(رض) ....	(فاطر / 24)
«ما تو را بحق (براى بشارت و انذار) فرستاديم»‏
و با توجه به اینکه بیش از دویست و چهل بار کلمة حق در آیه‌های قرآن مشاهده گردید، در رد و قبول مطالب تحول عظیمی به وجود آمد و مسلمانان پیرو قرآن تا آن اندازه حق‌گرا و حق‌خواه گردیدند که هرگز مطلبی را به مجرد اینکه با نام و عنوان مقدسی ذکر گردیده از کسی قبول نمی‌کردند، و بلکه تنها زمانی مطلب را قبول می‌کردند که با برهان خاص خود: 
  (رض) (ع)(رض)    	(نمل / 64)
«بگو اگر راست مى‏گوييد برهان و دليلتان را بياوريد»
صدق و حقانیت آن ثابت می‌گردید، مثلاً هر گاه کسی می‌گفت: خداوند متعال(جل جلاله) چنین فرموده ـ و مطلبی را بر زبان می‌راند ـ تنها زمانی آن مطلب را قبول می‌کردند که مدلول یکی از آیه‌های قرآن می‌بود و حقانیت قطعی همة آیه‌های قرآن نیز از راه اعجاز آنها برای همگان ثابت شده بود، هر گاه کسی می‌گفت: پیامبر اسلام(ص) چنین فرموده است ـ و مطلبی را ذکر می‌کرد ـ تنها زمانی آن مطلب را از او قبول می‌کردند که یک نفر کارشناس احادیث یعنی «مُحدّث» با یک سلسلة متصل از رجال صادق و پاک‌سیرت و دارای حافظه عالی، ضبط و ثبت و استناد آن مطلب را به پیامبر(ص) معلوم می‌کرد، و دانشمندان اسلامی، تدریجاً در جهت پیشبرد همین هدف، علمی را بنام «علم الحدیث درایتی» وضع نمودند که به شهادت تاریخ ـ تاریخ ادیان و تاریخ اسلام ـ به کارگیری این شیوه در راه حق‌گرایی و معلوم کردن صدق روایت‌ها با وضع چنان علمی، مختص مسلمانان بوده، و در ادیان دیگر هیچ‌گونه سابقه‌ای از این حق‌گرایی مشاهده نشده است. 
سوم: با توجه به آیه‌های ده‌گانة کلام الله: «آل‌عمران/ 3و132» و «نساء/59» و «مائده/ 92» و «انفال/ 1 و 20 و 46» و «محمد/ 33» و «مجادله/13» و «تغابن/12» که برخی به: 
 (ص)(ع)(ص)  (ص)(ع)(ص) (رض)                               (نساء/59)
«اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا»
و بعضی به: 
 (ص)(ع)(ص)  (ع)(ع)(ص)                                            (انفال/1)
«از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد»
آغاز گردیده‌اند، و خداوند متعال در این ده آیه ده بار به طور مؤکد، اطاعت از پیامبرش را متعاقب اطاعت از خود و متصل به آن ذکر کرده است، و بدیهی است اطاعت از پیامبر جز اطاعت از «اقوال و افعال و تأییدهای پیامبر(ص)» که مجموعاً حدیث و سنت نامیده می‌شوند چیز دیگری نیست، بنابراین احادیث و سنن منبع دوم احکام دین مبین اسلام هستند «قرآن منبع اول و حدیث و سنت منبع دوم» است و پیامبر(ص) طبق حدیثی که امام مالک در موطّا آن را روایت کرده است به این مطلب اشارة نزدیک به تصریح کرده است. در حدیث که فرموده: «ترکت فیکم امرین لن تضلّوا ما تمسّکتم بهما، کتاب الله و سنة نبیّه» یعنی دو چیز را به عنوان ترکة خود برای شما به جا می‌گذارم، که مادامی که آنها را دستاویز خود قرار دهید قطعاً گمراه نخواهید شد و آن دو چیز کتاب خدا و حدیث پیامبر خدا(ص) است. 
چهارم: به حکم آیة چهل و چهار از سوره نحل: 
 (ع)(رض)(ص)(ع)(ص) (رض) (رض) (رض)(رض) •• (رض) (رض)  	(نحل / 44)
«قرآن را بر تو نازل کرده‌ایم تا اینکه چیزی را برای مردم روشن‌ سازی که به سوی آنان فرستاده شده است». 
