ست بی‌شمار».
نیز فرمود :
سَنُرِیهِمْ ءَایاتِنا فِی الأَفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ 	(فصلت : 53)
«نشانه‌های خود در سراسر هستی و نیز در وجود خود انسانها را به آنها نشان می‌دهیم».
وَ فِی أَنْفُسِکُمْج أَفَلا تُبْصِرُونَ 	(ذاریات : 21)
«در درون خودتان نیز بس نشانه هست، اگر ببینید».
آن چه بیان گشت نشانه‌ای که هیچ نیازی به کتاب و مجله و میکروسکوپ ندارد، هرکس می‌تواند در آن بیندیشد.روده‌های باریک بر یک غشا که پزشکان آن را غشای زیرین نام کرده‌اند، قرار دارد. این غشا وظیفه‌ی بسیار بزرگی دارد. در مواقعی که انسان آب جوشی بنوشد، روده‌ها داغی آن را احساس نمی‌کند، زیرا خداوند بزرگ از روی حکمت خود، روده‌های بزرگ و کوچک را به طور کامل بدون عصب حس، آفریده؛ بلکه در عوض، آن را با یک غشا که وظایف زیادی به عهده دارد، پوشش داده است. از جمله این وظایف این است که روده‌ها را آرام و نرم نگه داشته، به طوری که قادر به حرکت باشند، و این از دقیق‌ترین کارها است؛ چراکه حرکت روده‌ها در امر هضم غذا اساس مکانیکی دارد. در درون این غشا پایانه‌هایی عصبی و مراکزی لنفاوی قرار دارد که به منزله‌ی سیستمهای دفاعی بدن انسان است. مثلاً اگر التهاب شدیدی در روده‌ها پدید بیاید، و سوراخ شود، غشای زیرین شروع به فعالیت می‌کند و سرمی می‌سازد که میکروبها را از بین ببرد. در این هنگام انسان احسا درد می‌کند. اما درد ناشی از روده‌ها نیست، بلکه از غشای زیرین که وسیله‌ی هشدار آغازین است، برمی‌خیزد. اگر سوراخی یا التهاب حادی همراه با عفونت در روده‌ها ایجاد شود، پایانه‌های عصبی که در غشای زیرین هست، انسان را از درد آگاه می‌کند.
علاوه بر آن مرکزهایی دفاعی نیز وجود دارد که نوع میکروب را شناسایی می‌کند و سرم ضد آن را می‌سازد و میکروب را می‌کشد و غائله را پایان می‌دهد. غشای نازکی که چه بسا در قصابی آن را در میان روده‌ها بیابی، گره‌هایی بلغمی شکل مانند توده‌های پیه در آن دیده می‌شود که خود از جمله‌ی مجهزترین دستگاه‌های دفاعی است، و دارای سربازانی است که نوع دشمن را شناسایی می‌کند، و جنگنده‌هایی و نیز کارگاهی برای ساخت سرمهای کشنده.
تمام دردهای شکم به مثابه‌ی زنگ خطری زودهنگام است، و تمام این غده‌ها نسبت به روده‌ها که در وجود انسان حیاتی است، سیستم‌های دفاعی به شمار می‌آید، اما از روی حکمت الهی در روده‌ها عصب حس وجود ندارد، پس چطوری درد به شخص می‌‌رسد؟ آن گاه که سوراخی در روده‌ها ایجاد شود و درد به حدی برسد که قابل تحمل نیست. خداوند بلندمرتبه فرمود :
وَ سُقُوا مآءً حَمِیماً فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ 	(محمد : 15)
«آب داغی بنوشید، و چون نوشیندند روده‌هایشان را پاره پاره کرد».
وقتی روده‌ها بریده یا سوراخ می‌شود انسان احساس درد می‌کند. بنابراین آیه‌ی بالا مطابق با تازه‌ترین دستاوردهای دانش است؛ اگر قرآن کلام و پیام خدا نبود پیامبر نمی‌توانست به این حقیقت‌ها پی ببرد؛ ازیرا که در آن روزگار علم به چنین پیشرفتهایی نرسیده بود. این غشا که مجهز به عصب‌های بسیار حساس است، جز با سوراخ شدن درد را احساس نمی‌کند. در روده‌ها هیچ احساس دردی وجود ندارد؛ به طوری که اگر انسان آب داغی بنوشد ضررمند بودن آن را احساس نمی‌کند؛ اما در چه حالی درد را احساس می‌کند؟ فقط وقتی که روده زخم بردارد یا سوراخ شود. خداوند بزرگ فرمود : 
وَ سُقُوا مآءً حَمِیماً فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ 	(محمد : 15)
«به آنها گفته شد بنوشید از این آب داغ، پس آن گاه روده‌هایشان را پاره پاره کرد».
