نيا وجود ندارد را پناه و ريسمان محکم خوانده و مي‌‌خواهد به او چنگ بزند. از همين رو امام در حال احتضار فرمود: «غداً مفارقكم» = فردا از شما جدا مي‌‌شوم و از دنيا مي‌روم(81) و اگر در دنيا بود و با امثال اينگونه زيارت ‌سازان روبرو مي‌‌شد قطعا ايشان را مشمول احکام مشرکين مي‌‌دانست!
مي‌گويد: تو مرشد مخلوقات و داناي خفايا هستي! اما خداوند در وصف خود فرموده‌است: ﴿إِنَّهُ يَعْلَمُ الجَهْرَ وَمَا يَخْفَى﴾ = همانا خداست که آشکار و آنچه پنهان است مي‌داند (الأعلي/7). و فرموده: ﴿إِنَّ اللهَ لَا يَخْفَى عَلَيْهِ شَيْءٌ...﴾ = همانا بر خداوند هيچ چيز پنهان نيست (آل عمران/5). و فرموده: ﴿فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَى﴾ = همانا خداوند راز و پنهان‌تر از آن را‌ باشد مي‌داند (طه/7). و نفرموده که علي يعلم الجهر و ما يخفي.
زائر جاهل به امامي که از خيانت برخي از مسؤولين حکومت خود خبر نداشت، مي‌گويد: «أنت عينه الحفيظة التي لا تخفى عليه خافية» = تو چشم يا خبرگزار خدايي که چيزي بر او مخفي نيست.  انسان خجالت مي‌کشد اين کفريات را بنويسد، چگونه مجلسي و مانند او که ادعاي دانش دارند اين چيزها را نوشته‌اند؟ مگر نمي‌دانند خدا به رسول خود فرموده‌است: ﴿وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ....﴾ = برخي از اهل مدينه داراي نفاق ‌هستند, تو ايشان را نمي‌شناسي, ما ايشان را مي‌‌شناسيم (التوبه/101). با اين وجود اين جهال مي‌گويند: امام عالم بما کان و ما يکون است؟ يعني امام عالم است به آنچه بوده و خواهد بود!! و اين زيارتنامه از اين اباطيل بسيار دارد.
مجلسي در باب «زياراته المختصة منها زيارة يوم الحادي والعشرين» از قول حضرت «خضر» ناموجود زيارتنامه آورده‌است، چنانکه در بحار و در کافي روايت کرده‌اند که در روز 21 ماه رمضان خضر آمد و براي حضرت امير زيارتنامه خواند، در حالي‌که انبياء و اولياء قبل از رسول خدا به تصريح قرآن همـه وفات کرده‌اند، وخداوند فرموده‌است: ﴿ وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الخُلْدَ..﴾ = ما براي بشري قبل از تو جاويداني و ماندن در دنيا را قرار نداده‌ايم. (الأنبياء/34) و بشر قبل از پيامبر (ص) همه وفات کرده‌اند, ولي اين جعالان مانند مرشدان صوفيه که به دورغ از خضر خرقه گرفته‌اند زيارتنامه گرفته‌اند!!

الهوامش
 (37) اين جملات فقط به کار سلاطين خبيث و تفرقه‌ جوي صفوي مي‌‌آيد که از آنها براي ايجاد خصومت و کينه در ميان مسلمين استفاده کنند. 
(38) نهج‌البلاغه، خطبة 195. 
(39) نهج ‌البلاغه، نامة 31. 
(40) صحيفةسجاديه، دعاي روز فطر. 
(41) مفاتيح الجنان، از تسبيحات مربوط به اعمال روز عرفه، به نقل از کتاب «اقبال» سيد بن طاووس. 
(42) صحيفة علويه، دعاي روز دوم هر ماه. 
(43) صحيفة علويه، دعاي تهليل و دعاي وارد شدن به مسجد. 
(44) صحيفة علويه، دعاي روز بيست و چهارم هر ماه, و مفاتيح الجنان دعاي «ابوحمزه ثمالي». 
(45) صحيفة علويه، دعاي روز بيست و دوم هر ماه. 
(46) مفاتيح الجنان (الباقيات الصالحات) باب سوم در ادعية عافيت و غيره. 
(47) نهج ‌البلاغه ، نامة 23. 
(48) نهج ‌البلاغه، نامة 33. 
(49) نهج ‌البلاغه، نامة 41. 
(50) آنان که علي (ع) را صادقانه دوست دارند و ارادتشان به او مجرد ادعا نيست و با زندگي و شخصيت آن امام همام آشنا هستند، مي‌‌دانند که آن حضرت نسبت به رعايت حق الناس و حفظ بيت ‌المال مسلمين چقدر وسواس و دقت فراوان داشت و چنانچه معروف است به مصرف بي‌مورد چراغ بيت‌المال راضي نمي‌‌شد و يا حتي حاضر نبود اقارب خويش را در استفاده از بيت‌ المال اندکي بر ديگران ترجيح دهد، با اين اوصاف محال است که کمترين احتمالي بر خيانت کسي در اموال عمومي مي‌داد و با اين حال او را به عنوان متصدي امور مسلمين انتخاب مي‌‌کرد. 
