 href="w:html:66.xml">تدوين حديث در قرن دوم هجري</a><a class="folder" href="w:html:71.xml">تدوين حديث در قرن سوم هجري</a></body></html>تاريخچه ي تدوين حديث

گفتگو پيرامون ((سنت)) و سير تاريخي آن، خواه نا خواه موضوع ((تدوين حديث)) را به ميان مي آورد. پيش از اين با اشاره اي كوتاه خطر نشان ساختيم كه ((سنت)) نيز مانند ((قرآن))، علاوه بر اينكه در حافظه ي دانشمند و كاردان محفوظ مانده بود، به صورت مكتوب در مصاحف و كتب مخصوصي نيز جمع آوري مي شد. و توجه مفرطي كه مسلمين در قرن اول اسلام به حفظ و يادداشت ذهني احاديث از خود نشان مي دادند، هرگز آنان را از پي بردن به اهميت نوشتن احاديث و دست يازيدن به آن باز نداشت. در اين فصل سعي خواهيم كرد در اين مورد مطالب و حقايق سودمندي براي خوانندگان بيان نماييم.آيا احاديث در قرن سوم تدوين يافته اند؟

سوال فوق ريشه در يكي اشكالات بزرگ منكرين سنت دارد. يكي ديگر از دستاويزهاي منكرين مبني بر غير قابل اعتماد پنداشتن احاديث، اين است كه، تدوين احاديث در قرن سوم صورت گرفته است و تا آن موقع براي منافقين و دروغ پردازان به اندازه ي كافي فرصت حديث سازي وجود داشته و مسلماً تا شروع تدوين، مجموعه ي بزرگ ((سنت)) آميخته با هزاران احاديث ساختگي شده بود، و با اين وضع اعتماد به حديث روي هم رفته از احتياط به دور است! 

از مفهوم كلي اين شبهه، كاملاً آشكار مي گردد كه منكرين، نوشتن را تنها راه حفاظت ((سنت)) قلمداد كرده و فقدان اين پديده را در اوايل اسلام (به زعم خويش)، يكي از كاستي هاي مهلك شمرده اند كه نتيجتاً به بي اعتباري ذخيره ي مهم ((سنت)) انجاميده است. به هر حال يافتن جواب براي اين اشكال، از عواملي است كه پرداختن به تاريخچه ي تدوين حديث را براي ما مهم و جالب مي سازد. 

مدارك و دلايل روشني كه در دست ماست، تنه ي اين اشكال را كاملاً سست و لرزان نشان مي دهد. در پرتو اين دلايل، آغاز مسير كتابت و تدوين حديث را، در زمان پيامبر -صلی الله عليه وسلم- مي بينيم كه در طول قرون به تدريج مترقي تر و منظم تر شده است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6.txt">سر فصل</a><a class="text" href="w:text:7.txt">منكرين سنت چه مي گويند</a><a class="text" href="w:text:8.txt">وعده ي الهي در حفظ سنت</a><a class="text" href="w:text:9.txt">تعبير امام شافعي در بقاي سنت</a><a class="text" href="w:text:10.txt">نمايندگان وعده ي الهي</a><a class="text" href="w:text:11.txt">ميزان محبوبيت پيامبر در نزد صحابه</a><a class="text" href="w:text:12.txt">عوامل حفظ سنت</a><a class="folder" href="w:html:13.xml">سرگذشت سنت در حساسترين مراحل</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:51.txt">سرفصل</a><a class="text" href="w:text:52.txt">روايات نهي از كتابت حديث</a><a class="text" href="w:text:53.txt">علل ممانعت از كتابت حديث</a><a class="text" href="w:text:54.txt">احاديث امر به نوشتن</a><a class="text" href="w:text:55.txt">نتيجه ي ارشادات پيامبر -ص- </a><a class="text" href="w:text:56.txt">احاديثي كه به دستور پيامبر -ص- نوشته شده اند</a></body></html>كتابت حديث در عهد رسالت

با مطالعه ي احوال زمان پيامبر -صلی الله عليه وسلم-، درباره ي نوشتن احاديث، به دو نوع روايت متضاد بر مي خوريم: روايات منع از نوشتن حديث و روايات امر به نوشتن. 

با اولين نگاه، ممكن است براي بعضيها، موضع سر در گم كننده نمايد و شايد همين نكته بوده است كه بسياري از ساده انديشان را در اين دام انداخته كه اصلاً نمي توان براي موجه و جايز بودن كتابت حديث در زمان رسول الله -صلی الله عليه وسلم-، روايتي محكم و بلامنازع يافت. 