پیامبر(ص) موظف است آیه‌های مجمل و عام و مطلق کلام الله را برای مسلمانان تبیین نماید و احکام مندرج در آنها را همراه شروط و قیود لازمة آنها با افعال و اقوال و تأییدات خود یعنی احادیث و سنن، بیان نماید همان‌گونه که بعد از نزول آیة: 
 وَ أَقيمُوا الصَّلاة 	(بقره/43)
  « و نماز را بر پا داريد »
فرمود: « صلّوا کما رأیتمونی اُصلّی»	
ترجمه: آن چنان نماز بخوانید که من نماز می خوانم.
با قول و افعال خود تعداد رکعت‌های هر نمازی را و ترکیب رکعت‌ها را از قرائت و قیام و رکوع و اعتدال و سجود و غیره تبیین نمود و بعد از نزول آیة: 
 وَ آتُوا الزَّكاة 	(بقره/43)
«و زكات را بدهيد»
پیامبر(ص) با اقوال خود، اموال مشمول حکم زکات و حدّ نصاب و دورة وجوب آنها را بیان کرد، و همچنین تبیین شرایط وجوب روز و مبطلات آن و مراسم حج و عمره و اکثر احکام معاملات و مناکحات و دعوی و بیّنات و جنایز و غیره، بنابراین احادیث و سنن «یعنی افعال و اقوال و تأییدات پیامبر(ص)» علاوه بر اینکه خود مرجح و منبع دومی است، برای نشان دادن احکام دین اسلام در استفادة احکام از مرجع و منبع اول یعنی قرآن نیز تسبب تام و تمامی دارند، و حدیث و سنت پیامر(ص) علاوه بر اینکه در ذات خود، و به عنوان اینکه مرجع دوم احکام اسلامی است، از این جهت نیز که وسیلة تبیین مرجع اول احکام اسلامی است حایز اهمیت و فوق‌العاده‌ای می‌باشد. 
و همین اهمیت بیش از اندازة احادیث پیامبر(ص) در شکل‌گیری احکام دین مبین اسلام، موجب پیدایش دو اثر بسیار مهم گردید یکی اثر منفی و دیگری اثر مثبت، اثر منفی عبارت بود، از تلاش بدون وقفة دشمنان دین در راه جعل احادیث و انتشار آنها در جوامع اسلامی توضیح اینکه دشمنان اسلام بعد از شکست در صحنه‌های جنگی، به مبارزات فرهنگی و سعی در مخدوش کردن ایدئولوژی و منابع احکام اسلامی روی آوردند و از آنجایی که اعجاز آیه‌های قرآن به طور قطع مانع جعل آیه‌هایی بوده است چارة کار خود را منحصر در این دیدند، که به وسیلة افراد متظاهر و زاهدنما و مزدور برای تفسیر نادرست آیه‌ها و برای حق نشان دادن اباطیل و مطالب متضاد با نصوص صریح آیه‌ها و احادیث صحیح، احادیث را جعل کنند و از این راه آیه‌های قرآن را از واقع‌گویی منصرف نمایند و عقاید اسلامی را غیر معقول و احکام دین مبین اسلام را متضاد و متناقض نشان دهند و در نتیجه جوامع غیر اسلامی را از دین اسلام متنفر و جوامع اسلامی را نیز در مواردی دچار شک و تردید و سردرگمی و احیاناً دچار جدال و اختلافات و جنگ‌های مذهبی نمایند، و ثمرة این شجرة خبیثه : 
 طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطين‏	( صافات/ 65)
«شكوفه‏هايش مانند سرهاى شياطين [بسيار بدنما و زشت‏] است‏»
در مذاق دشمنان اسلام تا آن اندازه شیرین بود که در برابر دسترسی به آن، مرگ‌های سرخ را و رفتن بر بالای چوب اعدام را پذیرا بودند، و حتی به آن مباهات می‌کردند، همان‌گونه که در سال 160 هجری در زمان خلافت مهدی عباسی به وسیلة استاندار بصره، عبدالکریم بن عوجاء به کیفر جعل احادیث اعدام گردید، و جالب این بود که این جنایتکار هنگامی که لبة تیز شمشیر را در برابر گردن خود دید و مطمئن شد که به قتل می‌رسد، با صدای بلند و غرورآمیز گفت: «من چهار هزار حدیث را برای شما جعل کرده‌ام و عموماً دربارة حرام‌ها و حلال‌ها هستند». 
و اما اثر مثبت اهمیت بیش از اندازه احادیث پیامبر(ص)، عبارت بود از اینکه: 
اولاً : در همان آغ