غانى ومزين نموده ومليونها مصرف نموده تا از مقلدين عوام بيشتر سوارى بگيرند، وحتى در اسم جاريه اى كه اين ولادت را براو بسته اند نيز چنان اختلاف كرده اند كه دروغ بودن او واضح وآشكار است ، بعضيها مدعى شده اند كه اسمش نرگس است،[69]  وبعضى ها مدعى شده اند كه اسم آن صقيل يا صيقل است،[70] ومدعيان ديگرى ادعاء نموده اند كه نامش حكيمه است[71] واقوال ديگى نيز بافته شده است.
 آيا حجت عصر وصاحب زمان كه همهء دين باو مرتبط است وهمهء احكام اصلى دين مثل جهاد وحكومت وحتى نماز جمعه را بخاطرش ترك نموده اند چنين كسى است كه حتى مادرش هم مورد اتفاق نباشد، وبقول بعضيها بنا به گفتهء امام ابن حزم امام اندلس كه ميگويد بعضى از آنها مدعى هستند كه اسم مادرش سوسن است كه مدعيند حكيمه بنت محمد شاهد ولادتش بوده كه در هنگام خروج از شكم مادرش قرآن ميخوانده  كه همهء اينها هوس ميباشد وحسن مذكرو اصلا فرزندى نداشته واين اولين حماقت آنها وكليد همهء شروراتشان ميباشد كه خود مهلكه اى عظيم ميباشد،[72] دانشمند زبردست و شيرمرد پاكستان امام احسان الهى ظهير كه اطلاعات رژيم تروريستى وفرقه گراى ايران چون از جواب دادن به او وتأليفاتش عاجز مانده بود بوسيلهء مزدورانش در حال سخنرانى در پاكستان اورا ترور كرد در اينمورد ميگويد: افسانه هايى كه براى ولادت اين مولودى كه هرگز متولد نشده وچگونگى ناپديد شدن او از چشمهاى خاص وعام ودور ونزديك وعدم علم اهل بيت واهل منزل وعدم شناخت چنين چيزى بافته اند واينكه چگونه به امامت رسيده وچگونه به همهء علوم كه از لوازم امامت در نزد قوم است دست يافته همهء اينها باعث شده كه افسانه ها بافته وبراى اثبات مدعاى خود كه ثابت نشده ونشدنى است دروغها مبالغه انگيز ساخته اند كه شايسته است نام خرافات بى اساس وبيهوده بر آنها گذاشت كه اين اكاذيب خود شواهدى است برعليه خودش ، وسپس نمونه هايى از اين روايات بيهوده را بعنوان مثال ذكر كرده است،[73] ميپرسد كه چطور چنين تولدى از چشم بنى هاشم واز خانوادهء علوى مخصوصا از نقيب آنها احمدبن عبدالصمد كه به ابن الطومار شهرت داشت ودفترى داشت كه ولادت علوى هارا در آن ضبط مينمود مخفى ماند! 
ولهذا وقتى كه يك خبر يك مدعى امام زمانى! در سال 302 هـ كه بدروغ ادعاء نمود كه او محمد بن حسن عسكرى است به خليفهء عباسى المقتدر رسيد دستور داد كه بزرگان وشيوخ آل ابيطالب را جمع نموده تا موضوع روشن شود، كه همگى آنها شهادت دادند كه او كذاب است و حسن عسكرى فرزندى نداشته است، واين مدعى تقيهء پيشهء امام زمانى زندانى وتا يكماه در ميان مردم شلاق ميخورد،[74] واختلاف مدعيان تشيع خودش دليلى است برعدم ولادت چنين موهومى ولهذا اكثر آنها بعد از يأس از فرزندى براى حسن عسكرى بعد ازاو به امامت ديگران رفته وآراء متعددى بافته اند.
دوم: بيهودگى غيبت اين مهدى مزعوم
 
فرضا كه ولادت اين مزعوم را بپذيريم، چه معنايى در اين اختفاء وپنهان شدن درچاه سرداب وجود دارد وچرا براى مردم ظهور نميكند، واگر از امام زمانى هاى سرمست بپرسيم همان جوابى را ميشنويم كه از روحانيان وعلمايشان شنيده شده است كه از قديم در تعليل آن گفته اند، صدوق ازروايت زراره از ابي عبدالله عليه السلام جعل ميكند كه: قائم قبل ازقيام خود غيبتى دارد پرسيدم چرا؟ گفت كه از ذبح ميترسد،[75] وطوسى شيخ طائفة در تعليل همين موضوع ميگويد: جز ترس از كشتن چيزى مانع ظهور او نيست... [76] وشكى نيست كه اين موضوع تعبدى نيست كه فقط تسليم شويم وايمان بياوريم واين تعليل ها همانطور كه شيخ احسان الهى ظهير گفت همديگررا تكذيب ميكند، وترس از قتل چنان واهى است كه حتى خود بافته هاى امام زمانى هاى دو آتشه آنرا رد ميكند.
