واهند مي‌توانند براي شما بيافرينند و از هيچ اقدامي هم کوتاهي نمي‌کنند! 

آيا زمينه‌اي براي آنچه که مي‌خواهيد عملي کنيد، مي‌يابيد؟ احساس مي‌کنيد که ما در شرايط حاضر از قدرت کافي براي محاکمه و مجازات آنان برخورداريم؟ 

حضرت علي -رضي الله عنه- در ادامه به طلحه و زبير -رضي الله عنهم- فرمود: سوگند به خداوند من چيزي را به غير از آنچه شما مي‌خواهيد نمي‌خواهم و رأي من هم بر مجازات آنان است! اما سرکردگان اين شورشيان افرادي جنايتکار و پيروانشان مردمي جاهلند، و از قدرت کافي و هواداران بسياري برخوردارند و از طرف برخي از مناطق تدارک مي‌شوند و مورد حمايت قرار مي‌گيرند، اکنون ما زير قدرت و سلطة آنان قرار داريم. 

اگر رأي شما را انتخاب کنم و اين موضوع را پيگيري نمايم و در مورد اقامه حدود بر آنان عجله کنم، مردم به سه گروه تقسيم خواهند شد: گروهي که با شما هم رأي خواهند بود و در مجازات سريع و اقامه حد شرعي بر آنان مثل شما فکر مي‌کنند! 

گروه ديگري با شما مخالفند و حتي از آن شورشيان حمايت مي‌نمايند و با آنها همراهند! 

گروه سوم، کساني هستند که بر اين باورند که در مورد اقدام به مجازات آنها نبايد عجله کرد، و بايد اجازه داد تا اوضاع مردم سر و سامان بگيرد، امنيت حاکم شود، دل‌ها آرامش خود را بازيابند، و گرد و خاک پراکنده گردد، و در چنان شرايطي قاتلان مورد مؤاخذه قرار گيرند و حد شرعي بر آنان جاري شود! 

شما هم اجازه بدهيد، من با آرامش و تأني عمل کنم، و به من مهلت بدهيد، تا امور سر و سامان پيدا کنند، و پس از آن بياييد تا با هم حدود شرعي را در مورد آنان به اجرا بگذاريم![1] 

در مدينه اصحاب رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- به دو دسته تقسيم شدند. گروهي با رأي حضرت علي -رضي الله عنه- موافق بودند و مي‌گفتند: در اوضاع و احوال کنوني توانايي بازخواست و مجازات قاتلان حضرت عثمان را نداريم، و بهتر است مجازات آنها را به تأخير بيندازيم، و زماني که توانايي غلبه بر آنان را پيدا کرديم، حدود الهي را در موردشان به اجرا بگذاريم. 

گروهي ديگر خواستار مجازات و اجراي حدود هر چه زودتر آنان بودند و تأخير آن را صرفنظر از عواقب آن به مصلحت نمي‌دانستند، و طلحه و زبير -رضي الله عنهم- از اين ديدگاه حمايت مي‌کردند! 

در برابر اصرار کساني که نظرشان مجازات هر چه زودتر قاتلان حضرت عثمان بود، حضرت علي در سومين روز از خلافت خود در اجتماعي از مردم شرکت نمود و خطاب به آنان فرمود: اخلال‌گراني که از روستاهاي اطراف مدينه وارد شهر شده‌اند، را بيرون کنيد! و همچنين به افرادي که جهت اعتراض به شهادت حضرت عثمان از روستاهاي اطراف به مدينه آمده بودند، امر فرمود که هر چه زودتر شهر را ترک کنند و به محل زندگي خويش بازگردند! و به کار و زندگي خود مشغول شوند! 

شورشيان پيرو عبدالله بن سباي يهودي با اين فرمان حضرت علي مخالفت کردند و آن را گامي در جهت پراکنده کردن طرفداران خود و خالي کردن زير پايشان دانستند، تا زمينه را براي قصاص و انتقام از آنان فراهم کنند! 

به همين خاطر آنها را به ماندن در مدينه تشويق کردند و همچنين به نافرماني حضرت علي فراخواندند و سبأيان در اين عکس‌العمل خود موفق شدند و از خروج آنان جلوگيري کردند! 

وقتي حضرت علي -رضي الله عنه- با مخالفت سبأيان و اعراب روستايي مواجه شد، بسيار اندوهگين و متأثير گرديد و به خانه خويش رفت! و بلافاصله طلحه و زبير و تعداد ديگري از اصحاب به ديدار او رفتند! 

