قل صدها سال است از بين رفته‌اند و هنوز مهدي پيدا نشده‌است و مجلسي اين مطالب را از حافظ ابونعيم که اهل سنت بوده نقل کرده‌است تا کاملاً وجود مهدي را اثبات کرده باشد، در حاليکه مطالب ضعيف از هر کس نقل شود ضعيف است. و در خبر پانزدهم آورده که چون مهدي مبعوث شود امت به نعمت مي‌رسد و چهار پايان به زندگي مي‌پردازند و زمين گياه خود را خارج مي‌کند. بايد پرسيد: آيا اکنون زمين، گياه خود را خارج نمي‌کند؟ و درخبر 16 مي‌گويد: رسول خدا (ص) فرمود: بالاي سر مهدي ابري است که در داخل آن ابر يک نفر منادي ندا مي‌کند: مهدي خليفة خداست. و مسلم است که خدا خليفه ندارد و ما قبلاً اين مطلب را ذکر کرديم زيرا خدا نه وفات کرده و نه مسافرت نموده و نه مکان دارد تا براي خود جانشين بگيرد، بلکه در قرآن مکرر، کلمة خليفه بمعناي خليفه السابقين آمده است نه خليفه الله. و در خبر 17 گويد: چون مهدي بيايد در بالاي سر او ملکي است که ندا مي‌کند اين مهدي است. و در خبر 18 مي‌گويد: چون مهدي مبعوث شود ساکنان آسمان از او راضي و او مال را بطور مساوي تقسيم مي‌کند. و در خبر 19 گويد: قبل از ساعت قيامت مردي از اهل بيت من پادشاهي کند و زمين را عدل و داد نمايد. و در خبر بيستم گويد: رسول خدا (ص) فرمود: کنية مهدي ابوعبدالله است. و اين ضد اخبار ديگر است که مي‌گويد: کنية او ابوالقاسم و يا غير آن است. معلوم مي‌شود اينان از گفتن ضد و نقيض هم ابا ندارند.

و در خبر بيست و يکم مي‌گويد: رسول خدا (ص) فرمود: اسم او اسم من و اسم پدر او اسم پدر من است. پس، معلوم مي‌شود آن مهدي موعود محمد بن الحسن قائم شيعيان نيست. و خبرهاي 22 و 23 و 24 مي‌گويد: مهدي در زمين عدل و داد خواهد کرد و عطاي او گوارا مي‌باشد. و در خبر بيست و پنجم مي‌گويد، رسول خدا (ص) فرمود: مهدي هفت سال کار مي‌کند و به شهر بيت المقدس نزول مي‌نمايد. اولاً براي هفت سال اين همه وعده‌ها و حواله‌هاي إلهي موهون است. و ثانياً اين خبر ضد اخباري است که مي‌گويد: در کوفه سکونت مي‌کند. و در خبر بيست و ششم مي‌گويد: رسول خدا (ص) فرمود: چون پرچم‌هاي سياه را که از طرف خراسان حرکت مي‌کند ديديد بيائيد نزد او و اگرچه با زانو و روي برف باشيد زيرا او خليفه الله و مهدي است. معلوم مي‌شود اينان لشکر ابومسلم را که داراي پرچمهاي سياه بودند آنان را لشکر مهدي و ابومسلم را مهدي دانسته‌اند. و اين خبر از مجعولات بني‌عباس است، و وجود او در کتب شيعه چه فايده دارد؟!!، و در خبر بيست و هفتم و خبر سي و دوم و سي و سوم نيز همين مطلب را تکرار و ابومسلم را مهدي دانسته است. و در خبرهاي 28 و 29 و 30 و 31 نيز همان مطالب گذشته را تکرار نموده است و مي‌گويد: خدا قادر است که امر اين امت را پس از فساد، اصلاح نمايد و چون مردي از اهل بيت من سلطنت کند چنين است و در زمان او آسمان ببارد و زمين نبات خود را خارج کند و مهدي از سادات اهل بهشت است. و در خبر 34 آورده که علي از پيغمبر سؤال کرده که آيا مهدي از ما است؟ پيغمبر فرموده: آري او از ما مي‌باشد. و همچنين در اين خبر گويد: اسم او اسم من و اسم پدر او، اسم پدر من است که معلوم مي‌شود محمد بن حسن که اينان مي‌گويند نيست. و خبر سي و هفتم ضد مذهب شيعه است، و خبر سي و هشتم و سي و نهم ضد قرآن است زيرا مي‌گويد عيسى از آسمان پائين مي‌آيد و پشت مهدي نماز مي‌خواند. بايد گفت: اولاً قرآن صريحاً فرموده‌است كه عيسى (ع) وفات نموده‌است چنانكه در سورة آل عمران فرموده: 