(51) نهج ‌البلاغه، نامة 71.
(52) نهج ‌البلاغه، نامة 61. 
(53) نهج‌ البلاغه، نامة 44. 
(54) نهج‌ البلاغه، نامة 43. 
(55) نهج‌ البلاغه، خطبة 91. 
(56) نهج‌ البلاغه، خطبة 195. 
(57) نهج ‌البلاغه، خطبة 198. 
(58) نهج‌ البلاغه، خطبة 176. 
(59) صحيفة علويه، دعاي روز چهاردهم از هر ماه. 
(60) نهج‌ البلاغه، خطبة 156. 
(61) نهج‌ البلاغه، خطبة 176. 
(62) صحيفة علويه، دعاي مناجات. 
(63) صحيفة علويه، دعاي روز چهاردهم هر ماه. 
(64) صحيفة سجاديه، دعاي توبه و طلب آن. 
(65) صحيفة سجاديه، دعاي بعد از نماز شب. 
(66) منتهي الآمال، شيخ عباس قمي، ج 1، ص 141 و 142. 
(67) «بحارالأنوار» جلد مختص به اميرالمؤمنين ، حاشية صفحة 42 به بعد. 
(68) نهج ‌البلاغه، خطبة 91. 
(69) نهج‌ البلاغه، خطبة 210. 
(70) نهج‌ البلاغه، نامه 31. 
(71) به گمان نگارنده چون جناب مجلسي خود تاييد کننده پادشاهان بي‌تقوا و بزهکار بوده است، و از طرفي ديگر دعاگوي شاه سليمان و شاه سلطان حسين صفوي بوده وحکومت شان را مورد تاييد ائمة اسلام قلمداد کرده و از آنان تعريف و تمجيد مي‌‌نموده است، شايد به غلط مي‌‌پنداشته که ائمة اسلام نيز ـ نعوذ بالله تعالي ـ از اينگونه مداحي ‌ها و ثناخوانيها خشنود مي‌شوند! 
(72) نهج ‌البلاغه، نامة 31. 
(73) نگارنده کتابي مختصر به نام تضاد مفاتيح الجنان با آياتِ قرآن تأليف کرده‌ام. 
(74) نهج ‌البلاغه، خطبة اول. 
(75)  اگر امام صاحب دنيا است پس شما چرا براي او گريه و زاري مي‌‌کنيد که چرا 25 سال رياست نکرده است، کسي که خود صاحب دنياست که نبايد براي ترک رياست چند روزه ‌اش در گوشه‌ اي از دنيا آن همه غوغا کرد! 
(76) توحيد صدوق، مکتبة الصدوق، ص 147. 
(77) نهج ‌البلاغه، خطبة 144. 
(78) نهج‌ البلاغه، خطبة 86. 
(79) نهج‌ البلاغه، خطبة 161 
(80) نهج‌ البلاغه، خطبة 183. 
(81) نهج ‌البلاغه، خطبة 149 در اين باب و ابواب ديگر ثواب‌هاي اغراق ‌آميزي براي زيارت قبر نوشته‌اند که يک هزارم آن را براي زيارت امام و يا رسول در زمان حياتشان ننوشته‌اند. مگر قبر چه فايده داشته؟ چگونه زيارت قبر از زيارت خود امام برتر است؟ مگر مقبره محترم‌‌تر از خود پيغمبر اکرم (ص) است؟ چگونه در حال حيات رسول خدا و ائمه عليهم السلام همسران‌شان جنب و حيض و نفاس مي‌شدند و در کنار خود رسول و يا خود امام بودند و در بستر و اطاق و حياط ايشان حضور داشتند و حضورشان حرام نبود اما اکنون بنا به فتواي خرافيون اگر شخص جُنُب و يا حيض باشد سر قبر آنان برود حرام است؟ آيا اين احکام حرمت ورود حايض و جنب در حرم ايشان چه وقت نازل گرديده؟. اين احكام غير ما أنزل الله چيست؟ آيا خدا نفرموده: ﴿وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ﴾ = هر آن کس به آنچه که خداوند نازل فرموده حکم نکند پس اينگونه افراد کافرَند (المائده/44). 
در زمان رسول (ص) و ائمه حرمي نبوده تا اين احكام نازل شود, لابد اين احکام وقتي که سلاطين جور اين حرمها را ساخته‌اند از جانب شياطين نازل گرديده‌است!! احترام ائمه به اين نيست که احکام غير ما أنزل الله بتراشيد و به گناه مبتلا شويد. فقهاء بايد همواره اين آية کريمه را نصب 