 (رض) روايت نموده كه ميگويد: نزد رسول خدا ص در حالى آمدم كه بر پارچه‏اى در سايه كعبه تكيه كرده بود، اين در حالى بود كه از مشركين شدّت و سختى ديده بوديم، گفتم: آيا خداوند را دعا نميكنى؟ وى - در حالى كه رويش سرخ شده بود - نشست و گفت: «كسى كه قبل از شما بود، با شانه‏هاى آهنى گوشت و رشته‏اش كه در مافوق استخوان قرار داشت، شانه ميشد، ولى اين عمل او را از دينش منصرف نميكرد!! خداوند اين امر را حتماً تمام ميكند، حتى سوار از صنعاء تا حضرموت راه ميپيمايد،و به جز از خداوند عزوجل از كسى نميهراسد، - بيان افزوده: و ازگرگ بر گوسفندش - ، ولى شما عجله ميكنيد». و اين را ابوداود و نسائى نيز، چنان كه در العينى (558/7) آمده، روايت كرده‏اند، و حاكم (383/3) به معناى اين را روايت نموده.
 ابوذر غفارى (رض) و تحمل سختي ‏ها   (ابوذر و فرستادن برادرش هنگامى كه خبر بعثت رسول خدا ص به او رسيد)
بخارى (554/1) از ابن عبّاس(رضي‏ اللَّه ‏عنهما) روايت نموده، كه گفت: هنگامى كه خبر بعثت رسول خدا ص به ابوذر رسيد، به  برادرش گفت: به سوى اين وادى - (مكّه) - سوار شو، و خبر اين مرد را كه ادّعا ميكند وى نبى است، و از آسمان برايش خبر ميآيد، برايم بياور، از قول وى بشنو و پس از آن نزدم بيا. برادرش حركت نمود، و نزد پيامبر ص آمد و از قولش شنيد، و بعد از آن نزد ابوذر برگشته به او گفت: وى را ديدم، به مكارم اخلاق امر ميكند، و سخنى (ميگويد) كه شعر نيست. ابوذر گفت: آنچه را ميخواستم برايم برآورده نساختى.
 
مراتب حديث  صحيح: 
1 - در مرتبه اول حديث متفق عليه قرار دارد، كه آن را بخارى و مسلم روايت نموده باشند.
2 - در مرتبه دوم حديثى قرار دارد كه آن را بخارى به تنهايى خود روايت كرده باشد.
3 - در مرتبه سوم حديثى قرار دارد كه مسلم به تنهايى خود روايت كرده باشد.
4 - در مرتبه چهارم حديثى كه به شرط بخارى و مسلم روايت شده باشد، ولى آن دو آن را روايت نكرده باشند.
5 - در مرتبه پنجم حديثى كه به شرط بخارى باشد، ولى او آن را روايت نكرده باشد.
6 - در مرتبه ششم حديثى كه به شرط مسلم باشد، ولى او آن را روايت نكرده باشد.
7 - بعد از آن‏ها، حديثى كه نزد غير بخارى و مسلم از ائمه كبار چون ابن خزيمه و ابن حبان صحيح ثابت شده باشد، و به شرط آن دو نباشد.
هدف از شرط شيخين:
هدف از شرط شيخين و يا شرط يكى از آن‏ها اين است كه، حديث از طريق رجال اين دو كتاب - بخارى و مسلم - و يا از طريق رجال يكى از آن‏ها با مراعات كيفيتى كه آن دو در روايت از آنها در نظر داشته‏اند، روايت شود.
هدف از متفق عليه:
هدف از اين قول، اين است كه بخارى و مسلم هر دوى شان بر صحت حديث متفق اند.
2 - حسن: علماء در تعريف حسن اقوال مختلفى، به خاطر قرار داشتن آن در ميان صحيح و ضعيف، ارائه نموده‏اند، ولى ما در اين جا آن را با اتكاء به تعريف ابن حجر چنين تعريف مى‏كنيم:
 حديث حسن: حديثى است كه سند آن به نقل عدلى كه ضبط وى خفيف باشد از مثلش تا آخر سند، بدون شذوذ و علت متصل شده باشد، به اين صورت فرق حديث حسن با حديث صحيح، فقط در خفيف بودن ضبط است و بس، وگرنه شروط موجود در حديث صحيح در اين نوع حديث نيز لازم است.
 امام ترمذى مى‏گويد: هر حديثى كه روايت مى‏شود، و در اسناد آن كسى كه متهم به كذب باشد وجود نداشته باشد، و حديث شاذ نباشد، و از وجه ديگرى هم به مانند آن روايت شود، همان حديث نزد ما حديث حسن است. حكم حديث حسن در حجت گرفتن، چون حكم حديث صحيح است، اگر چه اول در قوت از دومى بالاتر است.
 
