخواهيم داشت و در حالي كه الله آنها را دور نموده است به آنان نزديكي نخواهم جست. 

و نيز امامان احمد و مسلم از پيامبر -صلي الله عليه وسلم- چنين روايت كرده اند كه پيامبر -صلي الله عليه وسلم- عازم غزوه ي بدر شد، مردي از مشركان در سرزمين حره به ايشان رسيده و گفت: قصد نموده ام در ركابتان بوده و با شما بجنگم، فرمود: آيا به الله و فرستاده ي او ايمان داري، گفت: خير. فرمود: برگرد، هرگز از مشرك كمك نمي گيرم. 

با توجه به اين نصوص واگذاري زعامت مسلمانان به دست كفار حرام است. 

چرا كه از اين راه به اسرارشان دست مي يابند و بر امورشان مسلط مي گردند، در نتيجه با حيله و مكر به آنان آسيب و ضرر مي رسانند. 

نمونه بارز اين پديده ي شوم كه امروزه در جهان اسلام مشهود است، مصيبت پذيرش توليت كفار از سوي مسلمانان مي باشد كه منجر به هجوم سيل آسا آنان به سرزمينهاي اسلامي حتي حرمين شريفين شده است. به طوري كه در اشكال مختلف چون كارگر، راننده، مستخدم و مربي وارد خانه و جامعه مسلمين مي گردند. 

6- استفاده از تاريخ آنان به ويژه تاريخي كه بيانگر عقايد و اعياد آنان است[2]. (مانند تاريخ ميلادي): تاريخ ميلادي عبارتي است براي يادآوري ميلاد مسيح –عليه السلام-، اين تاريخ بعدها از سوي مسيحيان وضع شده و اساسي در دين مسيح –عليه السلام- ندارد. لذا استعمال آن مشاركت در احياي اعياد و شعائر ديني آنان مي باشد، كه دوري جستن از آن بر مسلمانان واجب است، زيرا هنگامي كه صحابه رسول الله -صلي الله عليه وسلم- در عهد خلافت عمر- رضي الله عنه- مبدا تاريخ اسلام را بنا گذاشتند، عملاً از تاريخ كفار عدول كردند و حادثه عظيم هجرت پيامبر -صلي الله عليه وسلم- را مبني قرار دادند اين عمل (اجماع صحابه)[3] بر واجب بودن مخالفت با كافران در اين مورد و موارد مشابه و ساير ويژگيهاي آنان دلالت دارد و الله المستعان. 

7- شركت در جشن ها، كمك كردن در برگزاري آن و تبريك گفتن به آنان: آيه ي ﴿وَالَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ﴾ .[الفرقان /72]. و نيز كساني كه در مجالس باطل حضور نيابند. به همين مطلب اشاره دارد. 

و از جمله صفات بارز عبادالرحمن اين است كه ايشان در جشن هاي كفار شركت نمي جويند. 

8- مدح و ستايش فرهنگ و تمدن كفار و شيدايي اخلاق و روش آنان بودن صرفنظر از عقايد غلط و دين فاسدي كه دارند: ﴿وَلا تَمُدَّنَ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى﴾.[ طه / 131] به چيزي كه اصنافي از آنان را به آن بهره مند گردانده ايم چشم مدوز كه تجمل زندگي دنيوي است تا سرانجام آنان را بدان بيازماييم، و روزي پروردگارت بهتر و پاينده تر است. 

اين بدان معني نيست كه مسلمانان اسباب توسعه _ از جمله تعليم صنايع، سازه هاي مباج اقتصادي و فنون نظامي _ را فرا نگيرند، بلكه آن را از مسلمانان مي خواهند، همچنان كه الله تعالي مي فرمايد: ﴿وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ﴾ [الأنفال / 60].  و در برابر آنان هر نيرويي كه مي توانيد، فراهم آوريد. 

در اصل مسلمانان به بهره مندي از اين منافع و اسرار و رموز اولي ترند، همچنان كه الله سبحانه مي فرمايد: ﴿قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَة﴾. [الأعراف / 32]. بگو چه كسي زينت الهي را كه براي بندگانش پديد آورده، و رزق پاكيزه ي او را حرام كرده است، بگو اينها در زندگاني دنيا براي مومنان (و نا مومنان) است و در روز قيامت نيز خاص مومنان است. 

و نيز مي فرمايد: ﴿وَسَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِنْهُ﴾. [الجاثية / 3]. و آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است همه از اوست و آنها را براي شما رام كرد. 

و مي فرمايد: ﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً﴾. [البقرة / 29]. او كسي است كه آنچه در زمين است همه را براي شما آفريد.

لذا بر مسلمانان واجب است در استفاده و بكارگيري از اين منافع و نيروها از ديگران سبقت گرفته و براي دست يافتن به آن مديون كفار نبوده بلكه خود داراي فنون و صنايع باشند. 

9- تاسي به كفار در نامگذاري اولاد: از جمله مصائب ديگر اين امت اين است كه برخي از مسلمانان بر فرزندان خويش اسامي بيگانه نهاده و اسم هاي مالوف و مشهود نياكان خويش را كه در جامعه اسلامي رايج بوده است واگذارند. حال آنكه پيامبر -صلي الله عليه وسلم- مي فرمايد: (خير الأسماء عبدالله وعبدالرحمن) بهترين نامها عبدالله و عبدالرحمن است. 

نتيجه اين تغيير در اسامي، پيدايش نسلي با اسامي عجيب و غريب است كه باعث شكاف ميان نسل جديد و قديم مي گردد و شناسه اي را كه جزو ويژگيهاي هر خانواده است از بين مي برد. 

10- طلب آمرزش و مغفرت براي كفار: الله تعالي به طور قطع و يقين در آيه زير اين عمل را حرام نموده است، چنان كه مي فرمايد: ﴿مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَن