ل آنها داده، يا خود از مقام خلافت استعفا بدهد! و بدين ترتيب آن بحران را پشت سر بگذارد. 

در واقع – همچنان که گفته شد: اصحاب رسول خدا فکر نمي‌کردند که کار به کشته شدن حضرت عثمان بيانجامد و آن گروه ياغي تا به آن حد جرأت پيدا کنند که خليفه مسلمانان را از پاي درآوردند!

دوم: اصحاب رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- از حضرت عثمان دفاع کرده و در برابر مهاجمان آشوبگر به سختي ايستادگي نموده و تعدادي از آنها در نهايت به شهادت رسيدند! 

اما وقتي سير حوادث شکل ديگري پيدا کرد، حضرت عثمان به فرزندان اصحاب که براي محافظت از او در منزلش مستقر شده بودند، دستور داد به هيچوجه دست به اسلحه نبرند و آنان را به سختي سوگند داد که به خانه‌هاي خويش بازگردند، آنان عليرغم ميل باطني به دفاع و از روي نارضايتي دستور حضرت عثمان را اطاعت کردند، زيرا اجراي امر امير و خليفه را عبادت مي‌شمردند و مخالفت با او را معصيت مي‌دانستند! 

سوم: سرکردگان و طراحان توطئه براي خود وقت مناسبي را براي اشغال مدينه انتخاب کرده بودند، زيرا در آن وقت از سال بسياري از اهل مدينه به حج رفته و تنها تعداد کمي از کساني که مي‌توانستند شمشير به دست بگيرند، در مدينه باقي مانده بودند. 

پس از آنکه شورشيان فريب‌خوردة عبدالله بن سباي يهودي متوجه حرکت سپاهياني از مصر و شام و بصره و کوفه براي حمايت از حضرت عثمان شدند، و زمان بازگشت حجاج را نزديک ديدند، هدف اصلي خود را که کشتن حضرت عثمان بود به جلو انداختند! تا قبل از رسيدن آنها کار را يکسره کنند! 

چهارم: تعداد شورشيان در مقايسه با مردم مدينه بسيار بود، آنان سه هزار نفر بودند، و به خاطر آنکه مجاهدين مسلمان اهل مدينه در مرزهاي مختلف مشغول پاسداري و رويارويي با دشمنان بودند، افراد کافي براي رويارويي با آنها در مدينه وجود نداشت. 

از طرف ديگر بسياري از اصحاب خود را از درگير شدن با بحران کنار کشيده و در خانه‌هاي خويش ماندند، هر کس هم که به مسجد مي‌آمد، براي محافظت از جان خود شمشيرش را به همراه مي‌آورد. 

چنانچه اگر آن عده از بزرگان اصحاب که در مدينه بودند، مي‌خواستند، شورشيان را از اطراف خانة حضرت عثمان دور کنند از عهدة آن برنمي‌آمدند! 

از طرفي بزرگاني مانند حضرت علي و طلحه و زبير -رضي الله عنهم- فرزندان جوان خود را براي دفاع از حضرت عثمان به منزل او فرستاده بودند و آنان به بهترين صورت به مسئوليت خويش عمل کردند و با خوارج شورشي به رويارويي پرداختند، تنها زماني از مقابله با آنها دست برداشتند که حضرت عثمان از ايشان خواست شمشيرهايشان را در نيام کرده، و به خانه‌هاي خويش بازگردند! 

اين ادعا که برخي مطرح مي‌نمايند که بعضي از اصحاب مانند: حضرت علي و طلحه و زبير، حضرت عثمان را تنها گذاشتند و به کشته شدن او راضي بودند، ادعاي دروغ و باطلي بيش نيست!

رضايت هيچ يک از اصحاب به کشته شدن حضرت عثمان نه اينکه صحت ندارد، بلکه همة اصحاب از آن به شدت ناراضي بوده و قاتلين او را مورد لعن و نفرين قرار دادند! 

اما کساني همچون عمار ياسر آرزو مي‌کرد که: کاش حضرت عثمان از مقام خلافت استعفا مي‌داد! 

خداوند شهيد بزرگوار حضرت عثمان و همه اصحاب رسول خدا را مورد رحمت و مشمول رضايت خود فرمايد. 

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]- تاريخ طبري: ج 4 ص 399

[2]- تاريخ طبري: ج 4 ص 400پيروزي‌هاي بسياري که مسلمانان کسب کردند، سبب افزايش کينه‌توزي و انتقام‌جويي دشمنان اعم از يهود و مسيحيان و مجوسيان عليه اسلام و مسلمانان گرديد و توطئه‌ها و برنامه‌ريزيهاي بسياري را عليه آنان تدارک ديدند! 

