ود، گوسفندى را و به قدر مناسب آن نان براى ما اهدا نمود، آن گاه عائشه (رضي الله عنها) مرا فرا خواند و گفت: از اين بخور، اين از قرص نانت بهتر است!!
مالك مي ‏گويد: به من خبر رسيده كه مسكينى از عائشه (رضي الله عنها) همسر پيامبر ص طعام خواست، و نزد وى انگور بود، آن گاه او به انسانى گفت: دانه‏اى را بردار و به او بده، آن مسكين با تعجّب به طرف وى نگاه مي ‏كرد، عائشه (رضي الله عنها) گفت: آيا تعجّب مي ‏كنى؟ در اين دانه چقدر مثقال ذره را مي ‏بينى! ( يعنى،: اين صدقه گرچه كم است اما خداوند در برابر هر مثقال ذرّه از نيكى اجر مى‏دهد. م.)
اعطاى چيزى به مسكين به دست خود  
قصه حارثه بن نعمان در اين باره، و گفتار پيامبر ص در دادن چيزى به مسكين به دست خود
طبرانى و حسن بن سفيان از محمّدبن عثمان و او از پدرش روايت نموده‏ اند، كه گفت: حارثه بن نعمان (رض) چنان بود - و در روايتى از وى آمده: از حارثه بن نعمان كه بينايى خود را از دست داده بود، و تارى را از جاى نماز خود تا به دروازه اطاقش دوانيده بود، و چون مسكينى مي ‏آمد وى چيزى را از سبد خويش مي ‏برداشت، و از يك طرف آن تار مي ‏گرفت، تا اين كه آن چيز را به دست خود به مسكين مي ‏داد، و فاميلش به او مي ‏گفتند: اين كار را ما از طرف تو انجام مي ‏دهيم، در جواب مي ‏گفت: من از پيامبر خدا ص شنيدم كه مي ‏گفت: «دادن چيزى به مسكين به دست خود از افتادن در جاهاى بد نگه مي ‏دارد» اين چنين در الاصابه (299/1) آمده است. و ابونعيم اين را در الحليه (365/1) روايت نموده، و ابن سعد (52/3) آن را از محمّدبن عثمان به روايت از پدرش مانند اين روايت كرده است.
 
فضيلت دادن چيزى براى مسكين به دست خود
ابن عساكر از عمرو ليثى روايت نموده، كه گفت: ما نزد واثله بن الاسقع (رض) بوديم، كه سائلى نزدش آمد، او پاره [نانى] را گرفت و روى آن يك سكه مسى را گذاشته برخاست و آن را در دست وى نهاد، گفتم: اى ابوالاسقع آيا در فاميلت كسى نبود، كه اين را به عوض تو انجام مي ‏داد؟ گفت: آرى بود، ولى اگر كسى خود  جهت اعطاى صدقه‏اى براى مسكينى برخيزد، به هر قدمي  گناهى از وى محو مي ‏شود، و وقتى كه آن را به دست وى بگذارد به هر قدمي  ده گناه وى محو مي ‏گردد. اين چنين در الكنز (315/3) آمده است.
 
