ت ابن عباس -رضی الله عنهما- روايت مي کند که روزي ابو سعيد خدري -رضی الله عنه- براي ما بازگو کرد که در وقت بناي مسجد نبوي هر يک از صحابه مشغول کاري بودند خود رسول اکرم -صلی الله عليه وسلم- نيز مشغول حمل خشت و سنگ بود در همان لحظات چشمش به حضرت عمار -رضی الله عنه- افتاد که دو تا دو تا سنگ ها را بر مي دارد و حمل مي کند با نگاهي توأم با محبّت و عشق به او مي نگريست و گرد و غبار را از صورتش پاک مي کرد و مي فرمود (ويح عمار, تقتله الفئة الباغية, يدعوهم إلى الجنة, ويدعونه إلى النار)[2]. عمار هنگامي که يک گروه باغي را به سوي بهشت دعوت مي دهد آنها او را به سوي جهنم مي خوانند و بالاخره توسط همين گروه باغي عمار شهيد مي شود و اين مصيبت بر وي خواهد بود . حضرت ابو سعيد -رضی الله عنه- در ادامه می فرمايد : هنگامی که عمار -رضی الله عنه- اين را شنيد فرمود : (أعوذ بالله من الفتن) به خدا پناه مي برم از فتنه ها پيامبر -صلی الله عليه وسلم- در اين حديث فقط مژده شهادت را به ايشان نمي دهد بلکه مي خواهد براي ديگران نيز روشن کند افرادي که حضرت عمار -رضی الله عنه- را به قتل مي رسانند باغي هستند و شما بايد با آنها وارد جنگ شويد تا آنها به راه حقيقي برگردند .
--------------------------------------------------------------------------------
[1] آنچه در اين بخش تقديم می گردد چکيده ای از تحقيق جالب و کم نظير (مولانا محمد اسحاق صديقی) يکی از اساتيد بر جستة دانشگاه اسلامی ندوه العلماء لکهنوء می باشد که به نام پرده داری از صحنه قتلی مرموز) ترجمه چاپ و منتشر شده است و اين بخشی از کتاب بزرگ شان در مورد مسائل اصحاب و نيزجوابی است بر کتاب (خلافت و ملوکيت) آقای مودودی.
[2] گزيده صحيح بخاری حديث 274.چرا صحابه و تابعين اقدامي نکردند

مسئلهء مهمّي که اينجا به ذهن خطور مي کند اين که افرادي از صحابه که در زمان حضرت علي -رضی الله عنه- در قيد حيات بوده و نيز تابعيني که اصحاب را ديده اند همه آنها بهتر از ما اين حديث را درک کرده و شنيده بودند که گروه قاتل حضرت عمار -رضی الله عنه- گروه باغي است و بايد با آنها جنگ کرد پس چرا پس از انتشارخبر قتل حضرت عمار -رضی الله عنه- هيچ تغيير و تحولي در موضع اصحاب و تابعين مشاهده نشد؟ بسياري از صحابه رسول الله -صلی الله عليه وسلم- هم در جنگ جمل و هم در جنگ صفين دخالت نکردند و بي طرف ماندند و وارد معرکه نشدند. آنها افرادي بودند که در جاي جاي قرآن از مقام آنها تعريف و تمجيد شده است و نمي توان قبول کرد که آنان وقتي امري مخالف دين برايشان ظاهر شده باشد هيچ عکس العملي را از خود نشان نداده و بي تفاوت نشسته باشند چرا که اين امر تمام آيات و احاديث در مورد اصحاب را زير سؤال مي برد پس قضيه چيز ديگري است و آن اينکه در همان وقت نيز صحابة گرانقدري که در جنگ شرکت نکرده بودند و نيز آناني که در معرکه تابعين را همراهي مي کردند هيچ کدام به طور يقين مطمئن نبودند که حضرت عمار -رضی الله عنه- توسط گروه معاويه کشته شده است؟ وگرنه مي بايست تمام صحابه و تابعين فوراً عليه معاويه موضع مي گرفتند و او را بر حق مي آوردند هر چند برخي از مورخان خائن اين مطلب را درکتاب هايشان نقل کرده اند که بعد از شهادت حضرت عمار -رضی الله عنه- جمع کثيري از سپاه شام به لشکر حضرت علي -رضی الله عنه- پيوستند و عليه او شمشير کشيدند اين روايتي کاملاً ساختگي و بي اساس است و گرنه چنين حرکت مهّم و تحوّل عظيم مي بايست در تمام کتب سيره وتاريخ ثبت می شد که يکباره جهت و سمت وسوی جنگ عوض شده در حالی که چنين چيزی به اثبات نرسيده است. 

