ى (رض) روايت نموده ‏اند كه گفت: پيامبر ص وقتى اراده سفرى را مي‏نمود مي‏گفت: (اللهم بك اصول، و بك اجول، و بك اسير)، ترجمه: «بار خدايا به يارى تو حمله مي‏كنم، و به يارى توجولان مي‏كنم، و به يارى تو سير مي‏كنم». هيثمى (130/10) مي‏گويد : رجال آن دو ثقه‏ اند.
 
حديث ابن عمر و براء درباره دعاى پيامبر ص در سفر
مسلم، ابوداود و ترمذى از ابن عمر (رض) روايت نموده ‏اند كه: پيامبر ص وقتى به قصد سفر بر شترش سوار مي‏شد، سه بار حمد، تسبيح و تكبير خداوند را مي‏گفت و بعد از آن مي‏فرمود: 
(سبحان الذى سخرلنا هذا و ما كنا له مقرنين، و انا الى ربنا لمنقلبون،  اللهم انا نسالك فى سفرنا هذا البر والتقوى و من العمل ما ترضى، اللهم هون علينا سفرنا هذا و اطوعنا بعد الارض. اللهم انت الصاحب فى السفر والخليفة فى الاهل. اللهم انى اعوذبك من و عثاء السفر، و كآبة المنظر، و سوء المنقلب فى الاهل و المال).
ترجمه: «پاك و منزه است، خدايى كه اين را براى ما مسخر ساخت، وگرنه ما توانايى ضبط و نگهدارى آن را نداشتيم، و ما به سوى پروردگارمان باز  ميگرديم، خداوندا، ما در اين سفرمان از تو نيكى، تقوا و عملى را كه از آن راضى مي‏شوى طلب مي‏كنيم، بار خدايا، اين سفر ما را براى ما آسان گردان، و بعد ز مين را كوتاه ساز. بار خدايا، تو رفيق در سفر و جانشين در خانواده هستى، خداوندا من از مشقت‏هاى سفر و منظر بد، و از ديدن بدى در خانواده و مال در وقت برگشتم به تو پناه مي‏برم».
و وقتى بر مي‏گشت اين را مي‏گفت، و بر آن مي‏افزايد: (آيبون تائبون عابدون لربنا ساجدون) ،ترجمه: «ما برگردندگان، توبه كنندگان، عبادت كنندگان و براى پروردگارمان سجده كنندگان هستيم». اين چنين در جمع الفوائد (261/2) آمده است. و نزد ابويعلى از براء (رض) روايت است كه گفت: رسول خدا ص وقتى براى سفرى بيرون مي‏شد مي‏گفت: 
(اللهم بلاغا يبلغ خيرا، مغفرةً منك و رضوانا، بيدك الخير انك على كل شى‏ء قدير. اللهم انت الصاحب فى السفر و الخليفة فى الاهل، اللهم هون علينا السفر و اطولنا الارض. اللهم اعوذبك من و عثاء السفر و كآبة المنقلب).
ترجمه: «خداوندا، من رسيدنى مي‏خواهم كه توأم با خير باشد، و از تو مغفرت و رضامندى طلب دارم، خير در دست توست و تو بر هر چيز قادر و توانايى، بار خدايا، تو رفيق در سفر و جانشين در خانواده هستى، بار خدايا، سفر ما را براى ما آسان گردان و ز مين را براى ما نزديك و كوتاه ساز. خداوندا، من به تو از مشقت‏هاى سفر و بدى و رنج بازگشت پناه مي‏برم». هيثمى (130/10) مي‏گويد: رجال آن رجال صحيح اند، غير فطربن خليفه، كه ثقه مي‏باشد.
 
