رون مي‌‌کشيم و برادرانه بر تختهاي رو به روي هم مي‌نشينند.»

پس از اقامتي چند روزه در بصره و استقرار اوضاع حضرت علي به طرف کوفه حرکت کرد و روز دوشنبه دوازدهم ماه رجب سال سي و شش هجري وارد آن شهر گرديد و آن را پايتخت خلافت خويش نمود، خلافتي که مدت زمان زيادي به درازا نکشيد!

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]- تاريخ طبري: ج 4 ص 519 و البداية والنهاية ابن کثير: ج 7 ص 243

[2]- اشعاري در مورد کشتن محمدبن طلحه معروف به «سجاد»

وَأشعَثَ قوَّامٍ بِآيات رَبِّهِ
  
 قَليلِ الأَذي فيما تري العَينُ سُلِمِ
 
شکيت له بالرّمح جيب قمصه
  
 فَخَرََّ صَريعاً لِلْيدين وَلِلْفَمَ
 
يذْکِّرني (حم) وَالرُّمْح شاجِرٌ
  
 فَهَلا تَلا (حم) قَبْلَ التَّقَدُّمِ
 
عَلي غَيرِ شَيءٍ غَيرَ اَنْ لَيسَ تابِعاً 
  
 عَلِياً وَ مَنْ لايتبعِ الحَقَّ ينْدَمَ
 

 [3]- تاريخ طبري: ج 4 ص 533 - 534

[4]- تاريخ طبري: ج 4 ص 539

[5]- تاريخ طبري: ج 4 ص 534

[6]- تاريخ طبري: ج 4 ص 537.

[7]- البداية والنهاية: ج 7 ص 245
حضرت علي -رضي الله عنه- صحابي بزرگوار عبدالله بجلي را براي ملاقات با معاويه به شام فرستاد و از او خواست که همانند مردم با او بيعت کرده و راه اطاعت را در پيش بگيرد! 

معاويه بزرگان و صاحبنظران شام را به نشستي فراخواند ودر مورد پيشنهاد حضرت علي با آنان به مشورت و رايزني پرداخت و در نهايت اتفاق نظر پيدا کردند، که تا قاتلان و شورشياني که عليه نظام خلافت قيام کرده وعثمان را به شهادت رسانيده و اکنون خود را در ميان سپاه حضرت علي جاي داده و به هواداري از او تظاهر مي‌نمايند، مجازات نشوند، يا به معاويه که ولي‌دمِ عثمان بود، تحويل داده نشوند، از بيعت با حضرت علي خودداري کنند! 

معاويه و صاحبنظران شام ظاهراً در مورد درخواست مجازات قاتلين حضرت عثمان و قصاصشان داراي ديدگاهي اجتهادي بوده‌اند، که براي ايشان نوعي معذوريت مي‌آفريند، و از طرفي معاويه با حضرت عثمان خويشاوندي نزديک داشت و هر دو از طايفه بني‌اميه بودند! و در مورد مشروط نمودن بيعت با حضرت علي به قصاص قاتلين داراي ديدگاه و رأي خاصي به خود بودند! 

از طرفي ديگر وقتي که موضع‌گيري حضرت علي را در مورد به تأخير انداختن مجازات مجرمين تا زماني که اوضاع و احوال آرام شود، و همة مسلمانان با او بيعت نمايند، مي‌بينيم متوجه مي‌شويم که ديدگاه او نيز ديدگاهي اجتهادي به شمار مي‌رود. 

هيچکس اين حقيقت تاريخي را نمي‌تواند انکار کند که حدود دو هزار نفر از شورشيان و قاتلين حضرت عثمان خود خود را در سپاه حضرت علي جاي داده بودند، و تعدادي از آنها مانند اشتر نخعي از سرکردگان سبأيه به شمار مي‌آمدند! اما حضرت علي از آنان به سختي خشمگين و متنفر بود و براي رهايي از دست ايشان دنبال فرصت مي‌گشت و براي اقامه حد شرعي بر ايشان هنگامي که اوضاع آرام گردد، بسيار علاقمند بود!

اما آنهايي که خواهان شتاب در مجازات قاتلان و مجرمان بودند، عملاً حضرت علي را دچار مشغوليت و مشکلات بيشتري مي‌نمودند. زيرا او ناچار شد، براي رويارويي با آنان مدينه را به سمت عراق ترک کند و شورش و عصيان ايشان و جنگ‌هاي جمل و صفين باعث گرديد که حضرت علي فرصت مجازات شورشيان توطئه‌گر و قاتل را پيدا نکند و مجازاتشان به تأخير بيفتد! 