قصه ابن عمر (رضي الله عنهما) در اين باره
ابن سعد (122/4) از نافع روايت نموده كه: ابن عمر (رضي الله عنهما) اهل بيت خود را بر كاسه بزرگ خود هر شب جمع مي ‏نمود. مي ‏گويد: و گاهى نداى مسكينى را مي ‏شنيد، آن گاه سهم خود را از گوشت و نان بر مي ‏داشت و به طرف وى بر مي ‏خاست، و آن را براى وى مي ‏داد و باز مي ‏گشت، و تا آن وقت آن‏ها از آنچه در كاسه مي ‏بود فارغ شده بودند، و اگر چيزى را در آن مي ‏يابى، او نيز مي ‏يافت، و باز صبحگاهان روزه دار بر مي ‏خاست.
 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:940.xml">بخشهاي 251 تا 260</a><a class="folder" href="w:html:951.xml">بخشهاي 261 تا 270</a><a class="folder" href="w:html:962.xml">بخشهاي 271 تا 280</a><a class="folder" href="w:html:973.xml">بخشهاي 281 تا 290</a><a class="folder" href="w:html:984.xml">بخشهاي 291 تا 300</a></body></html>پيامبر ص و فرستادن مردى نزد يكى از بزرگان جاهليت
ابويعلى از انس (رض) روايت نموده، كه گفت: پيامبر خدا ص يكى از اصحاب خود را نزد يكى از بزرگان جاهليت جهت دعوت وى به سوى خداوند تبارك و تعالى فرستاد، آن شخص گفت: پروردگارت كه مرا به سوى آن دعوت مي‏كنى چيست؟ از آهن است، از مس است، از نقره است يا از طلا؟ (صحابى) نزد پيامبر خدا ص آمده او را از اين سئوال آگاهانيد، پيامبر ص او را بار دوم فرستاد، آن مرد همان گفته قبلى خود را تكرار نمود، صحابى برگشت و به پيامبر ص قضيه را خبر داد، باز پيامبر ص او را براى سومين بار فرستاد، ولى آن مرد همان گفته قبلى خود را تكرار نمود. صحابى بازگشت و به پيامبر ص خبر داد، اين بار پيامبر ص خطاب به صحابى فرمود: «خداوند بر همان شخصى كه نزدش رفته بودى، صاعقه‏اى را نازل فرمود، و او را سوزانيد». درين باره اين آيه نازل گرديد:
(وَ يُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيْبُ بِهَا مَنْ يَشَاءُ وَ هُمْ يُجَادِلُونَ فِى‏ الله  وَ هُوَ شَدِيْدُ المِحَال). (الرعد: 13).
ترجمه: «و صاعقه‏ها را مي‏فرستد، و هر كس را بخواهد گرفتار آن مي‏سازد درحالى كه آن‏ها درباره خدا مجادله مي‏كنند و گرفتن او سخت است».
هيثمي (42/7) مي‏گويد: اين را ابويعلى روايت نموده، و بزار نيز مانند آن را روايت كرده، جز اين كه گفته است: به طرف مردى از فرعون‏هاى عرب، و صحابى در ارتباط با وى گفت: اى پيامبر خدا، او از اين، سركش و طاغى‏تر است. راوى مي‏گويد: براى بار سوم آن صحابى نزد وى رفت، مي‏افزايد: آن مرد همان حرف‏هاى قبلى خود را برايش باز تكرار نمود. و درحالى كه آن صحابى با وى صحبت مي‏كرد، خداوند ابرى را بالاى سر وى فرستاده، آن ابر رعدى زد، و از آن صاعقه‏اى پديد آمد و كاسه سر آن جاهلى را قطع كرد. طبرانى مانند اين را در الاوسط روايت نموده، و گفته است: رعد داد و برقى زد. رجال بزار غير از دَيْلَم بن غزوان كه ثقه مي‏باشد، رجال صحيح اند. و در رجال ابويعلى و طبرانى على بن ابى شاره  آمده، كه ضعيف مي‏باشد. و حديث خالدبن سعيد در بخش، دعوت به سوى خدا هنگام قتال در (ص 172) گذشت، كه گفت: پيامبر خدا ص مرا به يمن فرستاد و فرمود: «اگر به عرب‏هايى برخوردى كه اذان را از آنها مي‏شنيدى به آنها متعرّض نشوى، و از آنانى كه اذان را نشنيدى آنها را به سوى اسلام دعوت كن». و فرستادن عمرو بن مُره جهنى به طرف قومش از اين پس خواهد آمد.
    
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:941.txt">انفاق بر درخواست كنندگان  قصه اعرابيى با پيامبر ص</a><a class="text" href="w:text:942.txt">قصه دكين نزد ابونعيم در الحليه</a><a class="text" href="w:text:943.txt">معامله ابن عمر رضى‏ اللَّه  عنهما با درخواست كنندگان سائلان</a><a class="text" href="w:text:944.txt">صدقات  قصه ابوبكر و عمر رضى‏ اللَّه  عنهما در اين باره</a><a class="text" href="w:text:945.txt">خريدن چاه رومه توسط عثمان (رض) و صدقه كردن آن براى مسلمين</a><a class="text" href="w:text:946.txt">طلحه (رض) و صدقه نمودن صدهزار درهم در يك روز</a><a class="text" href="w:text:947.txt">صدقه نمودن عبدالرحمن بن عوف (رض) در زمان پيامبر ص</a><a class="text" href="w:text:948.txt">صدقه الولبابه (رض) هنگامي  كه خداوند توبه‏اش را پذيرفت</a><a class="text" href="w:text:949.txt">هديه عثمان (رض) براى پيامبر ص در يكى از غزوات</a><a class="text" href="w:text:950.txt">قول ابن عباس رضى‏ اللَّه  عنهما در فضيلت هديه</a></body></html>انفاق بر درخواست كنندگان  قصه اعرابيى با پيامبر ص
ابن جرير از انس (رض) روايت نموده، كه گفت: پيامبر خدا ص روزى، در حالى كه جامه نجرانى كه اطرافش غليظ و سخت بود بر تن داشت، داخل مسجد شد، اعرابيى به دنبال وى آمده، گوشه ردايش را گرفت، به حدّى كه طرف ردا بر كنار گلوى رسول خدا ص تأثير گذاشت، و گفت: اى محمّد از مال خداوند كه نزدت هست به ما بده. آن گاه رسول خدا ص متوجّه شده و تبسّم نموده گفت: «به او [اعطاى چيزى را] امر كنيد». اين چنين در الكنز (43/4) آمده است. و اين را همچ