 آنان گفته می شود آیا بعد از ایمان خود کافر شده‎اید پس به سبب کفری که می ورزیده‎اید عذاب را بچشید» سپس ادامه داد و گفت (مالک) چه سخنی از این کلام رساتر است و او را دیدم که این آیه را بر اهل هوا و هوس تاویل می کرد.
ابن القاسم (13) روایت کرده است و اضافه کرد و گفت: مالک به من گفت: همانا این آیه در باب اهل هوا و هوس (بدعت گزاران) نازل شده است»
آنچه امام مالک ذکر کرده است از افراد بسیاری نقل شده است مانند آنچه در سطور پیش از حسن نقل گردید.
و از قتاده روایت شده است که در باره آیه«وَلاَ تَکُونُواْ کَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ » (آل عمران/105) گفته است که منظور از اهل اختلاف تفرقه، اهل بدعت می باشد.
و از ابن عباس در باره آیه «يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ» (آل عمران /106) روایت شده است که گفت: آنان که روهایشان سفید می شود پیروان سنّت‎اند و کسانی که روهایشان سیاه می شود اهل بدعتند.
ازدیگر آیات که همین معنی و مفهوم را می رساند آیه‎ی153 سوره‎ی انعام است:
(وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ)الأنعام: ١٥٣
اين راه (كه من آن را برايتان ترسيم و بيان كردم) راه مستقيم من است (و منتهي به سعادت هر دو جهان مي‌گردد. پس) از آن پيروي كنيد و از راههاي (باطلي كه شما را از آن نهي كرده‌ام) پيروي نكنيد كه شما را از راه خدا (منحرف و) پراكنده مي‌سازد. اينها چيزهائي است كه خداوند شما را بدان توصيه مي‌كند تا پرهيزگار شويد.‏ »
پس صراط مستقیم، راه و سلوکی است که خداوند ما را به آن فرا می‎خواند که همان[پیروی از] سنّت است، و « السُّبُلَ » در این آیه‎ی[بالا] راه‎هایی است که اهل اختلاف و منحرفین از راه مستقیم دین جدا می کنند و آنان همان بدعت گزارانند.
در این آیه منظوراز « السُّبُلَ » گناهان نیست؛ زیرا گناهان از آن جهت که گناهند کسی آنها را وضع نکرده است تا همچون شیوه‎ای دوشادوش قانون گذاری آسمانی در حرکت باشند و به واقع وصفی که در این آیه آمده است مخصوص اهل بدعت و نوآوری است و آنچه را که اسماعیل بن حرب(14)  روایت می کند ما را به این مهم رهنمون می سازد که گفت: عماد فرزند زید فرزند عاصم فرزند بهدله برایمان گفت و او هم از ابن وائل و او هم از عبدالله(15)  برایمان روایت کرد و گفت: « روزی رسول خداص برای ما خطی کشید ـ سلیمان(16)(17)  هم برای ما خطی کشید- آن خطی را که رسول خدا کشید، خطی ممتد بود و از راست و چپ آن نیز خط هایی را رسم کرد سپس گفت این خطّ طویل و ممتد راه خداست و خطوط راست و چپ آن، راه‎هایی هستند که بر سر هر یک ازآن ها شیطانی است که مردم را بدانها فرا می‎خواند سپس این آیه را خواند: « ‏ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ» و منظورش این بود که راه خدا چون خطی که پیامبر کشید طویل و ممتد و مستقیم است، امّا راه غیر خدا چون خطوطی بود که رسول خدا از چپ و راست کشید(18)(19)  «فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ» سلیمان آن چه را که رسول خدا گفته بود برای آن ها باز سازی کرد.