اگر طلحه و زبير و ام المؤمنين عايشه -رضي الله عنهم- و بعداً معاويه در شام و هواداران ايشان – در عين اينکه به خاطر رأي و اجتهادشان معذورند – عليه حضرت علي دست به شورش و مخالفت نمي‌زدند، حضرت علي فرصت مجازات مجرمان و نجات از ايشان را پيدا مي‌کرد، زيرا ديدگاه درخواست‌کنندگان تعجيل قصاص قاتلان، براي حضرت علي ديدگاهي پذيرفتني بود، اما بر اين باور بود که پس از آرامش اوضاع و بيعت تمامي مردم ممالک اسلامي مجازات ايشان را آغاز کند! 

از طرف ديگر رأي و اجتهاد حضرت علي -رضي الله عنه- در مورد تأخير محاکمه شورشيان و مجرماني که عليرغم خواست حضرت علي خود را در ميان سپاه او جاي داده بودند، يک ضرورت بود!

تقدير و سرنوشت حضرت علي -رضي الله عنه- چنين شد، که توفان مشکلات و چالش‌هاي سختي خلافت او را در نوردد و حوادث مهم بعدي راه او را دشوارتر گرداند!

آن وضع حاصل طبيعي قوانين و سنت‌هاي الهي بدون تغيير – به ويژه اهمال سنت وحدت و غفلت از شيطنت‌ دشمنان بوده است – که هيچ کس و هيچ چيز را ياراي جلوگيري از عواقب آن نيست.حضرت علي -رضي الله عنه- با هدف الزام معاويه و هواداران او به اطاعت از خود همراه با سپاهيانش از کوفه راهي شام گرديد و از طرف ديگر معاويه پس از اطلاع از حرکت حضرت علي خود را براي ديدار با او و حتي براي جنگ و رويارويي آماده نمود![1] 

چنانچه حضرت علي -رضي الله عنه- راهي شام نمي‌شد، معاويه نيز سپاهي را براي رويارويي با او گسيل نمي‌داشت، اما حضرت علي چگونه در برابر مخالفت با خلافت مشروع خود و عدم بيعت سکوت مي‌کرد؟ او آن اقدام معاويه را شورش و تمرد عليه نظام خلافت تلقي مي‌نمود! 

تعداد سپاهيان حضرت علي يکصد و بيست هزار و تعداد سپاهيان معاويه نود هزار نفر بودند! 

فرماندهان سپاه حضرت علي عبارت بودند از: اشتر نخعي، قيس‌بن سعد بن عباده، عمّار ياسر و عبدالله بن عباس ... 

کساني هم مانند: عمروبن عاص، عمروبن سفيان سُلّيم، نعمان بن بشير انصاري و عبدالرحمن بن خالد بن وليد فرماندهي سپاه معاويه را برعهد داشتند! 

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]- العواصم من القواصم ابن‌العربي ص 162 - 172دو سپاه حضرت علي و معاويه در صفين در کنار رود فرات با يکديگر روبرو شدند! جنگ صفين به راستي جنگي وحشتناک و دردآور بود که چند هفته به طول انجاميد و در آن هزاران نفر از طرفين کشته و زخمي شدند! 

رويارويي ميان دو سپاه در ماه ذي‌الحجه سال سي و شش هجري با درگيري‌هاي متفرقه و جنگهايي فردي ادامه يافت و گاهي روزي دو بار با هم به نبرد مي‌پرداختند![1] 

پس از آنکه ماه محرم آغاز شد هر دو سپاه از نبرد دست برداشتند، و همه ماه را آتش‌بس اعلام نمودند! به اين اميد که ميان آنها جو آرامش و گفتگو و تفاهم پديد آيد و زمينه براي صلح و آشتي و جلوگيري از خونريزي هر چه بيشتر فراهم شود! 

در ماه محرم بود که حضرت علي -رضي الله عنه- هئيتي را به رياست عَدِي بن حاتم طايي نزد معاويه که همراه با سپاهيانش در صفين بود، فرستاد! 

عدّي معاويه را به بيعت با حضرت علي فراخواند، تا زمينه وحدت هر چه بيشتر مسلمانان فراهم شود، و جنگ و خونريزي پايان يابد! و راه صلح و آشتي در پيش گرفته شود! 

معاويه در پاسخ به فراخواني عدي گفت: ما با علي سر مخالفت و ناسازگاري نداريم و در مورد مقام خلافت با او در نمي‌افتيم، و او را به دست داشتن در شورش عليه عثمان و اشغال مدينه و کشته شدن او متهم نمي‌کنيم، اما شورشين قاتل بسياري در ميان سپاه او خزيده‌اند! تمام خواستة ما اين است که آن قاتلان شورشي را به ما تسليم کند، پس از آن ما با او به عنوان اميرالمؤمنين و خليفه مسلمين بي