آن کينه‌توزان همة تلاش خود را براي گسترش فساد و تباهي و ايجاد تفرقه و پراکندگي و تضعيف صفوف به هم پيوسته مسلمانان به کار گرفتند! 

آنان در طرح‌ها و توطئه‌هاي خويش خلفاي راشدين را در رأس اولويتهاي اهداف خويش قرار دادند. و هر چند ابوبکر صديق پس از خلافتي کوتاه مدت به مرگي طبيعي فوت نمود، اما دشمنان دين توانستند سه خليفة ديگر يعني عمر و عثمان و علي -رضي الله عنهم- را ترور کنند. و آنان به مقام رفيع شهادت در پيشگاه خداوند نايل شوند!<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:81.txt">سرفصل</a><a class="text" href="w:text:82.txt">مخالفت با پيشنهادهاي باند عبدالله بن سبأ </a><a class="text" href="w:text:83.txt">بيعت با حضرت علي -رضي الله عنه- </a><a class="text" href="w:text:84.txt">خطابهء پس از بيعت  </a><a class="text" href="w:text:85.txt">مشروعيت بيعت با حضرت علي -رضي الله عنه-  </a><a class="text" href="w:text:86.txt">چالش بزرگ فراروي حضرت علي -رضي الله عنه-  </a><a class="text" href="w:text:87.txt">درخواست مجازات شورشيان  </a><a class="text" href="w:text:88.txt">نزاع ميان حضرت علي و مخالفان  </a><a class="text" href="w:text:89.txt">اولين رويارويي  </a><a class="text" href="w:text:90.txt">تلاش‌هاي آشتي‌جويانه  </a><a class="text" href="w:text:91.txt">توطئهء مجدد اتباع عبدالله بن سبا  </a><a class="text" href="w:text:92.txt">تلاش‌هاي آشتي‌جويانه  </a><a class="text" href="w:text:93.txt">آتش‌افروزان جنگ جمل  </a><a class="text" href="w:text:94.txt">جنگ ناخواستهء جمل  </a><a class="text" href="w:text:95.txt">تلاش سبأيان براي کشتن عايشه -رضي الله عنها-</a><a class="text" href="w:text:96.txt">نزاع با معاويه  </a><a class="text" href="w:text:97.txt">حرکت حضرت علي به سوي شام  </a><a class="text" href="w:text:98.txt">جنگ صفين  </a><a class="text" href="w:text:99.txt">قضيهء حكميت  </a><a class="text" href="w:text:100.txt">پديدهء خوارج </a><a class="text" href="w:text:101.txt">جلسهء حکميت  </a><a class="text" href="w:text:102.txt">خوارج نهروان </a><a class="text" href="w:text:103.txt">تصرف حجاز و يمن  </a><a class="text" href="w:text:104.txt">توطئه‌هاي تروريستي خوارج  </a><a class="text" href="w:text:105.txt">وضعيت حضرت علي -رضي الله عنه-  </a><a class="text" href="w:text:106.txt">بيعت کوفيان با حسن‌بن‌علي -رضي الله عنهما-   </a><a class="text" href="w:text:107.txt">مصالحه ميان حضرت حسن و معاويه  </a><a class="text" href="w:text:108.txt">آخرين خليفه و اولين پادشاه  </a></body></html>شورشيان پيرو عبدالله بن سباي يهودي در نهايت به هدف خود که از ميان برداشتن حضرت عثمان بن عفان بود، دست يافتند و قبل از غروب آفتاب روز جمعه هجدهم ماه ذي‌الحجه سال سي و پنج هجري او را به شهادت رسانيدند! 

«غافقي بن حرب عکي» يکي از سرکردگان آنان عملاً به مدينه حاکم شده بود، و «عبدالله‌بن سبأ» يهودي ابليس اصلي نيز آنان را توصيه و همراهي مي‌کرد. 

غافقي بن حرب در ايام اشغال مدينه و محاصرة منزل حضرت عثمان فرماندهي و سرکردگي سبأيان را بر عهده داشت و اين سرکردگي او در روزهاي پس از شهادت حضرت عثمان نيز ادامه پيدا کرد. 

اين بدان معنا بود که مدينه در آن روزها زير سلطه و حاکميت شورشيان سبأي قرار گرفته بود. 

قبل از شهادت حضرت عثمان سبأيان در مورد خليفة پس از او اتفاق نظر نداشتند و هر يک براي جانشيني او شخصي را مدنظر داشتند! 

همچنان که قبلاً گفتيم: شورشيان سبأي سه دسته بودند، که از مصر و کوفه و بصره به مدينه آمده بودند، سبأيان مصر (علي‌الظاهر) از حضرت علي‌بن ابيطالب سبأيان کوفه از زبير‌بن عوام و سبأيان مصر از طلحه‌‌بن عبيدا