قَالَ: «لا بَلْ لِلأَبَدِ». (بخارى:1785)
ترجمه: سراقه بن مالك (رض) روايت مي كند كه پيامبر (ص) را در حال رمي جمرة عقبه، ملاقات نمود. و از آنحضرت (ص) پرسيد: آيا اين (تبديل حج به عمره)، مخصوص شماست؟ فرمود: «خير، بلكه براي (همه و) هميشه است».

باب (5): عمره نمودن پس از حج، بدون هدي
864 ـ حديث عائشة رضي الله عنها في الحج تكرر كثيراً وقد تقدم بتمامه (بخارى: 1786 ـ 1521 ـ 1561)
ترجمه: حديث عايشه رضي الله عنها درباره حج، قبلا چندين بار، بطور كامل، بيان گرديده است.
 
باب (6): پاداش عمره، برابر با زحمت هر شخص است
865 ـ عَن عَائِشَة رَضِي اللَّه عَنْهَا أن النبي (رض) قال لها في العمرة: «وَلَكِنَّهَا عَلَى قَدْرِ نَفَقَتِكِ أَوْ نَصَبِكِ». (بخارى:1787)
ترجمه: از عايشه رضي ‏الله ‏عنها روايت است كه رسول ‏الله (ص) در مورد عمره، به ايشان فرمود: «پاداش عمره ي تو مطابق با هزينه و زحمت شما خواهد بود».

باب (7): عمره كننده چه وقت از حالت احرام خارج ميشود
866 ـ عَنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ أَبِي بَكْرٍ رضي الله عنهما أنها كانت كُلَّمَا مَرَّتْ بِالحَجُونِ تقول: صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مُحَمَّدٍ، لَقَدْ نَزَلْنَا مَعَهُ هَا هُنَا وَنَحْنُ يَوْمَئِذٍ خِفَافٌ قَلِيلٌ ظَهْرُنَا قَلِيلَةٌ أَزْوَادُنَا فَاعْتَمَرْتُ أَنَا وَأُخْتِي عَائِشَةُ وَالزُّبَيْرُ، وَفُلانٌ وَفُلانٌ فَلَمَّا مَسَحْنَا الْبَيْتَ أَحْلَلْنَا ثُمَّ أَهْلَلْنَا مِنَ الْعَشِيِّ بِالْحَجِّ. (بخارى:1796)
ترجمه: از اسماء دختر ابو‏بكر رضي الله عنهما روايت است كه وي هر وقت، از حجون عبور مي كرد، مي گفت: درود خداوند بر پيامبرش محمد (ص) باد. همراه آنحضرت (ص) در اين محل، توقف كرديم. گفتني است كه ما در آن زمان، سبكبار بوديم زيرا توشة مختصري و سواري هاي اندكي داشتيم. من و خواهرم؛ عايشه؛ و زبير و فلان و فلان، عمره كرديم. پس از طواف كعبه، از احرام بيرون آمديم. سپس، در بعد از ظهر همان روز، دوباره براي حج، احرام بستيم.
 
باب (3): امتحان پيروان به وسيلة رهبر و پيشوا
56 ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ قَالَ: قَالَ رسول الله (ص): «إِنَّ مِنَ الشَّجَرِ شَجَرَةً لا يَسْقُطُ وَرَقُهَا، وَإِنَّهَا مَثَلُ الْمُسْلِمِ فَحَدِّثُونِي مَا هِيَ»؟ فَوَقَعَ النَّاسُ فِي شَجَرِ الْبَوَادِي، قَالَ عَبْدُ اللَّهِ: وَوَقَعَ فِي نَفْسِي أَنَّهَا النَّخْلَةُ، فَاسْتَحْيَيْتُ، ثُمَّ قَالُوا: حَدِّثْنَا مَا هِيَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «هِيَ النَّخْلَةُ». (بخارى:61) 
ترجمه: از ابن عمر رضي الله عنهما روايت است كه رسول‏ الله (ص) فرمود: «درختي در ميان درخت‏ها وجود دارد كه هيچگاه برگهايش نمي‏ريزند و مؤمن نيز مانند آن درخت است. بگوئيد آن درخت، كدام است»؟ حاضران، درختان جنگل را برشمردند. عبد الله بن عمر رضي الله عنهما مي‏گويد: بنظرم رسيد كه آن، بايد درخت خرما باشد اما بخاطر كثرت شرم و حيا نتوانستم چيزي اظهار كنم، تا آنكه حاضران عرض كردند: اي پيامبر خدا (ص) آن درخت را به ما معرفي كن. رسول الله (ص) فرمود: «آن درخت، درخت خرما است».
 
