ن عباس از حضرت رسولص روايت كرده، آمده: كه رسول‎خداص براي موعظه بلند شد و فرمود: شما روز قيامت، محشور خواهيد شد در حالي كه لخت و پا برهنه و ختنه ناكرده هستيد:
(کَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِيدُهُ وَعْدًا عَلَيْنَا إِنَّا کُنَّا فَاعِلِينَ) الأنبياء: ١٠٤
 همانگونه كه نخستين بار آفرينش را شروع كرديم آفرينش را از نو بازگشت مي‎دهيم و اين وعده اي است كه ما مي دهيم». 
و فرمود: 
«اوّلُ مَن يُكسي يوم القيامة ابراهيم و انه سَيؤتي برجالٍ من امّتي فَيؤخذ بهم ذات الشّمال فاقول كما قال العبد الصالح:
(وَکُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي کُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنتَ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ(117) إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُکَ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّکَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَکِيمُ(118)) المائدة:(١١٧ – ١١٨): فيقال هولاء لم يزالوا مرتدين علي اعقابهم منذ فارقتهم»
اولين كسي كه در روز قيامت لباس مي پوشد ابراهيم است سپس جماعتي از امت من را مي آورند آنان را به سوي جهنم مي برند من هم همان سخنان عبد صالح خدا عيسي را تكرار مي كنم: « من تا آن زمان كه در ميان آنان بودم از وضع ايشان اطّلاع داشتم، و هنگامي كه مرا ميراندي، تنها تو مراقب و ناظر ايشان بوده‌اي و تو بر هر چيزي مطّلع هستي * اگر آنان را مجازات كني، بندگان تو هستند و اگر از ايشان گذشت کنی چرا كه تو چيره و توانا و حكيمي» گفته مي شود اين عده بعد از تو فورا مرتد شدند و از اسلام برگشتند»
اين حديث نيز مانند حديثي كه در موطّای امام مالك روايت شده دارای دو احتمال است: منظور از آن اهل بدعت باشد يا كساني كه بعد از رسول خدا از دين برگشتند.
در صحيح ترمذي از ابوهريره(رض) روايت شده است كه رسول‎خداص فرمود:
«افترقت اليهودُ علي احدي و سبعين فرقةً و النصاري مثل ذالك و تفترق امّتي علي ثلاث وسبعين فرقة(19) »
يهود به هفتاد و يك فرقه تقسيم شدند و مسيحيان نيز همچنين و امت من نيز به هفتاد و سه فرقه تقسيم خواهد شد»
اين حديث حسن و صحيح است و به طُرق ديگر نيز روايت شده است كه در سطور آتي به شرح آن خواهيم پرداخت (باب8) امّا در ديدگاه علماي اسلامي بيشتر فرقه¬ها و گروه¬هايي كه در دين اسلام پديد خواهد آمد، بدعت گزارند.
در صحيح مسلم و بخاري آمده است كه حضرت رسولص فرمود:
«انَّ اللهَ لايقبض العلم انتراعاً ينتزعه من الناس و لكنَّ يقبض العلم يقبض العلماء حتّي اذا لم يبق عالمٌ اتّخذ النّاس روساء جهّالاً فسئلوا فافتوا بغير علم فضلوا و اضلّو»(20) 
خداوند، علم را به اين صورت كه آن را از قلب علما بيرون آورد بر نمي¬دارد، بلكه علم را به وسيله¬ی از بين بردن علما از بين مي¬برد به نحوي كه ديگر عالمي ديني و کاردان باقي نمي ماند، لذا مردم از رؤساي جاهل به امور ديني پيروي مي كنند؛ اين جاهلان نيز بدون علم فتوا مي دهند خود كه گمراه هستند ديگران را نيز گمراه مي سازند»
اين حديث به صورتهاي گوناگوني در صحيح مسلم و بخاري آمده است.