بکربن علاء می گوید  « گمان می برم این آیه شیاطینی از جنس انسان را مدّ نظر داشته است و آن همان بدعت ها هستند و خداوند خود آگاه تر است».این حدیث به طُرق دیگری نیز روایت شده است:
از عمر بن سلمه همدانی  روایت شده است که گفت: ما در حلقه‎ی[درس] ابن مسعود در مسجد نشسته بودیم و مسجد [مثل حالا] فرش پوش نبود بلکه کف آن از شن و ماسه بود. همان وقتی که عبیدالله بن عمر، تازه از جهاد برگشته بود و او از عبدالله ابن مسعود سوال کرد: ای ابا عبدالرحمان، صراط مستقیم کدام است؟ ابن مسعود پاسخ داد: « قسم به خدای کعبه راه مستقیم همان است که پدرت بر آن بود تا بر همان عقیده وارد بهشت شد». سپس سه بار پشت سر هم قسم خورد و خطّی را با انگشت خود بر ماسه‎ها کشید و در طرفین آن نیز خطوطی رسم کرد و گفت: « رسول خدا شما را بر این راه قرار داد تا با سیر بر آن به بهشت و هرکس بر این خطوط کناری، جدای از خطّ اصلی [سنّت]راه بسپرد، تباه خواهد شد». در روایتی دیگر آمده است که گفت: ای ابا عبدالرحمان صراط مستقیم چیست؟ ابن مسعود در پاسخ گفت: رسول خدا ما را بر ابتدای خط قرار داد و حرکت بر این خط تا پایان آن نصیبش بهشت است و در سمت راست و چپ این جاده‎ی مستقیم راههایی وجود دارد و بر سر هر راه افرادی هستند که رهگذران را بر سلوک بر آن [کوره] راه‎ها دعوت می‎کنند، پس هرکسی حرکت در این راه‎ها را انتخاب کند، پایانش جهنم است و در روایتی دیگر آمده است: ای ابا عبدالرحمن، صراط مستقیم چیست؟ ابن مسعود در جواب گفت: رسول خداص مرا بر ابتدای خط قرار داد و حرکت بر این خط تا پایان، بهشت است و در سمت راست وچپ این جاده مستقیم راه هایی وجود دارد و بر سر هر راه، افرادی هستند که رهگذران را بر سلوک بر [کوره] راه‎ها دعوت می کنند و به سوی آن می کشانند پس هرکس آن راه‎ها را برگیرد و انتخاب کند پایانش جهنم است و هرکس بر شاه راه اصلی بماند سرانجام به بهشت می رسد. سپس این آیه را خواند:« وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ » تا پایان آیه153 سوره ی انعام(20) .
از مجاهد در باب آیه « وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ » (انعام/153» روایت شده که گفت: منظور از آن بدعت ها و شبهات است.
از عبدالرحمن بن محمد روایت شده است(21) : از امام مالک در باب راه سنّت سوال شد او در پاسخ گفت: آنچه که به جز سنّت نمی توان نامی بر آن نهاد و سپس این آیه را خواند (انعام/153):«این راه مستقیم من است و از آن پیروی کنید و پیروی مکنید از راه هایی که شما را از راه خدا منحرف و پراکنده می سازد».
بکر بن علاء گفته است:« حدیث ابن مسعود ـ‌ ان شاء الله- این را می رساند که رسول خدا برای او خط و خطوطی را مشخص کرده است و سپس حدیث را نقل کرد». این تفسیر که بر شمولیت آیه برای تمامی مصادیق بدعت دلالت می کند و مختص به بدعتی بدون در نظر گرفتن دیگر بدعت ها نیست از دیگر آیات در نکوهش بدعت این است:
(وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَآئِرٌ وَلَوْ شَاءَ لَهَدَاکُمْ أَجْمَعِينَ)النحل: ٩ هدایت مردمان به راه راست بر خداست و برخی از راه‎ها منحرف و بی راه است و اگر خدا می خواست همه‎ی شما را هدایت می کرد».
راه راست در این آیه همان راه حق است و غیر آن کج راهه و عدول از حق که همان طریق بدعتها و گمراهی‎هاست. پناه می بریم بر خدا که به فضل خود ما را از سلوک بر طریق بدعت ها مصون دارد. منحرفان ستم پیشه را كافي است كه از اين راه (منحرف) دور باشند، و روش و مفاد آيه بر تحذير و نفي چنين كج راهه‎اي است.
ابن وضّاح، نوشته است: از عاصم بن بهدله سوال شد و به او گفته شد: يا ابابكر، آيا كلام پروردگار را خوانده‎اي كه مي‎فرمايد:« وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَآئِرٌ وَلَوْ شَاءَ لَهَدَاکُمْ أَج