ن آن خواهد بود بدون اینکه چیزی از جزای گناه آنان بکاهد»(11) 
ترمذی روایت کرده است و آن حدیث را صحیح دانسته است و ابو داود و غیر ایشان نیز از عرباض بن ساریه روایت کرده¬اند که رسول خداص روزی با ما نماز می¬خواند، سپس به ما رو کرد و ما را با موعظه¬ای کامل و رسا پند داد به گونه‎ای که چشمها بدان گریستند و قلب¬ها با آن زنگار سُتردند. آن گاه یکی گفت: گویی این موعظه‎ای است نیکی خواهنده. حال آن¬چه می¬باید تعهد کنیم چیست؟ حضرت در پاسخ فرمود:
«او صیکم بتقوی‎الله و السمع و الطاعة و ان کان عبدا جثیّاً فانّه من یعش منکم بعدی فیری اختلافاً کثیراً فعلیکم بسنّتی و سنة الخلفاء الراشدین المهدیین تمسکوا بها و عضّوا علیها بالنواجذ و ایّاکم ومحدثات الامور فانّ کلَّ محدثةٍ بدعةٌ و کل بدعةٍ ضلالةٌ(12) »
شما را توصیه می¬کنم به تقوای الهی و فرمانبرداری از فرامین او گرچه بنده¬ای خدا ترس باشد؛ زیرا هرکس از شما بعد از من زنده بماند اختلافات زیادی را خواهد دید آن هنگام است که باید به سنّت من و سلوک و روش خلفای راشدین و هدایت شده¬ام چنگ زنید و آن را با دندانهایتان محکم بگیرید و بپرهیزید از بدعت¬ها؛ چون هر چیز نو پدیدی بدعت است و هر بدعتی گمراهی است»(13) 
در صحیح بخاری از حذیفه(رض) روایت شده است که گفت:
- « هل بعد هذا الخیر شر؟
- قال نعم. 
- فقلت: هل بعد ذالک الشر خیر؟ 
- قال نعم و فیه دخُنً.
- قلت ما دخنهٌ؟
- قال قوم یستنون بغیر سنّتی و یهتدون بغیر هدی تعرف منکم و تنکر؟
- قال: فقلت: هل بعد ذالک الخیر الشر؟ 
- قال: نعم؛ دعاهٌ علی ابواب جهنم مَن اجابهم الیها قذفوه فیها. 
- قلت: یا رسول‎الله! صفهم لنا 
- قال: هُم من جلدتنا و یتکلّمون بالسنّتنا.
 قلت: فما تامونی ان ادرکتُ ذالک؟
 قال: تلزم جماعة المسلمین و امامهم.
قلت: فان لم یکن لهم امام و جماعة؟ 
قال: فاعتزل تلک الفرق کلّها و لو اَن تعضَّ باصل الشجرة حتی یدرکک الموت و انت علی ذالک(14) »
ترجمه:
- آيا بعد از( اين عصر طلايي) شر و پليدي خواهد بود؟
- فرمود: بله.
-گفتم: آيا بعد از شري كه خواهد آمد خيری خواهد بود؟
- فرمود: بله، امّا در آن دخن(تيرگي و دود) خواهد بود.
-گفتم: اي رسول خدا، دخن چيست؟
- فرمود: كساني هستند كه به غير سنّت من عمل مي¬كنند و به غير از هدايتي كه من آورده¬ام چنگ مي¬زنند. آنها را بشناس( و بشناسان) و ناخوش بدار.
- گفت: گفتم: اي رسول خدا، آيا باز بعد از اين خير، شري خواهد آمد؟
- فرمود: بله داعيانی بر درهاي جهنم هستند كه هركس دعوت آنان را قبول كند او را به دوزخ خواهند انداخت.
- گفتم اي رسول خدا، آن داعيان را برايمان وصف كن تا بشناسيم.
- فرمود: آنان همرنگ و هم لباس مايند و به زبان ما سخن مي گويند (از آيات و احادث ما استفاده مي كنند)
- گفتم: وقتي آنها را ديدم، چه¬کار كنم ؟
- فرمود: به جماعت مسلمين و امام آنان چنگ زن.
- گفتم اگر امام و جماعتي در كار نبود؟
- فرمود: از اين گروه دوري كن، گرچه با چنگ زني به ريشه درختي تا وقتي مرگ به سراغت آيد و تو بر آن خواهي بود(15) .
در حديث صحيفه آمده است كه فرمود: (16) 
«المدينةُ حرمٌ ما بين عنير الي ثَور، مَن اَحدثَ فيها حدثاً او آوي محدثاً فعليه لعنة‎الله و الملائكة و الناس اجمعين لا يقبل‎الله منه يوم القيامة صرفاً و لا عدلا»
مدينه حرَم ماست مابين دو كوه عنير تا ثور، پس هركس در اين فاصله بدعتي ايجاد كند يا بدعت گزاري را پناه دهد، لعنت خدا، فرشتگان و تمامي مردم بر او باد و روز قيامت از او هيچ توبه، فديه يا نافله و فریبی را نخواهد پذيرفت.