حضرت علي خطاب به ايشان فرمود: ديديد چي شد؟ حالا خودتان مستقيماً به خونخواهي برخيزيد و آن قاتلان را از دم تيغ بگذرانيد! 

گفتند: اين کار از ما ساخته نيست! 

سپس طلحه خطاب به او فرمود: يا اميرالمؤمنين! اجازه بده! براي بسيج سپاهي بزرگ عليه اشغالگران مدينه، به بصره بروم! 

زبير نيز به حضرت علي فرمود: يا اميرالمؤمنين! اگر اجازه بدهي من هم براي آوردن کمک نظامي و تهيه امکانات لازم براي رويارويي با اشغالگران و قاتلان به کوفه مي‌‌روم! 

حضرت علي فرمود: اجازه بدهيد مدتي را در مورد اين پيشنهاد شما فکر کنم![2]» 

آنان از امروز و فردا کردن حضرت علي -رضي الله عنه- اظهار نارضايتي نمودند، زيرا انتظار داشتند که حضرت علي بدون درنگ با پيشنهاد آنان موافقت نمايد و آنها بلافاصله براي آوردن نيرو و سرباز به بصره و کوفه بروند و از دست اشغالگران آل سبأ رهايي پيدا کنند و عاملين قتل حضرت عثمان را به مجازات برسانند! 

گفتگوي ميان حضرت علي و طلحه و زبير -رضي الله عنهم- در ارتباط با اين موضوع، سرآغاز اختلاف نظر ميان ايشان بود، طلحه و زبير خواستار تعجيل در مجازات قاتلان حضرت عثمان بودند، ولي حضرت علي -رضي الله عنه- بر اين باور بود که تا آرام شدن اوضاع و احوال و سر و سامان پيد کردن امور بايد صبر کرد! 

پس از آن سير حوادث ادامه پيدا کرد و دامنه اختلافات نظر گسترش يافت، حضرت علي -رضي الله عنه- به خاطر مشغول شدن به امور و مسايل ديگر فرصت اقدام عملي در مورد مجازات قاتلان حضرت عثمان را پيدا ننمود! 

در همان نخستين روزهاي خلافت حضرت علي، مغيره‌بن شعبه به عنوان خيرخواهي نزد او رفت و گفت: 

«يا اميرالمؤمنين! من مسئولم که از تو اطاعت کنم و از اندرز و خيرخواهي تو کوتاهي ننمايم! من بر اين باورم که در مورد برکناري استاندارني که حضرت عثمان آنان را بر مناطق مختلف گمارده شتاب نکني! فعلاً اجازه بده کسي مثل معاويه و عبدالله بن عامر، همچنان والي شام و بصره باقي بمانند و ديگر واليان را همچنان در مقام خود باقي بگذار، و صبر کن تا با تو بيعت کنند و خود و سربازانشان را به اطاعت از تو ملتزم شمارند! پس از آن هر گونه که خواستي در مورد عزل و يا نصب ايشان تصميم بگير!» در واقع رأي مغيره‌بن شعبه -رضي الله عنه- رأي سنجيده و حکيمانه‌اي بود! 

حضرت علي -رضي الله عنه- به او فرمود: اجازه بده مدتي اين رأي تو را مورد بررسي قرار بدهم و در مورد آن فکر کنم! 

مغيره‌بن شعبه به اين سبب که حضرت علي بدون درنگ با پيشنهاد او موافقت ننموده بود، آزرده خاطر گرديد و با گله‌مندي از خانه حضرت علي -رضي الله عنه- بيرون آمد! 

مغيره‌بن شعبه روز بعد نيز نزد حضرت علي رفت، اما اين بار رأي و نظر و پيشنهاد ديگري را با او در ميان نهاد، او به حضرت علي گفت: 

«من بر اين باورم که در اسرع وقت معاويه و ابن عامر را از استانداري شام و بصره برکنار کني! و ديگر واليان را نيز از مقام خود عزل نمايي! و پس از آن از ايشان بخواهي تا با تو بيعت کنند، تا دريابي که چه کساني با تو هستند، و چه کساني با تو نيستند و فرمانبردار را از نافرمان تشخيص بدهي! »

پس از آنکه مغيره از نزد حضرت علي بيرون رفت، گفت: سوگند به خداوند، پيشنهاد ديروزم از روي نصيحت و خيرخواهي بود، اما پيشنهاد امروزم او را دچار سردرگمي کرد!؟» 

مغيره‌بن شعبه با خشم و گله‌‌مندي از مدينه خارج راهي مکه شد. و سپس براي دور ماندن از فتنه و بحران به طائف رفت، و از طرفداري از حضرت علي، و طلح