در صحيح مسلم و بخاري از ابن مسعود روايت شده است كه مي گفت: هركس خوشحال مي شود تا فرداي قيامت خداوند را در حالي كه مسلمان است ملاقات كند، بايد پیوسته نمازهاي پنج گانه را بگزارد و هرگاه كه اذان گفته شد به اقامه¬ی نماز بشتابد؛ زيرا خداوند بلند مرتبه براي پيامبر شما قوانيني هدايتگر وضع كرد و اين نمازها از( بهترين هاي) هدايتند و اگر شما همچنانكه اقوام آينده مي كنند نمازتان را در منزل بخوانيد بي گمان رسول خدا را ترك گفته‎ايد و اگر شما سنّت پيامبر را ترك گوييد بي گمان به گمراهي خواهيد افتاد.»(21)  حال بنگيريد که چگونه ابن مسعود ترك سنّت حضرت رسولص را عين گمراهي خوانده است. در روايتي ديگر گفته است: « اگر شما سنّت پيامبرتان را دور اندازيد بي گمان به او كافر شده ايد» و اين روایت، تحذير شديدتری دارد. و در حديثي كه مسلم روايت كرده است آمده كه رسول خدا فرمود:
« انّي تاركٌ فيكم الثّقلين اولهما كتاب الله، فيه الهدي و النور في روايه فيه الهدي. من استمسك به و اخذ به كان علی الهدی و من اخطاه ضلّ و في رواية من اتبعه كان علی الهدی و من ترکه كان علی ضلالة»(22) 
من دو چيز گرانسنگ را ميان شما (امتم) به جا خواهم گذاشت: نخستين آن كتاب خداست كه در آن نور و هدايت است هركس به آن چنگ يازد و آن را بگيرد بر سبيل هدايت است و هركس از آن روي برتابد به گمراهي رفته است و در روايتي ديگر آمده است كه هركس از كتاب خدا پيروي كند بر سبيل هدايت است و هركس آن را دور اندازد به گمراهي خزيده است.
و باز در همين باره، ابن وضاح و ابن وهب از ابو هريره روايت كرده‎اند كه رسول‎خداص فرمود:
« ستكُون في امّتي دجالون كذّابون ياتونكم ببدعٍ من الحديث لَم تسمعوه انتم و لا آباوكم فايّاكم و ايّاهم و لا يفتنونكم»(23)  
بعد از من از ميان امّتم فريبكاران و دروغ گوياني بر خواهند خاست و شما را احاديثي خواهند آورد بدعت زا و برساخته به نحوي كه نه شما و نه پدرانتان آنها را نشنيده‎اند پس هوشيار باشيد كه شما را نفريبند.
در صحيح ترمذي از حضرت رسولص روايت شده است كه فرمود:
« من احيا سنّةً من سنّتي قد اميتت بعدي فانَّ له من الاجر مثل اجر من عمل بها من غير ان ينقض ذالك من اجورهم شيئاً و من ابتدع ضلالةً لا ترضي الله و رسوله كان عليه مثل وزر من عمل بها لا ينقض ذلك من اوزار الناس شيئاً»(24) 
هركس زنده گرداند سنّتي از سنّت هاي من را كه ميرانده شده است براي او پاداشي خواهد بود همسنگ پاداش كساني كه بدان سنّت عمل مي كنند بدون اينكه پاداش او چيزي از پاداش آنان بكاهد و هركس بدعتي در دين پديد آورد كه خدا و رسولش به آن خشنود نيستند براي او جزايي همچون عامل بدان بدعت خواهد بود بدون اينكه چيزي از گناه مردم بكاهد»
ابن وضّاح و ديگران از حضرت عايشهل روايت كرده¬اند كه فرمود:
« مَن اَتي صاحب بدعهٍ ليوقّره فقد اعانَ علي هدم الاسلام»(25) 
هركس به نزد بدعت گزاري بيايد تا او را احترام گذارد به واقع به نابودي اسلام كمك كرده است.
در روايتي ديگر آمده است:
« من وقرَ صاحب فقد اعانَ علی هدم الاسلام » (26)
هركس بدعت گزاري را گرامي بدارد او كمك كرده است به نابودي اسلام.
از حسن روايت شده است كه رسول خداص فرمود:
« اَبي اللهُ لصاحب بدعةٍ بتوبةٍ»(27) 
خداوند بيزار است كه توبه بدعت گزار را بپذيرد.
و در روايتي ديگر آمده است:
«انَّ اللهَ حجز التوبةَ عن كلّّ صاحب بدعةٍ»(28)  
خداوند تو به را از هر بدعت گزاري باز داشته است.
و در حديثي كه قبلاً ذكر آن رفت ابو هريره از حضرت رسول نقل كرده است كه:
«و ان اجبت ان لا توقَّف علي الصراط طرفةَ عين حتّي تدخل الجنة فلا تحدّث في دين الله حدثاً برايك»(29) 
اگر دوست داري كه حتی به اندازه چشم بر هم زني بر پل صراط توقفی نداشته باشي در دين خدا از نظرگاه شخصي سخني نگو.»
و از حضرت رسولص روايت شده است كه فرمود:
«من اقتدی بي فهو منّي و من رغب عن سنّتي فليس منّي»(30)  
هر