ا، فهم الذین قال الله عزوجل فیهم: 
(وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا کَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاء رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَکَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ) الحديد: ٢٧،  «فالمؤمنون الذین آمنوا بی و صدقوا بی، و الفاسقون الذین کذبوا بی و جحدوا بی»(2) : «عالم ترین، مردم کسی است که هنگام اختلاف مردم، بصیرت بیشتری نسبت به حق و حقیقت دارد هر چند عمل کمی داشته باشد و هر چند روی سینه اش بخیزد. امت های پیش از ما به هفتاد و دو فرقه اختلاف پیدا کردند، که سه فرقه از آنها نجات پیدا کردند و سایر فرقه ها هلاک شدند.[ آن سه فرقه ای که نجات پیدا کردند، عبارتند از] : 
فرقه ای که پادشاهان را سخت تکان دادند و بر سر دین خدا و آیین عیسی ابن مریم با آنان جنگیدند تا اینکه کشته شدند.
 فرقه ای که توان رویارویی با پادشاهان را نداشتند، پس میان قوم خود ماندند و آنان را به دین خدا و آیین عیسی ابن مریم فرا خواندند. پس پادشاهان آنان را دستگیر نموده و به قتل شان رساندند و با اره تکه تکه شان کردند.
فرقه ای که توان رویارویی با پادشاهان را نداشتند و نتوانستند در میان قوم شان بمانند و آن را به دین خدا و آیین عیسی ابن مریم دعوت کنند، از این رو به کوه ها پناه بردند و گوشه گیری و بریدن از دنیا را برگزیدند. آنان کسانی اند که خداوند عزوجل درباره شان می فرماید:(وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا کَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاء رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَکَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ) الحديد: ٢٧« پيروان او رهبانيت سختي را پديد آوردند كه ما آن را بر آنان واجب نكرده بوديم،  وليكن خودشان آن را براي بدست آوردن خوشنودي خدا پديد آورده بودند (و بر خويشتن نذر و واجب نموده بودند) . اما آنان چنانكه بايد آن را مراعات نكردند . ما به كساني كه از ايشان (به محمد) ايمان آوردند پاداش درخورشان را داديم،  ولي بيشترشان (از راه راست منحرف و) خارج شدند (و سزاي اعمال بد خود را ديدند) .». «پس مؤمنان کسانی اند که به من ایمان آورده و مرا تصدیق نمودند و فاسقان کسانی اند که مرا تکذیب کرده و مرا انکار نمودند».
پیامبر(ص) در این حدیث، خبر داده که سه فرقه از آن فرقه ها نجات پیدا کردند و دیگر فرقه ها هلاک شدند.
ابن وهب از طریق روایت علی بن ابی طالب (رض) آورده که او رهبر یهودیان و پیشوای عیسویان را فرا خواند و گفت: درباره‏ی چیزی از شما می پرسم که نسبت به آن از شما بهتر می دانم، پس آن را از من کتمان نکنید.
رهبر یهودیان! تو را به خدایی قسم می دهم که تورات را بر موسی نازل کرد و ترنجبین و پرنده بلدرچین را به شما خورانید و در دریا راه خشکی را برای شما باز کرد و از سنگ کوه طور دوازده چشمه را برای شما بیرن آورد، که برای هر گروه از بنی اسرئیل یک چشمه بود! به من خبر دهید که بنی اسرائیل پس از موسی به چند فرقه تقسیم شدند؟ او گفت: فقط یک فرقه. علی سه بار به او گفت: دروغ گفتی. سوگند به خدایی که معبود برحقی جز او نیست، بنی اسرائیل به هفتاد و یک فرقه تقسیم شدند که همه شان در جهنم اند جز یک فرقه.