آيا اين دسيسه و توطئه نيست که بعضی ها با صراحت تمام قتل حضرت عمّار -رضی الله عنه- را به سپاه معاويه نسبت می دهند؟ اين افراد که آن وقت نه در ميدان جنگ بوده اند و نه از آنها کسی را ديده اند پس چطور با اين حماقت چنين حکمی را در مورد اصحاب رسول الله -صلی الله عليه وسلم- صادر می کنند؟ آن بزرگوارانی که شخصاً در آن دوره حضور داشته اند و امکانات و وسائل تحقيق وتفتيش  پيرامون اين جريان را بيشتر و بهتر از ما در اختيار داشتند باز هم نتوانستند اطمينان حاصل کنند که حضرت عمّار -رضی الله عنه- توسط سپاه معاويه به قتل رسيده است عجيب است مگر اين دانشمندان معاصر چه مدارکي در دست دارند که متقدمين از آن محروم بوده اند ؟)[1]. تعدادي از شاگردان مکتب رسول الله -صلی الله عليه وسلم- تا عهد خليفه چهارم در قيد حيات بودند آنان نمي خواستند صحنة رويارويي مسلمانان را در مقابل هم مشاهده کنند به همين جهت سعي کردند که بي طرف باشند چرا که به قطع بطلان معاويه را باور نداشتند وگرنه کوتاهي در اين مورد گناهي است که از اصحاب رسول الله -صلی الله عليه وسلم- بعيد است هر چند عده اي از جاهلان و خيانتکاران تاريخ آنان را زير سؤال برده و به عنوان سست پيمانان و عافيت طلباني که به زندگي دنيوي علاقه داشتند از آنان ياد مي کنند وکناره گيري اين بزرگمردان از جنگ ميان مسلمانان را دليل بر دنياطلبي و مال خواهي آنان مي دانند اما اين جنايت بزرگي است که به اصحاب رسول الله -صلی الله عليه وسلم- نسبت مي دهند آنان افرادي بودند که خداوند سبحان از آنها اعلام رضايت و خشنودي مي کند حال ما چطور مي توانيم به چنين افرادي نسبت سست پيماني و ... بدهيم؟! در جنگ صفين در هر دو سپاه فقط تعدادي انگشت شمار از صحابه حضور داشتند بقيه به دلايل محکم و قانع کننده ای شرکت نکردند در حالی که بعد از آن هم حضرت علی -رضی الله عنه- با ديده احترام و عزّت به آنان مي نگريست چه شده  که امروزه عده ای از به ظاهر طرفداران و محبّان علی -رضی الله عنه- از ايشان علم شان بيشتر شده و آگاهی شان بالاتر رفته و صحابه ای را که در جنگ صفين شرکت نکردند مرتد و سست عقيده می خوانند؟ آيا اين دليل بر دروغ گويی در ادعای محبّت علی 
-رضی الله عنه- نيست ؟ مگر نه اينکه دين اسلام توسط اصحاب رسول الله -صلی الله عليه وسلم- به جهانيان و به ما رسيده است پس چطور ممکن است مرتدان و سست عقيده ها در راه نشر دين اين همه ايثار و فداکاری کنند و اين مکتب روشنگر و آسمانی را به اطراف و اکناف عالم هستی برسانند؟ پس بهتر است اندکی تعقل نماييم و اين نقاب تعصب وجهالت را از جلو ديدگان بر داريم .
--------------------------------------------------------------------------------
[1] پرده برداري از صحنة قتلي مرموز ص  24.چه کسانی قتل عمّار را به معاويه نسبت دادند

علّامه صديقي در ادمة بحثش نكتهء خوبي مطرح مي کند و آن اينکه واقعه اي که اطلاع و آگاهي از آن بر خبرگان زمان وقوع حتي بر شرکت کنندگان در جنگ و بر همرزمان و نيز بر خود حضرت علی -رضی الله عنه- مخفي مانده بود و آنها نتوانستند از آن اطلاع يابند چگونه سال ها بعد طبري، واقدي، ابومخنف و غيره توانستند از آن باخبر شوند؟[1] اين سؤال جالبي است که مولانا صديقي مطرح کرده است و ما را وادار به ارائه پاسخي کوتاه و مختصر مي نمايد اگر به ياد داشته باشيد در صفحات گذشته از توطئه ها و نقشه هاي دشمنان اسلام صحنه هاي را باز گ