براي اينكه خوانندگان عزيز در جريان واقعيات امور به اصل مطلب پي ببرند، قبل از هر چيز بايد نوعيت و محمل اصلي اين دو نوع روايات به ظاهر متفاوت براي آنان مشخص شود. لذا، ابتداءً بايد دانست كه هر كدام از اين دو نمونه احاديث، مربوط به دوره اي معين و مستقل از عهد رسالت مي باشد و محال است بتوانيم حديثي را كه حاكي از منع كتابت باشد، در دوره اي بيابيم كه آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- به نوشتن دستور داده اند و اين خود استواري و استحكام احاديث مثبت را مي سازند. حال مي پردازيم به بيان نمونه هايي از اين روايات و تعيين دوره هاي آن و كند و كاو در علل و اسباب ورود آنها.روايات نهي از كتابت حديث

اين گونه روايات، متعلق به دوره هاي اوليه ي اسلام مي باشند؛ مربوط به سالهايي كه هنوز سرحدهاي آنچناني ميان مصادر قانوني اسلام وجود نداشت. اين مطلب از اين ناحيه مستفاد مي گردد كه، سلسله ي نوشتن احاديث تا رحلت آن حضرت ادامه داشته است. بر اين اساس نمي توان گمان داشت كه ممكن است عكس قضيه جريان داشته و اجازه ي نوشتن حديث در اوايل بوده و بعدها ممنوع گشته است. 

دستور رسول الله -صلی الله عليه وسلم- به نوشتن نصايحش براي ((ابوشاه)) -رضي الله عنه- و همچنين ارسال فراميني مكتوب به عاملين در ولايات تحت نفوذ اسلام، كه در تاريخ به ((كتاب الصدقه)) معروف است، از حالات پس از فتح ((مكه)) هستند؛ حتي هنوز كتاب موصوف به گماشتگان در بلاد نرسيده بود كه آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- به سراي باقي شتافت. از جمله، در اينكه ممنوعيت كتابت حديث قبل از اجازه ي آن بوده است، كسي حرفي ندارد. 

به نمونه هايي از احاديث منع كتابت توجه كنيد:
1- از حضرت ((ابو سعيد خدري)) -رضي الله عنه- روايت است، رسول الله -صلی الله عليه وسلم- فرمود: 

((لاتكتبوا عني الا القرآن! فمن كتب عني غير القرآن فليمحه! حدثوا عني و لاحرج.. .))[1]. 

((از من چيزي ديگر جز قرآن ننويسيد! و هر كه از من چيزي غير از ((قرآن)) نوشته است، محوش سازد! از من شفاهی روايت كنيد و در اين هيچ اشكالي نيست. . .))

2- حضرت ((ابو سعيد خدري)) -رضي الله عنه- تعريف مي كند: ((كنا قعوداً نكتب ما نسمع من النبي -صلی الله عليه وسلم-. فخرج علينا فقال: ما هذا تكتبون؟ فقلنا: ما نسمع منك. فقال: أكتاب مع كتاب الله؟ امحضوا كتاب الله و اخلصوه! قال فجعلنا ما كتبناه في صعيد واحد ثم احرقناه بالنار. . .))[2].

((روزي نشسته بوديم و آنچه را كه از پيامبر -صلی الله عليه وسلم- شنيده بوديم، مي نوشتيم. در اين هنگام رسول خدا -صلی الله عليه وسلم- بر ما وارد شد و پرسيد: اين چيست كه مي نويسيد؟ گفتيم: سخنانيست كه از شما مي شنويم. فرمود: آيا با وجود كتاب خدا، نوشته اي ديگر می نویسد؟! كتاب خداوند را با چيزي ديگر مخلوط نكنيد و آن را از اضافات پاك سازيد! (راوي مي گويد:) به دنبال اين نهي، نوشته هايمان را يكجا جمع نموديم و همه را آتش زديم.))

مجموع احاديثي كه دال بر ممنوعيت كتابت حديث هستند، شمارشان از تعداد انگشتان دستها هم تجاوز نمي كند. بعلاوه، دلايل و اسبابي كه موجد اين ممانعت بوده اند، چنان بديهي و مسلم هستند كه راه را در مقابل هر گونه انتقاد و برداشت منفي مسدود مي نمايند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ((هيثمي))، ((مجمع الزوائد))، ج: 1، ص: 156.
[2] ((هيثمي))، ((مجمع الزوائد))، ج: 1، ص: 156.علل ممانعت از كتابت حديث

بازداشتن صحابه -رضي الله عنهم- از نوشتن احاديث در بادي امر، مانند اقدامات و فرامين رسول اكرم -صلی الله عليه وسلم-، كاملاً بر اساس حكمت 