شرح و هدف اين اقوال محدثين:
(حديث صحيح الإسناد) يا (حسن الإسناد)
الف:  اين قول محدثين (هذا حديث صحيح الإسناد)، «اين حديث از اسناد صحيح برخوردار است»، از اين قول شان (هذا حديث صحيح)، «اين حديث صحيح است»، فرق مى كند، زيرا حديثى كه از آن به صحيح الإسناد تعبير مى‏شود، از حديثى كه از آن به صحيح تعبير مى‏شود. در مرتبه پايين‏تر قرار دارد.
ب:  و هم چنان اين قول شان كه (هذا حديث حسن الإسناد)، «اين حديث از اسناد حسن برخوردار است» با اين قول شان كه (هذا حديث حسن)، «اين حديث حسن است»، چون فرق مذكور در بخش بالا فرق مى‏كند، و حديثى كه از آن به حسن الإسناد تعبير مى‏شود، نظر به حديثى كه از آن به حديث حسن تعبير مى‏گردد در مرتبه پايين‏تر قرار دارد. به خاطرى كه  گاهى اوقات اسناد صحيح مى‏باشد، ولى متن به خاطر موجوديت  شذوذ و يا علت صحيح نمى‏باشد. به اين صورت وقتى كه محدث مى‏گويد: «اين حديث صحيح است» موجوديت شرطهاى پنجگانه صحت حديث را افاده مى‏كند، ولى وقتى كه مى‏گويد: «اين حديث اسناد صحيح دارد»، فقط موجوديت سه شرط از شروط صحت حديث را افاده مى‏نمايد كه عبارتند از: اتصال اسناد، عدالت راويان و ضبط آن‏ها. ولى نفى شذوذ و علت از حديث، از اين قول ثابت نمى‏گردد. وقتى كه حافظ و معتمد فقط به اين اكتفاء مى‏كند كه «اين حديث صحيح الإسناد است» و علتى براى آن ذكر نمى‏كند، غالباً متنش نيز صحيح مى‏باشد.
هدف اين قول امام ترمذى و غير وى: (حديث حسن صحيح).
در ظاهر، اين عبارت غامض و مشكل به نظر مى‏خورد، چون حسن در درجه پايين‏تر از صحيح قرار دارد، پس چگونه مى‏توان آن دو را به اين صورت با هم جمع نمود؟
علماء در جواب به اين پرسش پاسخ‏هايى گفته‏اند، و در اينجا قول حافظ ابن حجر كه سيوطى نيز آن را پذيرفته به عنوان جواب براى سئوال فوق نقل مى‏ گردد.
1 - اگر حديث دو اسناد يا زيادتر از آن داشته باشد، معناى اين قول ترمذى چنين است: حديث به اعتبار يك اسناد حسن، و به اعتبار اسناد ديگر صحيح است.
2 - ولى اگر يك اسناد داشته باشد، معناى آن چنين است: نزد قومى حسن است، و نزد قوم ديگرى صحيح. گويى كه موصوف به اختلاف علماء درباره حكم اين حديث اشاره مى‏كند، و يا اين كه حكم نزد وى بر يكى از آن دو، ترجيح نيافته است.
3 - صحيح لغيره: اين همان حديث حسن لذاته است، البته وقتى كه همين حديث حسن لذاته از طريق ديگرى به مانند آن و يا قوى‏تر از آن روايت شده باشد. و صحيح لغيره، به خاطرى ناميده شده كه صحت از ذات سند پديد نيامده، بلكه از انضمام روايت ديگرى به آن پديد آمده است. به اين صورت صحيح لغيره كه مركب از حسن لذاته و روايتى مانند آن و يا قويتر از آن است، از حسن لذاته در مرتبه بلندتر، و از صحيح لذاته پايين‏تر مى‏ باشد.
4 - حسن لغيره: اين همان حديث ضعيف است، كه براى خود طريق متعدد ديگرى داشته باشد، ولى سبب ضعف آن فسق و يا كذب راوى نباشد.
از اين تعريف چنين دانسته مى‏شود كه ضعيف به درجه حسن لغيره به دو شرط ارتقا يافته مى‏تواند:
1 - اينكه همان حديث ضعيف، از طريق ديگرى، و يا زياده از يك طرق، به شرطى كه همان طريق ديگر مثل آن و يا قوى‏تر از آن باشد، روايت كرده شود.
2 - اينكه سبب ضعف حديث سوء حفظ راوى آن، يا انقطاعى در سند آن و يا جهالت در رجال آن باشد. به اين صورت حسن لغيره از حسن لذاته درمرتبه پايين‏تر مى‏باشد، ولى مقبول و قابل حجت است.

بخش سوم: خبر مردود  خبر مردود، اقسام و اسباب رد آن:
خبر مردود همان است، كه صدق مخبر آن، بر 