 گرديد، و بازار جنت بر پا شده رواج و رونق يافت و هدايت در جهان منتشر گرديد، و مردم گروه گروه، به دين خدا (جل جلاله) داخل شدند، كه كتاب‏هاى تاريخ، وقايع و حوادث آنها را در برگرفته، و خبرهاى شان را ديوان‏هاى اسلام حفظ نموده است، و اين خود هميشه ماده تجديد و تحرك جديد در زندگى مسلمانان بوده است، و به اين لحاظ عنايت دعوتگران اسلام و مُصلحين به اين حكايت‏ها شديد و افزون بوده و از اين سرمايه معنوى در بيدارى همّت‏هاى مسلمين و شعله ور ساختن قلب‏هاى آنان به انگيزه و اصل ايمان و حماسه دينى استفاده نموده و اعانت جسته‏اند.
ولى بر مسلمانان زمانى فرارسيد، كه در آن از اين تاريخ روى گردانيده، و آن را فراموش نمودند، و نويسندگان، مؤلّفان، و اعظان و دعوتگران آنها، با روى گردانيدن از آن به خبرها و تاريخ زاهدان، مشايخ و اولياى متأخّرين روى آوردند، و كتاب‏ها توأم با انجمن‏ها از حكايت‏ها و كرامت‏هاى آن‏ها پر شد، و مردم به آن سخت تشويق و برانگيخته شدند، و اين پديده، به اين صورت مجلس‏هاى وعظ، حلقات درسى و صفحات كتب را به خود مشغول گردانيد.
و از جمله نخستين كسانى كه درين عصر - تا جايى كه ما مي‏دانيم - به اهميّت و فضيلت اخبار و احوال صحابه (رض)در دعوت اسلامي و تربيت دينى، و به ارزش اين ثروت اصلاحى و تربيتى - پوشيده در اوراق - تأثير آن در قلب‏ها پى برد، و خود از اوّلين كسانى بود كه با عطف توجّه و رعايت انصاف به آن روى آورد، مصلح بزرگ و داعى مشهور شيخ محمّد الياس كاندهلوى (رحمه اللَّه) بود، كه در اين بخش به مطالعه، تدريس، حكايت و تذكر آن به ديگران پرداخت. من در وى محبّت و دلباختگى بزرگى در ارتباط با سيرت نبوى و اخبار اصحاب ديدم، كه موصوف آن را با ياران و شاگردانش تكرار مي‏نمود، و از سيرت پيامبر ص و اخبار اصحاب هر شب برايش خوانده مي‏شد، و او آن را با رغبت و اشتياق فراوان مي‏شنيد، و احيا و نشر و تكرار و تذكار آن را دوست داشت. برادر زاده‏اش محدّث بزرگ شيخ محمّد زكريا كاندهلوى، صاحب كتاب (أوجز المسالك الى مؤطأ الامام مالك) كتاب متوسطى را به «اردو» درباره اخبار صحابه (رض)نوشت، و آن را «حكايات الصحابه» نام گذاشت، شيخ با اين كار بسيار خوشحال و مسرور گرديد، و مشغولين به دعوت و مسافرت‏ها را درين جهت به مطالعه و تدريس اين كتاب موظّف گردانيد، و آن كتاب - چنان كه اكنون نيز از اهميّت ويژه‏اى برخوردار مي‏باشد - از جمله مهم‏ترين كتاب‏هاى مقرّر براى دعوتگران و داوطلبان بود، و از جمله كتاب‏هايى بود كه در ميان مجامع دينى از رواج و مقبوليت وسيعى برخوردار گرديد.