باب (8): آنچه در بازگشت از حج يا عمره و يا جهاد بايد گفت
867 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِي اللَّه عَنْهمَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) كَانَ إِذَا قَفَلَ مِنْ غَزْوٍ أَوْ حَجٍّ أَوْ عُمْرَةٍ، يُكَبِّرُ عَلَى كُلِّ شَرَفٍ مِنَ الأَرْضِ ثَلاثَ تَكْبِيرَاتٍ ثُمَّ يَقُولُ: «لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، آيِبُونَ تَائِبُونَ عَابِدُونَ سَاجِدُونَ لِرَبِّنَا حَامِدُونَ صَدَقَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَنَصَرَ عَبْدَهُ وَهَزَمَ الأَحْزَابَ وَحْدَهُ». (بخارى:1797)
ترجمه: از عبد الله بن عمر رضي الله عنهما روايت است كه رسول ‏الله (ص) هنگام بازگشت از جهاد، حج يا عمره، وقتي كه از مكان مرتفعي عبور مي‏كرد، سه بار تكبير مي گفت وسپس، مي فرمود: «لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، آيِبُونَ تَائِبُونَ عَابِدُونَ سَاجِدُونَ لِرَبِّنَا حَامِدُونَ صَدَقَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَنَصَرَ عَبْدَهُ وَهَزَمَ الأَحْزَابَ وَحْدَهُ» يعني بجز خداوند يگانه، معبود بر حقي نيست، و شريكي ندارد، پادشاهي از آن اوست. و حمد و ثنا شايسته اوست، و بر هر چيزي توانايي دارد. رجوع و بازگشت ما به سوي اوست. ما بندگان و سجده گزاران درگاه پروردگارمان هستيم. خداوند به وعده خود وفا كرد. بنده خويش را كمك كرد و به تنهايي، لشكر كفار را شكست داد.
باب (9): استقبال از حجاج
868 ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِي اللَّه عَنْهمَا قَالَ: لَمَّا قَدِمَ النَّبِيُّ (ص) مَكَّةَ اسْتَقْبَلَتْهُ أُغَيْلِمَةُ بَنِي عَبْدِالْمُطَّلِبِ فَحَمَلَ وَاحِدًا بَيْنَ يَدَيْهِ وَآخَرَ خَلْفَهُ. 
(بخارى:1798)
ترجمه: ابن عباس رضي الله عنهما مي گويد: هنگامي كه رسول ‏الله (ص) وارد مكه شد، تني چند از خرد سالان بني عبدالمطلب، به استقبال او آمدند. رسول ‏الله (ص) يكي را جلو و ديگري را پشت سرخود، سوار كرد.

باب (10): بازگشت به خانه بعد از ظهر
869 ـ عَنْ أَنَسٍ (رض) قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ (ص) لا يَطْرُقُ أَهْلَهُ، كَانَ لا يَدْخُلُ إِلاَّ غُدْوَةً أَوْ عَشِيَّةً.(بخاري:1800)
ترجمه: از انس (رض) روايت است كه رسول ‏الله (ص) (در بازگشت از سفر)، هنگام شب وارد خانه نمي‏شد، بلكه صبح يا بعد از ظهر، وارد منزل مي‏شد.
870 ـ عَنْ جَابِرٍ(رض) قَالَ: نَهَى النَّبِيُّ (ص) أَنْ يَطْرُقَ أَهْلَهُ لَيْلاً.     (بخارى:1801)
ترجمه: جابر رضي الله عنه مي گويد: رسول ‏الله (ص) از وارد شدن به خانه در شب، (بدون اطلاع قبلي) منع فرمود.
 
باب (11): تيز راندن شتر، هنگام نزديك شدن به مدينه
871 ـ عَنْ أَنَسٍ (رض) قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِذَا قَدِمَ مِنْ سَفَرٍ فَأَبْصَرَ دَرَجَاتِ الْمَدِينَةِ أَوْضَعَ نَاقَتَهُ وَإِنْ كَانَتْ دَابَّةً حَرَّكَهَا وزاد في رواية مِنْ حُبِّهَا.(بخاري: 1802) 
ترجمه: از انس (رض) روايت است كه رسول خدا (ص)  هنگام بازگشت از مسافرت، هنگامي كه از دور چشمش به خانه هاي مدينه مي افتاد، به سرعت شتر خود يا هر سواري ديگري كه داشت، مي افزود. و در روايتي ديگر، آمده است كه بخاطر محبتي كه به مدينه داشت، چنين ميكرد.
 
باب (12): سفر، قطعه اي از عذاب است
872 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «السَّفَرُ قِطْعَةٌ مِنَ الْعَذَابِ يَمْنَعُ أَحَدَكُمْ طَعَامَهُ وَشَرَابَهُ وَنَوْمَهُ فَإِذَا قَضَى نَهْمَتَهُ فَلْيُعَجِّلْ إِلَى أَهْلِهِ». (بخارى:1804)
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است كه رسول ‏الله (ص) فرمود: «سفر، بخشي از عذاب است. زيرا انسان را از خوردن، نوشيدن و خوابيدن، باز مي دارد. بنابراين، پس از انجام امور آن، بايد هر چه زودتر به خانه برگشت».
 
 
<?xml version="1.0" en