ى كه بر اسلام صبح و بيگاه مى‏ كند، هرچه در دنيا برايش برسد، به وى ضرر نمى‏رساند.
ابونعيم در الحليه (134/1) از عبدالرحمن بن عجيره و او از پدرش و او از عبداللَّه بن مسعود (رض) روايت نموده، كه وى وقتى مى‏نشست مى‏گفت: شما در گذشت شب و روز قرار داريد، در اجل هايى كه كم مى‏شوند و اعمالى  كه محفوظ باقى مى‏مانند، و مرگ ناگهانى مى‏آيد، و كسى كه خير كشت مى‏كند، نزديك است كه چيزى مرغوب و پسنديده درو نمايد و كسى كه شر كشت مى‏كند، نزديك است كه ندامت و پشيمانى درو كند، و براى هر كشت كننده، مثل همانچه است كه كشت نموده است، آدم سست از حصه و نصيب خود محروم نمى‏شود،  و حريص آنچه را برايش مقدر نشده به دست آورده نمى‏تواند، براى كسى كه خيرى داده شده، خداوند تعالى برايش داده است، و كسى كه از شرى نگه داشته شده، خداوند تعالى نگاهش داشته است. پرهيزگاران سرداران اند، فقيهان رهبران اند و مجالس شان زيادت است. و امام احمد اين را از عبدالرحمن بن حجيره و او از پدرش و او از ابن مسعود (رض) روايت نموده، كه وى وقتى مى‏نشست مى‏گفت: شما... و مثل آن را، چنانكه در صفه الصفوه (161/1) آمده، متذكر گرديده است.
و ابونعيم در الحليه (134/1) از ابن مسعود (رض) روايت نموده، كه گفت: هر يك از شما مهمان است، و مالش عاريت است، مهمان رونده است، و عاريت براى اهلش دوباره برگردانده شدنى است.
و ابونعيم در الحليه (134/1) از عبدالرحمن بن عبداللَّه بن مسعود از پدرش روايت نموده،  كه گفت:
 مردى نزد وى آمد و گفت: اى ابوعبدالرحمن، كلمه‏هاى جامع و نافع برايم بياموزان، گفت: خداوند را عبادت كن و به وى چيزى را شريك نياور، و با قرآن هر جا كه رفت برو، كسى كه برايت حق را آورد از وى قبول كن، اگرچه دور و مبغوض باشد، و كسى كه برايت باطل را آورد، آن را بر وى رد نما، اگرچه دوست و نزديك باشد.
 و ابونعيم (134/1) از ابن مسعود (رض) روايت نموده، كه گفت: حق ثقيل است و گوارا، و باطل سبك است و مصيبت آور، و چه بسا شهوتى كه حزن و اندوه درازى را به  ميراث مى‏گذارد.
و ابونعيم (134/1) از ابن مسعود (رض) روايت نموده، كه گفت: قلب‏ها اشتياق و روى آوردن دارند، و هم چنان سستى و روى گردانيدن دارند، آن‏ها را در دقت اشتياق و رو آوردن شان غنيمت بشمريد، و در وقت سستى و رو گردانيدن شان بگذاريد.
و ابونعيم (135/1) از منذر روايت نموده، كه گفت: عده‏اى از سرداران نزد عبداللَّه بن مسعود (رض) آمدند، مردم از كلفتى گردن‏هاى شان و صحت مندى شان تعجب نمودند، مى‏گويد: عبداللَّه گفت: شما كافر را داراى صحتمندترين و سالم‏ترين جسم و مريض‏ترين قلب در ميان مردم مى‏بينيد، و با مؤمن در حالى روبرو مى‏شويد، كه از صحتمندترين و سالم‏ترين قلب و مريض‏ترين جسم برخوردار مى‏باشد، به خدا سوگند، اگر قلب‏هاى تان مريض گردد، و جسم‏هاى تان صحت‏مند گردد، نزد خداوند ذليل‏تر و خوارتر از قونغوزك مى‏باشيد. و ابونعيم در الحليه (136/1) از ابن مسعود (رض) روايت نموده، كه گفت: براى مؤمن به غير از لقاى خداوند راحتى نيست، و كسى كه راحتش در لقاى خداوند باشد، انگار كه با وى ملاقى شده باشد.
و ابونعيم در الحليه (136/1) از ابن مسعود (رض) روايت نموده، كه گفت: هيچ يك از شما كسى را به جبر داخل دينش نگرداند، اگر ايمان آورد خوب و اگر كافر شد، كافر باشد، و اگر لابد اقتدا مى‏كنيد، به مرده اقتدا نماييد، چون زنده از فتنه در امان نيست.