انسان هر چقدر به حقایق درون خود پی می‌برد، بر سر سپردگیش در برابر خداوند بزرگ وتعظیمش به او افزوده می‌گردد. چنین است کتاب خدا، خالق آدمی‌زاد، کتابی است متین، برنامه‌ای حکیمانه، راهی درست و نور رهنما و مستمسک استوار.این معده که خداوند در بدن انسان نهاده و بحثی عمیق و دامنه‌دار می‌خواهد که در حوصله‌ی مقالات نمی‌گنجد، ما در این جا به ذکر یکی از نشانه‌های دال بر عظمت و شکوه خدا در معده اکتفا می‌کنیم، و آن این است که خدا معده را به چهار پرده‌ی طبقه طبقه روی هم آراسته است و برخی از آن طبقه‌ها عضله‌ای است که در میان خود عضله‌های گوناگون دایره‌یی، مستقیم و خمیده دارد و بدین سان تمام پیچ و تاب‌های لازم برای هضم غذا به انجام می‌رسد.
نکته‌ی مهم این است که چیزی حدود سی و پنج میلیون غده‌ی هاضمه با میانگین هشتصد غده در هر سانتیمتر مربع در معده هست. و این غده‌ها آنزیمها و اسید کلریدریک را ترشح می‌کند که همه چیز حتی گوشت را تجزیه می‌کند، اما سؤالی که هنوز پاسخ قانع‌کننده‌ای به آن داده نشده این است که چرا معده خودش را هضم نمی‌کند؟ گوشت می‌خوریم هضم می‌کند، در حالی که خود نیز گوشت است، و ماده‌ای که ترشح می‌کند گوشت را تجزیه می‌کند. پس چه سری است که با خودش این چنین نیست؟ سؤال مهمی است. و هنوز پاسخی به آن نداده‌اند؛ اما آن چه قابل توجه است این که برخی از دانشمندان می‌گویند : گلبولهای قرمز که در کارخانه‌های مغز استخوان ساخته می‌شود، تا زمانی که ویتامین (ب 12) به آن نخورد، نمی‌رسد و ساختارش تمام نمی‌شود. شگفت‌تر این که ویتامین مذکور جز به کمک یک همراه که ماده‌ی پروتئینی با وزن اتمی بسیار کم است، نه می‌تواند به خون برسد و نه در کبد ذخیره شود. این ماده‌ی پروتئینی را معده ترشح می‌کند و دانشمندان آن را به نام کاشف آن عامل کاسل نام‌گذاری کرده‌اند. هرگاه معده این ماده را ترشح کند، ویتامین ب 12 می‌تواند وارد خون شود و هم در کبد نیز ذخیره گردد، و سرانجام کارخانه‌های موجود در مغز استخوان تنها دریک ثانیه چیزی حدود دو میلیون و نیم گلبول قرمز تولید می‌کند. اندوخته‌ی این ویتامین در کبد که بر روند تولید گلبولهای قرمز نظارت دارد، برابر با پنج میلی‌گرم است و برای پنج سال انسان کفایت می‌کند؛ زیرا انسان سالانه یک میلی‌گرم از این ویتامین مصرف می‌کند.
نکته‌ی دیگر این که نیاز روزانه به این ویتامین سه تا پنج میکروگرم است و میکروگرم یک میلیونم گرم است. اگر معده‌ی انسان مشکل پیدا کند این عامل (عامل کاسل) دیگر ویتامین ب 12 به کبد نمی‌رساند، آن وقت چه پیش می‌آید؟ کم‌خونی، التهاب زبان، لاغری معده، مبتلا شدن نخاع، ایراد در بلعیدن، کاهش فعالیت، افسردگی، سستی پاها واختلال در تعادل پدید می‌آید. همه‌ی این عیب و آفت‌‌ها به خاطر این است که این چند میلی‌گرم ذخیره در کبد تمام شده است. چه دقتی در آفرینش انسان به کار رفته است!
أَیَحْسَبُ الإِنْسَانُ أَنْ یُتْرَکَ سُدیً (36) أَلَمْ یَکُ نُطْفَهً مِنْ مِنِّیٍّ یُمنَی (37) ثُمَّ کَانَ عَلَقَهً فَخَلَقَ فَسَوَّی (38) فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوجَینِ الذَّکَرَ وَ الأُنْثَی 	(قیامت : 36 – 39) 
«آیا انسان گمان می‌کند همین جوری به حال خود رها می‌شود؟ آیا فراموش کرده که او نطفه‌ای بیش نبوده، س