 متعال كه مي فرمايد: او ذاتي است كه ابرها  را براي مژده دادن، پيشاپيش رحمت خود مي فرستد  (اعراف:57)</a><a class="text" href="w:text:1207.txt">باب(5): يادي از فرشتگان</a><a class="text" href="w:text:1208.txt">باب(6): وصف بهشت و اينكه هم اكنون وجود دارد</a><a class="text" href="w:text:1209.txt">باب(7): وصف دوزخ و اينكه هم اكنون وجود دارد</a><a class="text" href="w:text:1210.txt">باب(8): وصف شيطان و لشكريانش</a><a class="text" href="w:text:1211.txt">باب(9): اين سخن خداوند متعال كه مي‌فرمايد:  و انواع جنبندگان را روي زمين پراكنده ساخت</a><a class="text" href="w:text:1212.txt">باب(10): بهترين مال مسلمان، گوسفند است كه آنها را بر فراز كوهها به چرا مي برد</a><a class="text" href="w:text:1213.txt">باب(11): اگر مگسي در ظرف آب شما افتاد، آنرا غوطه دهيد زيرا در يكي از بالهايش، مرض ودر بال ديگرش، شفا وجود دارد</a></body></html>باب(1): خداوند متعال مي فرمايد: اوست كه آفرينش  را آغاز كرده است و سپس، باز مي گرداند
1334ـ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ حُصَيْنٍ رَضِي اللَّه عَنْهُمَا قَالَ: جَاءَ نَفَرٌ مِنْ بَنِي تَمِيمٍ إِلَى النَّبِيِّ (ص) فَقَالَ: «يَا بَنِي تَمِيمٍ، أَبْشِرُوا». قَالُوا: بَشَّرْتَنَا فَأَعْطِنَا، فَتَغَيَّرَ وَجْهُهُ، فَجَاءهُ أَهْلُ الْيَمَنِ، فَقَالَ: «يَا أَهْلَ الْيَمَنِ، اقْبَلُوا الْبُشْرَى إِذْ لَمْ يَقْبَلْهَا بَنُو تَمِيمٍ». قَالُوا: قَبِلْنَا. فَأَخَذَ النَّبِيُّ (ص) يُحَدِّثُ بَدْءَ الْخَلْقِ وَالْعَرْشِ، فَجَاءَ رَجُلٌ فَقَالَ: يَا عِمْرَانُ، رَاحِلَتُكَ تَفَلَّتَتْ. لَيْتَنِي لَمْ أَقُمْ. (بخارى:3190)
ترجمه: عمران‏ بن حصين رضي الله عنهما  مي گويد: گروهي از بني تميم نزد نبي اكرم (ص)  آمدند. آنحضرت (ص)  فرمود: «بشارت باد شما را اي بني تميم». آنان گفتند: (اي رسول خدا!) ما را بشارت دادي. پس چيزي به ما عطا كن. از شنيدن اين سخن، چهرة پيامبر اكرم (ص) دگرگون شد. سپس، اهل يمن نزد پيامبر خدا (ص) آمدند. آنحضرت (ص)  فرمود: « اي اهل يمن! بشارت را بپذيريد زيرا كه بني تميم آنرا نپذيرفتند». آنها گفتند: پذيرفتيم. آنگاه، نبي اكرم (ص) شروع به سخن گفتن از آغاز آفرينش و عرش خدا كرد. در آن اثنا، مردي آمد و گفت: اي عمران! شترت فرار كرد. عمران مي گويد: اي كاش! برنمي خاستم. 
1335ـ وَفِيْ رِوَايَةٍ عَنْهُ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ (ص): «كَانَ اللَّهُ وَلَمْ يَكُنْ شَيْءٌ غَيْرُهُ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ وَكَتَبَ فِي الذِّكْرِ كُلَّ شَيْءٍ وَخَلَقَ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضَ». فَنَادَى مُنَادٍ: ذَهَبَتْ نَاقَتُكَ يَا ابْنَ الْحُصَيْنِ، فَانْطَلَقْتُ فَإِذَا هِيَ يَقْطَعُ دُونَهَا السَّرَابُ، فَوَاللَّهِ لَوَدِدْتُ أَنِّي كُنْتُ تَرَكْتُهَا. (بخارى:3191)
ترجمه: عمران‏ (رض) در روايتي ديگر، مي گويد: رسول الله (ص)  فرمود: «خداوند، وجود داشت و چيزي غير از او، وجود نداشت و عرش خدا روي آب، قرار داشت. او تقدير همة كائنات را در لوح محفوظ نوشت. و آسمانها و زمين را آفريد».
عمران بن حصين مي گويد: در اين اثنا، كسي صدا زد كه اي فرزند حصين! شترت، رفت. من، براه افتادم و ديدم كه سراب ميان من و شترم، فاصله انداخته است. (شتر از من دور شده است). بخدا سوگند، دوست دارم كه شتر را رها مي كردم (و از مجلس رسول خدا (ص)  بر نمي خاستم).