اين حديث شموليت دارد و شامل هرچيز نو پديدي خواهد شد كه با شرع منافات داشته باشد و بدعت¬ها از زشت ترين چيزهاي نو پديد هستند.  امام مالك به اين حديث- كه به مدد باري تعالي خواهد آمد، استدلال كرده است و گفته است گرچه اين حديث مختصّ مدينه است، امّا ديگر موضوع¬ها را نيز در بر خواهد گرفت.
در موطّای امام مالك در حديثي كه ابو هریره آن را روايت كرده است، آمده است كه روزي رسول خداص به گورستان رفت و فرمود:
« السلام عليكم دار قوم المومنين و انا ان‎شاء‎الله بكم لاحقون» و فرمود: « فليذادن رجالٌ عن حوضي كما يذداد البعير الضال، اناديهم اَلا هلُمَّ، الا هَلُمَّ، الا هَلُمَّ فيُقال: انَّهم قد بدّلوا بعدك فاقول فَسُحقَاً فَسُحقَاً فَسُحقَاً»
ترجمه : سلام بر شما آرامگاه مومنان، اگر خدا بخواهد ما هم به زودي به شما خواهيم پيوست» و فرمود:« در روز قيامت كساني از حوض من رانده خواهند شد و دور مي شوند، همچنانكه گوسفندي گم شده و هر چند آنها را صدا بزنم، بياييد، بياييد. گفته مي¬شود: اينان دين( اسلام) را بعد از تو تغيير و تحريف كردند. پس خواهم گفت: از من دور شويد از من دور شويد، از من دور شويد.(17) 
گروهي از دانشمندان اسلامي اين حديث را شامل حال بدعت گزاران دانسته، گروهي ديگر آن را درباره¬ی مرتدان( دوران خلافت ابوبكر(رض) مي دانند. چيزي كه احتمال اول را تقويت مي كند حديثي است كه خيثمه بن سليمان از يزيد رقاشي روايت مي كند كه از انس بن مالك سوال كردم: كساني در اين جا هستند ما را به كفر و شرك متهم مي سازند و حوض و شفاعت حضرت رسول را انكار مي كنند آيا از رسول خدا چيزي درباره¬ی ايشان شنيده‎اي؟
مالك گفت بله: از رسول خدا شنيدم كه مي گفت:
«بين العبد و بين الكفر (او الشرك) ترك الصلاة، فاذا تركها، فقد اشرك و حوضي كما بين ايله الي مكة اباريقه كنجوم السماء ـ او قال كعدد نجوم السماء له ميزابان من الجنة كلّما نضب امداهُ مَن شرب منه شربةً لم يظمأ بعدها ابداً و سيرده اقوام ذابله شفاههم فلا يطمعون منه قطرة واحدة من كذب به اليوم یصب منه الشراب يومئذ»(18) 
حدّ فاصل عبوديت و كفر ـ یا شرك- ترك نماز است. هركس نماز را ترك كند شرك ورزيده است و وسعت حوض من از ايله( آخر حجاز و اول شام) تا مكه است. تعداد ليوان‎هاي آن به اندازه ستارگان آسمان است و آبريزها و آب گذرهاي آن به بهشت وصل است گه هرگاه آب حوض كاستي گرفت دوباره پر خواهد شد. هركس از آن آب اندكي بنوشد بعد از آن ديگر هرگز تشنه نخواهد شد و از لب آن حوض كساني رانده خواهند شد حال آنكه تشنه لبان هستند و قطره‎اي از آن آب به ايشان داده نمي شود كساني كه در دنيا آن را انكار كنند در آن روز قطره‎اي از آب حوض نصيب شان نخواهد شد.
اين حديث دلالت بر اين نكته دارد كه آنان¬که ذكرشان رفت از اهل قبله هستند پس منسوب کردن اهل اسلام از جانب ايشان به كفر از صفات خوارج است و اينكه حوض (كوثر) را منكر شوند از صفات معتزله و دیگران است و با وجود اينكه آن¬چه كه در موطّای امام مالك از حضرت رسول نقل كرده است كه مردم را صدا مي زند كه بياييد بدان سبب است كه آنها را به سبب سفيدي چهره و سفيدي مواضع وضو كه از خصايص امت اوست از ديگر امم باز خواهد شناخت در غير اين صورت اگر آن افراد از امّت او نباشند آنها را بدان نشاني مخصوص باز نخواهد شناخت.( ادامه اين حديث در موطّای امام مالك آمده است، ولي مولف از آوردن آن خودداري كرده است)
در حديث صحيحي كه اب