1-چون در كتب خودشان آمده كه اين مزعوم مورد نصرت وتأييد خداوند است ودنيارا پر از عدل وداد خواهد كرد، آيا از يك ترسو مخفى شده اين امكان دارد؟ از ابوجعفر نقل كرده اند كه: قائم منصور به رعب وترس است وبا نصر و پيروزى مؤيد ميباشد، وزمين بايش پيچيده شده وسلطانش به شرق وغرب ميرسد و....[77] واخبارزيادى در اين معنى نقل كرده اند، اگر اين مزعوم به اخبار وارده از آباء واجدادش اعتقاد دارد يا نه ؟ پس چرا از ذبح وقتل ميترسد؟ وانگهى هر عاقلى ميتواند بپرسد كه چرا ترس از مرگ وقائم شدن در چاه سرداب مادامى كه ملائكه پشتيبان او هستند همچنانكه مجلسى مدعى آنست.[78]
2 -اين گفتهء شما كه  از كشتن خودش ميترسد لازمه اش سقوط امامت اوست براى اينكه شما در چندين روايات گفته ايد كه از شروط امامت اين است كه او از شجاعترين مردم باشد[79] وكسى كه از قتل بترسد كه اشجع نيست بلكه اجبن است.
3-بنابر اين تعليل شما اين مزعوم هرگز نبايد ظهور كند تا اينكه دول ظلم وجوراز بين برود وخطر قتل در ميان نباشد وآنوقت ديگر نيازى به خروج او نخواهد بود! 
4-درتاريخ دولت هاى متعددى بنام اين خرافات بنا شده كه مثل همين رژيم كنونى ايران بنام امام زمان مقلدان شان را فريفته اند واين دولت خرافى خودش نمونهء بارز و زنده اى از اين  قماش ميباشد كه پابوس امام زمان هستند وحتى آقاى خامنئى براى مكر بيشتر پنجشنبه ها به مسجد چمكران قم رفته كه امام زمانش را زيارت كند خوب الان كه زمينه اين همه مهيا است ومخلصانش  چشم براه جمال او هستند چرا ظهور نميكند ديگر كه نه خطر بحى اسن ونه قتلى بلكه چاقوى نائب او بر گردن عاقلانى است كه به اين چرنديات گردن نمى نهند
5-كسى كه از خودش نتواند دفاع كند واز قتل ميترسد اين آقا چگونه از ديگران دفاع نموده و چگونه از دشمنان شما انتقام ميگيرد الان بگذريم از اينكه دنيارا را چنين وچنان كند آيا بهتر نيست از اينكه خودرا مسخرهء عالم كنيد، كمى بخود آييد وقرآن را سرمنشأ معتقدات خود نمائيد تا از اين غل وزنجيرها راحت شويد.
سوم: هيچ منفعتى از وراء اين موهوم صورت نگرفته است
 
از ادلهء بطلان اين فرضيه-همچنانكه دكتر مسعود به حق ناميده است.همين است كه اين امام زمانى كه دست وپابوسانش اينهمه برايش سينه چاك ميكنند هيچ مصلحت دنيوى ويا دينى از اين آقا سرنزده است ونه معتقدانش ونه منكرانش هيچ نفعى ازاو نديده اند جزاينكه ضرر فراوان كه دين اسلام از اسم اين موهوم خورده است. 
شيخ الاسلام ابن تيمية ميگويد:اين معصوميكه كه مدعى او هستند  كوچكترين نفعى كه ازيك امير ويا از يك كارمند عادى ويا عالم ويا قاضى سرميزند از او سرنزده است ، پس چه فايده اى از او اگرتازه موجود هم باشد چطور كه او موهومى بيش نيست، وچه لطف ومنفعتى براى دين ويا دنياى مومنانش دارد ...واين شخصى كه رافضيان مدعى او هستند يا كسى است كه پيش آنها مفقود و در نزد عقلاء معدوم ميباشد، وبه هر دو تقدير هيچ منفعتتى براى كسى نه در دين ونه در دنيا داشته است. [80]
اما غائب شدن اين موهوم در اين مدت طولانى نه اينكه براى كسى مصلحت دينى ودنيوى درستى نداشته بلكه بهانه اى شده است براى شيادان دين فروشى كه بسيارى از مهمترين احكام دين را بنام او تعطيل نموده اند، براى امامت ا