ان‌ جاري‌ نمي‌كنند.
4) زنان‌ ناپاك‌ و فاحشه‌، فقط‌ شايسته‌ي‌ مرداني‌ ناپاك‌ و بدبخت‌ همچون‌ خويش‌ هستند. و زنان‌ پاك‌ و عفيفه‌اي‌ همچون‌ عايشه ي‌ صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ لايق‌ و شايسته‌ي‌ مرداني‌ پاك‌ و مبارك‌ همچون‌ رسول‌ اكرم‌ ـ (ص) ـ مي‌باشند.
5) چون‌ رسول‌الله ـ (ص) ـ پاك‌ و بي‌غل‌ و غش‌ است‌، خداوند زني‌ پاك‌ و بي‌غل‌ و غش‌ (مانند عايشه –رضی الله عنها-‌ و حفصه –رضی الله عنها-‌ و ديگر ازواج‌ مطهرات‌) را براي‌ همراهي‌ و صحبت‌ زندگي‌ دنيا و آخرتش‌ برگزيده‌ است‌.
6) قرآن‌ در اين‌ آيه‌ صراحتاً و بي‌پرده‌ اعلام‌ مي‌دارد، آنچه‌ در مورد عايشه ـ رضي‌الله عنهاـ در زمان‌ رسول‌الله ـ (ص) ـ گفته‌ مي‌شد، و آنچه‌ امروز و يا در آينده‌ گفته‌ مي‌شود، همگي‌ دروغ‌ و بي‌اساس‌ است‌ و عايشه –رضی الله عنها-‌ از تمامي‌ اين‌ تهمت‌ها پاك‌ و بَري‌ است‌.
7) در مقابل‌ اين‌ تهمت‌هاي‌ ناروا و درد و رنج‌ تحمل‌ شنيدن‌ آن‌، خداوند به‌ اين‌ عزيزان‌ (عايشه –رضی الله عنها-‌ و ديگر زنان‌ پاكدامن‌ و بي‌گناه‌)، مغفرت‌ و رضوان‌ خويش‌ و همچنين‌ باغ‌هاي‌ بهشت‌ را تقديم‌ نموده‌ است‌.
----------------------------------------
1) ترجمه‌ اكثر آيات‌ از تفسير نور، دكتر مصطفي‌ خرم‌دل‌.در بيان‌ افك‌ عايشه ـ رضي‌الله عنهاـ (1):
آنكه‌ آوردند از سستي‌ دين‌كذبي‌ اندر شأن‌ ام‌ المؤمنين‌
لغو گفتند از شما جمعي‌ فضول‌در مقام‌ عايشه، جفت‌ رسول‌
چون‌ كه‌ مي‌گشتند باز از مصطلق‌ماند او از كاروان‌ با حفظ‌ حق‌
رفته‌ نزديك‌ مدينه‌ يك‌ شبي‌او خود از هودج‌ برون‌ از مطلبي‌
همرهان‌ رفتند و او بر جاي‌ ماندمردي‌ او را برد و بر منزل‌ رساند
شرح‌ آن‌ در نظم‌ ما نايد به‌ كاربد دلان‌ گفتند حرفي‌ زشت‌ و خوار
آمد اين‌ آيت‌ كه‌ جمعي‌ از شمابر وي‌ آوردند حرفي‌ ناروا
بهر خويش‌ آن‌ را مپنداريد زشت‌بل‌ شما را بهتر است‌ آن‌ در سرشت‌
هر گروهي‌ ز اهل‌ بهتان‌ را جزاهست‌ زآنچه‌ كرده‌ كسب‌ او از خطا
وآن‌كه‌ بگرفت‌ او معظم‌تر از آن‌مر عذابي‌ اعظم‌ است‌ او را چنان‌
چون‌ شنيد اين‌ مردوزن‌ از اهل‌ كيش‌ظن‌ نبردند از چه‌ بر نيكي‌ خويش‌
يعني‌ آن‌ سان‌ كه‌ ز بهر خويشتن‌چشم‌ نيكي‌ داشتند از ذوالمنن‌
تا بگفتند اين‌ بود افكي‌ مُبين‌نيست‌ اندر حق‌ او شايسته‌ اين‌
از چه‌ ناورديد بر اين‌ قول‌ بدچار شاهد گرنبود آن‌ كذب‌ و رد
چار شاهد پس‌ نياوردند چون‌ نزد حق‌اند آن‌ جماعت‌، كاذبون‌