سپس پیشوای عیسویان را فرا خواند و گفت: تو را به خدایی قسم می دهم که انجیل را بر عیسی نازل کرد و قدم اش را پربرکت کرد و پند و عبرت را به شما نشان داد، پس کور مادرزاد و بیمار پیس را شفا داد و مردگان را زنده کرد و از گِل، پرندگانی را برای شما ساخت  و آنچه را که می خوردید و در خانه هایتان ذخیره می کردید، به شما خبر داد. پیشوای عیسویان گفت: بس است، هر سؤالی کنی، راست می گویم ای امیرمؤمنان!  علی به او گفت: نصارا پس از عیسی ابن مریم به چند فرقه تقسیم شدند؟ گفت: به خدا قسم تنها یک فرقه. علی سه بار گفت: دروغ گفتی، سوگند به خدایی که معبود برحقی جز او نیست، نصاری به هفتاد دو فرقه تقسیم شدند، که همگی در دوزخ اند جز یک فرقه.
اما تو ای یهودی! خدا درباره تان می فرماید:(وَمِن قَوْمِ مُوسَى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ) الأعراف: ١٥٩« ‏ در ميان قوم موسي (يعني بني‌اسرائيل) گروه زيادي (بر دين صحيح ماندگار) بودند كه (مردم را) به سوي حق رهنمود مي‌كردند و (به سبب تمسّك) به حق (به هنگام داوري) دادگري مي‌نمودند . ‏». این همان فرقه ای است که نجات پیدا کرد. و اما تو ای نصرانی! خدا درباره تان می فرماید:(مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ) المائدة: ٦٦« جمعي از آنان عادل و ميانه‌روند ». این همان فرقه ای است که نجات پیدا کرد. اما ما، خدا درباره مان می فرماید:(وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ) الأعراف: ١٨١« ‏ در ميان آفريدگانمان،  گروهي هستند كه به (سبب دوست داشتِ) حق (ديگران را به سوي حق) دعوت مي‌كنند،  و (در حكمها و داوريهايشان هم به سبب عشق به حق) به حق دادگري مي‌كنند». این همان فرقه ای است که از این امت نجات پیدا کرد.(3) 
در این روایت نیز، دلیلی بر مدعای ما وجود دارد.
آجری نیز از طریق انس روایتی را به معنای روایت علی آورده که: «یکی از فرقه های یهود و یکی از فرقه‏های نصارا در بهشت هستند».
سعید بن منصور در تفسیر خود از طریق روایت عبدالله آورده که: بنی اسرائیل به مرور زمان سنگ دل شدند. از نزد خودشان کتابی به دلخواه خود ابداع کردند که زبان هایشان آن را حلال دانسته بود، و حق میان آنان و میان بسیاری از شهوت هایشان حایل بود تا جایی که کتاب خدا را پشت سر انداختند گویی آن را نمی دانند. گفتند: این کتاب را بر بنی اسرائیل عرضه کنید؛ اگر از شما پیروی کردند آنان را رها کنید و اگر با شما مخالفت نمودند، آنان را بکشید. سپس گفتند: نه، بلکه به دنبال فلانی- مردی از علمایشان- بفرستید  و این کتاب را بر او عرضه کنید. اگر از شما پیروی کرد، دیگر پس از او احدی با شما هرگز مخالفت نخواهد کرد، و اگر با شما مخالفت کرد، او را بکشید که دیگر پس از او احدی با شما مخالفت نمی کند.
به دنبالش فرستادند. او کاغذی برداشت و آیات کتاب خدا را در آن نوشت، پس آن را در شاخی نهادند و سپس به گردن گاو آویزانش کردند و سپس لباس را بر آن پوشاندند، آنگاه پیش آنان آمد. آنان کتاب را بر او عرضه کردند و گفتند: آیا به این کتاب ایمان می آوری؟ به سینه اش اشاره کرد و گفت: به این کتاب ایمان آوردم چرا به آن ایمان نیاورم؟ (منظورش کتابی بود که در شاخ قرار داده بود). پس او را رها کردند. او یارانی داشت که دور و برش بودند. وقتی از دنیا رفت قبرش را نبش کردند، آن شاخ را یافتند و کتابی را در آن دیدند. گفتند: مگر گفته اش را نمی بینید که گفت: به این کتاب ایمان دارم و چرا به آن ایمان نیاورم؟ منظورش این کتاب بود. پس بنی اسرائیل به هفتاد و چند ملت فرقه فرقه شدند و بهترین ملت، صاحبان آن شاخ بود.
عبدالله گوید: کسانی از شما که مانده اند، چیزهای ناخوشا