شيخ محمّد يوسف، جانشين پدر بزرگوارش شيخ محمّد الياس گرديد، و از پدرش حمل مشكلات دعوت و امانت آن را، و همچنين ذوق، علاقه، توجّه و دلباختگى وى را به سيرت و احوال اصحاب (رض)به ميراث برد. محمّد يوسف همان كسى بود كه اين حكايات و درس‏هاى سيرت و احوال اصحاب (رض)را در زندگى پدرش براى وى مي‏خواند، و پس از در گذشت وى - در ضمن مشغوليت شديد به دعوت - به مطالعه كتاب‏هاى سيرت، تاريخ و طبقات صحابه (رض)پرداخت، و ما - در ميان كسانى كه مي‏شناسيم - از وى وسيع بين‏تر در اخبار اصحاب (رض)، فهم باريكى‏هاى احوال شان، حضور ذهن در حفظ آنها، و بهتر استشهاد آورنده، و بسيار بهتر اقتباس كننده از زندگى و سيرت آنها، و زياد بيان كنندء آنها در خلال صحبت‏ها و بياناتش، ديگر كسى را سراغ نداشته و نمي‏شناسيم، و شايد مصدر قدرت كلامي و تأثير مولانا توأم با راز سحرانگيز بودن بيانش و قرار گرفتن آن در دل‏ها همين حكايت‏هاى تاريخى و قصه‏هاى واقعى باشد، كه گروه‏هاى بزرگى را به ايثار و قربانى، ناچيز شمردن خستگى‏ها و مشكلات، و تحمّل مشقّت‏ها در راه خداوند (جل جلاله) واداشت. دعوت در زمان وى به كشورهاى عربى، آمريكا، اروپا، جاپان و جزيره‏هاى اقيانوس هند رسيده بود، و در چنان شرايطى نياز به كتاب بزرگى بود تا كسانى كه به امور دعوت مشغول اند، ودر سفرها به خاطر دعوت بيرون مي‏شوند، آن را مطالعه نموده و بخوانند، و عقل‏ها و قلب‏هاى شان را از آن تغذيه نموده، و عواطف دينى خود را با آن شعله‏ور سازند. تا انگيزه‏اى براى آنها در الگوپذيرى، بذل جان و هر چيز قيمتى شان در راه دعوت، سير و گردش در جهان، هجرت و نصرت و فضايل اعمال و مكارم اخلاق باشد، و چون اين خبرها را بخوانند نفس‏هاى شان در مقابل آن، چنان كه جويها در مقابل بحرها و مردان بلند قامت در مقابل كوه‏هاى بلند، كوچك و ناچيز مي‏نمايند، كوچك و ناچيز شود. اينجاست كه آنها پس از مطالعه اين حكايت‏ها، به يقين خود اتهام وارد مي‏كنند، و اعمال خود را كوچك و زندگى خود را حقير مي‏شمارند و به اين صورت اراده و همت‏شان بلند شده و عزم‏هاى‏شان به حركت مي‏افتد.
و خداوند تبارك و تعالى خواست تا شيخ محمّد يوسف، فضيلت تأليف اين موضوع بزرگ توأم با فضيلت دعوت را نصيب شود، در ضمن اين كه زندگى سراسر در حال نقل و انتقال و توأم با سفرها، مهمانان، وفود و درس‏ها چيز بسيار دور از زندگى تأليف و نوشتن است، ولى وى با توفيق و كمك الهى، و با بلندى همّت و قوّت اراده عزم راسخش توانست تا به كار تأليف اشتغال ورزد، و دعوت و نويسندگى هر دو را - كه واقعاً همراه نمودن شان كار دشواريست - در كنار هم انجام دهد، و با مدد الهى توانست كه به شرح، شرح معانى الآثار امام طحاوى اقدام كند، و همين بود كه كتاب «امانى الاخبار» را در جلدهاى بزرگى تاليف نمود، و توانست به مدد وقوت الهى كتاب «حياه الصحابه» را در سه جلد ضخيم تاليف، و در آن چيزهايى را كه در كتاب‏هاى سيرت، تاريخ، و طبقات پراكنده بود، جمع كند. وى در ابتدا در اين كتاب از خبرهاى پيامبر بزرگوار اسلام ص شروع، و در قدم دوم حكايت‏ها و قصه‏هاى صحابه كرام (رض)را ذكر مي‏نمايد، و مؤلّف در اين كتاب به جوانبى كه به دعوت و تربيت ارتباط دارد، و براى دعوتگران و مرّبيان به شكل ويژه داراى اهميّت است توجّه مي‏كند، تا اين كتاب تذكره‏اى براى دعوتگران، توشه‏اى براى عاملين، و مدرسه ايمان و يقين براى عامه مسلمين باشد.
اين كتاب اخبار صحابه ن، سيرت، قصص، حكايت‏ها و آنچه را كه وجود آن در يك كتاب واحد كم نظير است جمع نموده، و به خاطر اين كه اين اثر از كتاب‏هاى زيادى مانند كتب حديث، مسانيد، تاريخ و طبقات اقتباس شده است، بناء در صورتى آمده كه آن عصر را تصوير، و زنگى صحابه (رض)را با ويژگيها و اخلاق شان مجسّم كند، و اين همه دقّت، تتبّع و زيادت روايت‏ها، و قصص براى كتاب آن چنان تأثيرى بخشيده، كه آن تأثير و ويژگى در كتاب‏هاى ديگرى كه مبنى بر اجمال، اختصار و هدف اساسى قصه هستند، سراغ نمي‏شود، به همين لحاظ خواننده اين كتاب در محيط ايمان و دعوت، قهرمانى و فضيلت، اخلاق و زهد زندگى مي‏كند.
و چون ثابت گردد كه كتاب تصوير روانى و پاره‏اى از قلب مولّف است، و طبعاً تأثير آن به همان اندازه كه مؤلّف آن را از عقيده و قناعت و تأثر و ت