و در خبر چهلم نقل کرده که رسول خدا (ص) فرمود: هرگز به هلاکت نرسد امتي که من در اول آن و عيسي بن مريم در آخر آن و مهدي در وسط آن است، و اين نيز ضد قرآن است که فرموده: ﴿إِذْ قَالَ اللهُ يَا عِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ﴾ (آل عمران/55)، يعني: «(اي محمد بياد آر) آنگاه را كه خدا به عيسى فرمود: من تورا وفات دهم و به سوي خويش رفعت بخشم....» و در آية 117 مائده آمده كه عيسى (ع) روز قيامت به خدا عرض مي‌كند: ﴿كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ﴾ (المائدة/117). و ثانياً: در آياتي از قرآن آورده‌است كه اهل بهشت فقط يك بار مرگ را در دنيا چشيده‌اند مانند آية ﴿لَا يَذُوقُونَ فِيهَا المَوْتَ إِلَّا المَوْتَةَ الْأُولَى﴾ (الدخان/56). و ثالثاً: خدا در قرآن به رسول خود فرموده كه ما هيچ بشري قبل از تو را زنده باقي نگذاشته‌ايم چنانكه مي‌فرمايد: ﴿وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَـرٍ مِنْ قَبْلِكَ الخُلْدَ﴾ (الأنبياء/34)، بنا بر اين زنده بودن عيسى بر خلاف آيات قرآن است و همچنين است اگر دو باره زنده شود، و دوباره بميرد نيز ضد آيات قرآن است، زيرا قرآن فرموده‌است كه اهل بهشت مرگ را در دنيا فقط يك بار چشيده‌اند. و در خبر چهلم نقل کرده که رسول خدا (ص) فرمود: هرگز به هلاکت نرسد امتي که من در اول آن و عيسي بن مريم در آخر آن و مهدي در وسط آن است، و اين نيز ضد قرآن است که فرموده: ﴿وَإِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ﴾ (الإسراء/58). «و هيچ شهر و آبادى نيست مگر اينكه آن را پيش از روز قيامت هلاك مى‏كنيم‏». حال بايد پرسيد: براي چه اين اخبار ضد قرآن را جمع کرده‌اند. خبر سي و هشتم، در اينجا باز نقل کرده از کشف الغمه که در قرن ششم تأليف شده که او نقل کرده از کتاب کفاية الطالب محمد بن يوسف شافعي گنجي که او در آن کتاب جمع کرده 25 باب، همان اخباري که سابقا ذکر شد منتهي از روات مجهولين اهل سنت. بايد گفت: تکرار کردن اخبار مجهولين چيزي را ثابت نخواهد کرد. ولي در اخبار کفايه الطالب خرافات ديگري نيز وجود دارد که در اخبار سابق نبود. از آن جمله در باب سوم از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: نزد گنج شما سه نفر کشته مي‌شود که هر سه فرزند خليفه مي‌باشند، سپس پرچمهاي مهدي که سياه است از طرف مشرق مي‌آيند و قتل عام مي‌کنند، سپس رسول خدا (ص) چيزي فرموده که من نفهميدم. کسي نبوده از راوي جعال بپرسد نزد گنج شما کدام گنج و کدام خليفه، اين مبهم بافي چه فايده دارد؟!. و بابهاي 1 و 2 و 4 و 5 چيزي زيادتر از آنچه ذکر کرديم وجود ندارد و تکرار همان مطالبيست مکرر بيان گرديد. و در باب هفتم مي‌گويد: مهدي مقامش از حضرت عيسي بالاتر است آمده براي حضرت عيسي مقام و رتبه جعل کرده در صورتيکه اگر مهدي يا هر امامي به عيسي ايمان نياورد کافر است و طبق صريح قرآن همه بايد به او ايمان آورند. و بعلاوه آن همه آيات در قرآن در شأن عيسي نازل شده که يکي از آنها در شأن مهدي نيامده، بلکه قرآن وجود چنين مهدي را تأييد نمي‌کند و مي‌گويد: کفر و شرک تا قيامت باقي است. و در باب هشتم نيز از رسول خدا (ص) نقل کرده که مهدي هفت سال رياست مي‌کند. و همچنين در باب دهم و هم‌چنين در باب يازدهم. و در باب نهم نيز گرية فاطمه بهنگام وفات رسول خدا (ص) و نماز عيسي خلف مهدي را مکرر نموده است. و در باب چهاردهم از رسول خدا (ص) نقل کرده که مهدي از قرية کرع