دعاى پيامبر ص هنگام سحر در سفر و هنگام ديدن قريه‏اى كه مي‏خواست به آن داخل شود
مسلم و ابوداود از ابوهريره (رض) روايت نموده ‏اند كه: پيامبر ص وقتى در سفرى مي‏بود و سحر مي‏نمود مي‏گفت: (سمع سامع بحمداللَّه و حسن بلائه علينا، ربنا صاحبنا و افضل علينا، عائذا بالله من النار). ترجمه: «شنونده‏اى ستايش خداوند را و خوبى نعمتش را بر ما شنيد، پروردگار ما، رفيق و همراه مان باش و بر ما فضل فرما، به خداوند از آتش پناه مي‏جوييم». اين چنين در جمع الفوائد (262/2) آمده است.
و طبرانى در الأوسط از ابن عمر (رض) روايت نموده، كه گفت: همراه رسول خدا سفر مي‏نموديم، وقتى قريه‏اى را مي‏ديد كه مي‏خواست به آن داخل شود مي‏گفت: (اللهم بارك لنا فيها - ثلاث مرات - اللهم ارزقنا حياها، و حببنا الى اهلها، و حبب صالحى اهلها الينا). ترجمه: «خداوندا، براى ما در آن بركت نصيب فرما - سه بار - بار خدايا از قوام زندگى آن براى ما رزق بده و ما را براى اهل آن محبوب گردان و صالحين اهل آن را براى ما دوست و محبوب بگردان». هيثمى (134/10) مي‏گويد: اسناد آن جيد است.
و طبرانى از صهيب (رض) روايت نموده، كه: رسول خدا ص هر قريه‏اى را كه مي‏ديد و مي‏خواست به آن داخل شود مي‏گفت: (اللهم رب السماوات السبع و ما اظللن، و رب الرياح و ما ذررن ، انا نسال خير هذه القرية، و نعوذ بك من شرها و شر اهلها و شر ما فيها). ترجمه: «بار خدايا، پروردگار آسمان‏هاى هفتگانه و آنچه را آنها سايه نموده ‏اند، و پروردگار بادها و آنچه را به هوا بلند نموده ‏اند، ما خير اين قريه را مي‏طلبيم، و به تو از شر آن وشر اهل آن و شر انچه در آن است پناه مي‏بريم». هيثمى (135/10) مي‏گويد: رجال آن رجال صحيح اند غير عطاء بن مروان و پدرش كه هر دو ثقه‏ اند. و دعاهاى پيامبر ص در سفر، در بخش توجه و اهتمام به دعاها در جهاد فى سبيل‏ اللَّه  گذشت.
 
دعاهاى پيامبر ص هنگام وداع و خداحافظى  
قول پيامبر ص در وداع: استودع‏ اللَّه  دينك
ابوداود (232/3) از قزعه روايت نموده، كه گفت: ابن عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) گفت: بيا با تو چنان خداحافظى نمايم كه رسول خدا ص با من خداحافظى نمود، (استودع‏ اللَّه  دينك و امانتك و خواتيم عملك). ترجمه: «دينت را، امانتت را، و خاتمه عملت را به خداوند مي‏سپارم». ترمذى (182/2) اين را از سالم روايت نموده كه: ابن عمر براى مردى كه مي‏خواست سفر نمايد مي‏گفت: به من نزديك شو، كه با تو چنان خداحافظى كنم، كه رسول خدا ص با ما خداحافظى مي‏نمود و مي‏گفت استودع‏ اللَّه ... و مثل آن را ذكر نموده. ترمذى مي‏گويد: اين حديث حسن و صحيح و غريب است.
 
قول پيامبر ص به مردى كه خبرش داد وى سفر مي ‏كند
ترمذى (0182/2) از انس (رض) روايت نموده، كه گفت: مردى نزد رسول خدا ص آمد و گفت: اى رسول خدا، من سفرى در پيش دارم، به من توشه بده، گفت: «خداوند به تو توشه تقوى عطا فرمايد»، گفت: برايم اضافه نما، فرمود: «و گناهت را ببخشد»، گفت: برايم بيفزاى، پدر و مادرم فدايت، گفت: «و خير را هر جايى كه باشى برايت آسان گرداند». ترمذى مي‏گويد: اين حديث حسن و غريب است.
 
قول پيامبر ص هنگام وداع قتاده رهاوى و مرد ديگرى
طبرانى و بزار از هشام بن قتاده ورهاوى از پدرش قتاده (رض) روايت نموده ‏اند كه گفت: هنگامى كه ص مرا والى قومم گردانيد، دستش را گرفتم و با او وداع كردم، پيامبر خدا ص به من گفت: «خداوند تقوى را توشه ات بگرداند. گناهت را ببخشد و هر جايى كه روى آورى به سوى خير رهنمونت سازد». هيثمى (131/10) مي‏گويد: رجال آن دو ثقه‏ اند. و ترمذى (182/2) از ابوهريره (رض) روايت نموده كه مردى گفت: اى رسول خدا، مي‏خواهم سفر كنم، به من توصيه نما، فرمود: «تقوى و ترس خدا را در پيش گير و بر هر بلندى‏ اللَّه  اكبر بگو»، هنگامى كه آن مرد روى گردانيد، گفت: (اللهم اطوله العبد، و هون عليه السفر)، ترجمه: «بار خدايا، دورى را برايش نزديك ساز، و سفر را برايش آسان گردان». ترمذى مي‏گويد: اين حديث حسن است.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2487.txt">دعاهاى پيامبر ص در وقت خوردن، نوشيدن و پوشيدن لباس</a><a class="text" href="w:text:2488.txt">دعاى پيامبر ص در وقت ديدن مهتاب</a><a class="text" href="w:text:2489.txt">دعاى پيامبر ص هنگام رعد، ابر و باد</a><a class="text" href="w:text:2490.txt">دعاهاى پيامبر ص بدون در نظر داشت وقت معينى</a><a class="text" href="w:text:2491.txt">دعاهاى جامع  پيامبر 