1336ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: يَشْتِمُنِي ابْنُ آدَمَ وَمَا يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَشْتِمَنِي وَيُكَذِّبُنِي وَمَا يَنْبَغِي لَهُ، أَمَّا شَتْمُهُ فَقَوْلُهُ: إِنَّ لِي وَلَدًا وَأَمَّا تَكْذِيبُهُ فَقَوْلُهُ: لَيْسَ يُعِيدُنِي كَمَا بَدَأَنِي». (بخارى:3193)
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است كه نبي‏اكرم (ص) فرمود: « خداوند متعال مي فرمايد: آدمي زاد، مرا دشنام مي دهد. حال آنكه شايسته او نيست كه مرا دشنام دهد. همچنين آدمي زاد، مرا تكذيب مي كند حال آنكه شايسته او نيست. اما دشنامش، اين است كه مي گويد: خدا فرزند دارد. و تكذيب اش، اين است كه مي گويد: خداوند مرا مانند آفرينش اول، دوباره زنده     نمي كند». 
1337ـ وَعَنْهُ (رض)قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «لَمَّا قَضَى اللَّهُ الْخَلْقَ كَتَبَ فِي كِتَابِهِ فَهُوَ عِنْدَهُ فَوْقَ الْعَرْشِ: إِنَّ رَحْمَتِي غَلَبَتْ غَضَبِي». (بخارى:3194)
ترجمه: همچنين از ابوهريره (رض) روايت است كه رسول الله (ص)  فرمود: «هنگامي كه خداوند مخلوقات را آفريد، در كتابش (لوح محفوظ) كه نزد او و بالاي عرش، قرار دارد، نوشت: همانا رحمتم بر خشمم، غلبه دارد».

باب(2): آنچه دربارة هفت زمين آمده است
1338ـ عَنْ أَبِي بَكْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «الزَّمَانُ قَدِ اسْتَدَارَ كَهَيْئَتِهِ يَوْمَ خَلَقَ اللَّهُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضَ، السَّنَةُ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ثَلاثَةٌ مُتَوَالِيَاتٌ ذُو الْقَعْدَةِ وَذُو الْحِجَّةِ وَالْمُحَرَّمُ وَرَجَبُ مُضَرَ الَّذِي بَيْنَ جُمَادَى وَشَعْبَانَ». (بخارى:3197)
ترجمه:  ابوبكره (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص)  فرمود: «زمان به وضع اولش كه خداوند، آسمانها  و زمين (هفت آسمان و هفت زمين) را آفريد، بر گشته است. سال، دوازده ماه است كه چهار ماه از آنها، ماههاي حرام هستند. سه ماه ذوالعقده، ذوالحجه و محرم، پشت سر هم قرار دارند. و ماه رجب (قبيلة) مضر كه ميان جمادي الثاني و شعبان، قرار دارد».
 
باب(3): گردش ماه و خورشيد بر اساس نظم است
1339ـ عَنْ أَبِي ذَرٍّ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص) لأَبِي ذَرٍّ حِينَ غَرَبَتِ الشَّمْسُ: «أَتَدْرِي أَيْنَ تَذْهَبُ»؟ قُلْتُ: اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ، قَالَ: «فَإِنَّهَا تَذْهَبُ حَتَّى تَسْجُدَ تَحْتَ الْعَرْشِ فَتَسْتَأْذِنَ فَيُؤْذَنُ لَهَا وَيُوشِكُ أَنْ تَسْجُدَ فَلا يُقْبَلَ مِنْهَا وَتَسْتَأْذِنَ فَلا يُؤْذَنَ لَهَا يُقَالُ لَهَا: ارْجِعِي مِنْ حَيْثُ جِئْتِ فَتَطْلُعُ مِنْ مَغْرِبِهَا فَذَلِكَ قَوْلُهُ تَعَالَى: (وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ) ». (بخارى:3199)
       ترجمه: ابوذر(رض) مي گويد: نبي اكرم (ص)  هنگام غروب آفتاب، به من گفت: «آيا        مي داني كه خورشيد به كجا مي رود»؟ گفتم: خدا و رسولش، بهتر مي دانند. فرمود: «مي رود تا زير عرش، سجده كند. پس اجازه مي خواهد. و به او اجازه مي دهند. بزودي زماني فرا     مي رسد كه مي خواهد سجده كند ولي از او پذيرفته نمي شود و اجازه مي خواهد ولي به او اجازه نمي دهند و مي گويند: از همان جايي كه آمده اي ، برگرد. در نتيجه، خورشيد  از مغرب، طلوع  مي كند. همانطور كه خداوند متعال مي فرمايد: (وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ) يعني خورشيد بسوي قرار گاه خود در حركت است. اين، تقدير خداوند غالب و داناست».
1340ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ مُكَوَّرَانِ يَوْم