و نزد وى همچنان از او روايت است  كه گفت: هيچ يك از شما «إمعه» نباشد، پرسيدند: «امعه» چيست اى ابوعبدالرحمن؟ گفت: كسى است كه مى‏گويد: من با مردم هستم، اگر هدايت شدند،هدايت مى‏شوم، و اگر گمراه شدند گمراه مى‏شوم، آگاه باشيد، بايد هر يكى از شما نفس خود را استوار سازد، كه اگر مردم كافر شدند، كافر نشود.
و ابونعيم در الحليه (137/1) از ابن مسعود (رض) روايت نموده، كه گفت: سه چيز است كه بالاى آن‏ها سوگند ياد مى‏كنم، و چهارم را هم اگر بالايش سوگند ياد كنم، قسمم راست مى‏شود: خداوند عزوجل، كسى را كه در اسلام سهم دارد، چون كسى نمى‏گرداند كه در اسلام سهم ندارد، و خداوند با بنده‏اى كه در دنيا دوستى كند، او را در آخرت به غيرش نمى‏سپارد، و مردى كه قومى را دوست داشته باشد، با آنان مى‏آيد، و چهارم كه اگر بر آن سوگند بخورم، سوگندم راست مى‏شود اين است: خداوند بر بنده‏اى كه در دنيا چيزى را بپوشاند و مستور نگه دارد، در آخرت هم آن را بر وى پوشيده نگه مى‏ دارد.
و ابونعيم در الحليه (138/1) از عبداللَّه (رض) روايت نموده، كه گفت: كسى كه دنيا را بخواهد در قبال آخرت متضرر مى‏شود، و كسى كه آخرت را بخواهد در قبال دنيا متضرر مى‏شود، اى قوم: ضرر فانى را به خاطر حصول باقى متقبل شويد.
و ابونعيم در الحليه  (138/1) از ابن مسعود (رض) روايت نموده، كه گفت: راست‏ترين سخن‏ها كتاب خداوند عزوجل است، محكم‏ترين دستگيرها كلمه تقوا است، بهترين ملت‏ها ملت ابراهيم است، نيكوترين سنت‏ها، سنت محمد ص است، بهترين روش‏ها، روش انبياست، خوب‏ترين سخن‏ها ذكر خداست، بهترين قصه‏ها قرآن است، خوب‏ترين كارها فرجام آن هاست، بدترين كارها، نوپيداهاى آن است، آنچه كم باشد و كفايت كند، از آنچه زياد باشد و به بيهودگى كشاند بهتر است، يك نفس را كه نجات بدهى، از امارتى كه شمارش كرده نتوانى بهتر است، بدترين سرزنش‏ها وقتى است كه مرگ فرا مى‏رسد، بدترين پشيمانى‏ها، پشيمانى قيامت است، بدترين گمراهى‏ها، گمراهى بعد از هدايت است، بهترين توانگرى و غناها، غناى نفس است، بهترين توشه‏ها تقواست، بهترين چيزى كه در قلب است، شراب جمع كننده همه گناهان است، زنان دام شيطان اند، جوانى بخشى از ديوانگى است، نوحه كشيدن از عمل جاهليت است، بعضى مردم به جمعه نمى‏آيند مگر در آخرش و خداوند را جز اندك و كم ياد نمى‏كنند، بزرگترين گناهان دروغ است، دشنام دادن و ناسزا گويى مؤمن فسق است و جنگيدن با وى كفر است، حرمت مال وى چون حرمت خونش است، كسى كه عفو كند، خداوند برايش عفو مى‏كند، كسى كه خشم را فرو در كشد، خداوند برايش پاداش مى‏دهد، كسى كه بخشش كند، خداوند برايش مى‏بخشد، كسى كه بر مصيبت صبر و شكيبايى پيشه كند، خداوند برايش عوض مى‏دهد، بدترين كسب‏ها، كسب رباست، بدترين خوردنى‏ها، مال يتيم است، نيك بخت كسى است، كه از غير خود پند بگيرد، بدبخت كسى است كه در شكم مادرش بدبخت شود، براى هر يكى از شما همينقدر كفايت مى‏كند كه نفسش به آن قناعت نمايد، انسان به سوى چهار گز بر مى‏گردد و امر مربوط به آخرت است، ملاك عمل آخرين‏ها و فرجام آن است، بدترين روايت كننده‏ها، روايت كننده‏هاى دروغ است، با عزت‏ترين مرگ‏ها، كشته شدن شهيدان است، كسى كه مصيبت را بشناسد، بر آن صبر مى‏كند، كسى كه آن را نداند، بدش مى‏برد، كسى كه كبر نمايد، خداوند ذليلش مى‏سازد، كسى كه به دنيا روى آورد، دنيا از وى روى مى‏گرداند، كسى كه از شيطان اطاعت نمايد، خداوند را نافرمانى مى‏كند و كسى كه از خدا نافرمانى نماي