گر نبُد فضل‌ خدا و رحمتش‌در دو دنيا مي‌رسد از حضرتش‌
در هر آنچه‌ خوض‌ كرديد اندر آن‌مر عذابي‌ بر شما سخت‌ و گران‌
آن‌ زمان‌ كه‌ برگرفتند آن‌ سخن‌بر زبان‌ و گفتشان‌ بُد بر دهن‌
آنچه‌ ني‌ علمي‌ بر آن‌ مي‌داشتندوآن‌ سخن‌ را سهل‌ مي‌پنداشتند
وآن‌ به‌ نزد حق‌ بسي‌ باشد عظيم‌كه‌ شما گفتيد بي‌تشويش‌ و بيم‌
ازچه‌ وقتي‌ كه‌ شنيديد آن‌ سخن‌مي‌ نگفتيد اين‌ به‌ نفس‌ خويشتن‌
كه‌ اين‌ تكلم‌ نيست‌ از ما بر سزاحق‌ بود پاك‌ و منزه‌ زين‌ خطا
يعني‌ از اينكه‌ كند كس‌ از ستم‌قدح‌ بر جفت‌ رسول‌ محترم‌
هست‌ بهتاني‌ بزرگ‌ البته‌ اين‌در حريم‌ پاك‌ خيرالمرسلين‌
حق‌ شما را مي‌نمايد وعظ‌ پس‌تا به‌ مثل‌ اين‌ نگويد باز كس‌
عود بر اين‌ گفت‌ ناريد هيچ‌ بازگر شما داريد بر ايمان‌ نياز
حق‌ مبين‌ بر شما آيات‌ خويش‌مي‌كند زالطاف‌ از اندازه‌ بيش‌
باشد او دانا به‌ حال‌ نيك‌ و بدراست‌ كاندر امور و معتمد
آن‌كسان‌ كه‌ دوست‌ دارند اينكه‌ فاش‌مَر زناي‌ مؤمنان‌ گردد بجاش‌
رنجشان‌ سخت‌ است‌ اندر دو سراو آنچه‌ حق‌ داند ندانيد آن‌ شما
گر نبُد فضل‌ خدا و رحمتش‌ كه‌ رئوفست‌ و رحيم‌ آن‌ حضرتش‌ 
بر شما از حق‌ عقوبت‌ مي‌رسيدبس‌ عيوب‌ مختفي‌ گشتي‌ پديد
اي‌ گروه‌ مؤمنان‌ بر ماوقع‌ گام‌ شيطان‌ را نباشيد از تبع‌
در اشاعه‌ فعل‌ زشت‌ و فاحشه‌خاصه‌ بر عميا به‌ قذف‌ عايشه‌
گام‌ بر خطوات‌ شيطان‌ هر كه‌ هشت‌ديو امرش‌ مي‌كند بر كار زشت‌
تا كه‌ گردد ظاهر از وي‌ ناپسندهم‌ نباشد هيچ‌ سود او را زپند
گر نبودي‌ فضل‌ و رحمت‌ از خداكس‌ نگشتي‌ پاك‌ هرگز از شما
تا ابد بوديد در افك‌ و دروغ‌تا زمان‌ مرگ‌ يعني‌ از بلوغ‌
ليك‌ خواهد هر كه‌ را حق‌ بي‌ زبيم‌پاك‌ سازد كو سميع‌ است‌ و عليم‌
* * *
------------------------------------------
1) اشعار از شيخ‌ صفي‌عليشاه‌ ـ رحمه الله ـ، تفسير قرآن‌ با نظم‌، انتشارات‌ صفي‌عليشاه‌.در مورد شأن‌ نزول‌ آيات‌ ياد شده‌، و ارتباط‌ آن‌ با اعلام‌ و اثبات‌ پاكي‌ و طهارت‌ عايشه ی صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ و خاندان‌ پيامبر ـ (ص) ـ و ابوبكر صديق‌ ـ (رض) ـ تمام‌ مفسرين‌ و سيره‌نگاران‌ و مورّخان‌، اتفاق‌ رأي‌ و نظر دارند كه‌ اين‌ آيات‌ بدون‌ هيچ‌ شك‌ و شبهه‌اي‌ در شأن‌ عايشه‌ي‌ صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ نازل‌ شده‌ و منظور، برائت‌ و پاكي‌ عايشه ی‌ صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ از افترا و تهمتي‌ است‌ كه‌ منافقان‌ برايشان‌ بسته‌ بودند.
در اين‌ باره‌ نويسندگان‌ اهل‌ تشيّع‌ نيز بر همين‌ باورند و روايت‌ ضعيفي‌ كه‌ بعضي‌ها در كتاب‌هاي‌ شيعه‌ نقل‌ كرده‌اند، نزد بزرگان‌ شيعه‌ اعتبار ندارد.
علامه‌ طباطبايي‌، صاحب‌ «الميزان‌» همچون‌ تمامي‌ مفسران‌ جهان‌ اسلام‌، داستان‌ افك‌ و شيوه‌ نزول‌ اين‌ آيات‌ را در شأن‌ حضرت‌ عايشه صديقه‌ ـ رضي‌الله عنها ـ نقل‌ كرده‌ است‌.
آيت‌الله مكارم‌ شيرازي‌ در تفسير «نمونه‌» به‌ همين‌ نظريه‌ اعتماد كرده‌ است‌ و آورده‌؛ آنچه‌ در مورد شأن‌ نزول‌ اين‌ آيات‌ وجود دارد، دو روايت‌ است‌، يكي‌ كه‌ تمام‌ مفسران‌ جهان‌ اسلام‌ و حتی‌ مفسران‌ شيعه‌ آن‌ را ذكر كرده‌اند، اين‌ است‌ كه‌ در مورد پاكي‌ و برائت‌ عايشه ـ رضي‌الله عنهاـ نازل‌ شده‌ است‌. و در روايت‌ دوم‌ كه‌ فقط‌ در كتاب‌هاي‌ شيعه‌ آمده‌، اين‌ است‌ كه‌ در مورد «ماريه‌ قبطيه‌» نازل‌ شده‌ است‌. اما روايت‌ اول‌ قوي‌تر است‌.
آري‌! روشني‌ آيات‌ نازله‌، و ارتباط‌ مستقيم‌ و كامل‌ آن‌ با جريان‌ افك‌ و اثبات‌ برائت‌ و پاكي‌ مادر مؤمنان‌ به‌ حدي‌ است‌ كه‌ هر انسان‌ منصف‌ و صاحب‌ خردي‌ آن‌ را مي‌پذيرد و هيچ‌ كس‌ به‌ انكار آن‌ بر نمي‌آيد، مگر آنكه‌ خداوند قلبش‌ را مهر ضلالت‌ و گمراهي‌ زده‌ و چشم‌ دل‌ و بصيرت‌ او را كور نموده‌ باشد. و هستند چنين‌ افرادي‌ در تمامي‌ اعصار و قرون‌ ﴿خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ﴾ (بقره / 20) «خدا بر دلها و گوشهاى آنان مهر نهاده و بر چشمهايشان پرده‏اى افكنده شده و عذاب بزرگى در انتظار آنهاست». افرادي‌ كه‌ به‌ علّت‌ انكار 