: «معبود بر حقى جز خداى لا شريك وجود ندارد، پادشاهى از آن اوست، ستايش هم از آن اوست، ذاتى كه زنده مي ‏كند و مي‏ ميراند و بر همه چيز قادر است، بار خدايا، هيچ باز دارنده‏اى براى آنچه داده‏اى نيست، و دهنده‏اى براى آنچه بازداشته‏اى نيست، هيچ رد كننده‏اى براى آنچه فيصله نموده‏اى وجود ندارد، و در گرفت تو هيچ عزتمندى را عزتش نفع نمى‏رساند». هيثمى (103/10) مي‏گويد: اسناد آن حسن است. بزار اين را از ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) نيز به مثل آن روايت نموده، مگر اينكه در روايت وى آمده: وقتى كه از نمازش منصرف مي‏شد، و افزود: (بيده الخير) «به دستش خير است»، و (يحيى و ي ميت) را ذكر ننموده، و نه اين قولش را: (ولاراد لما قضيت). هيثمى مي‏گويد: اين را بزار و طبرانى به مثل آن روايت نموده ‏اند، مگر اين كه طبرانى افزوده: (يحيى و ي ميت) و نگفته: (بيده الخير)، و اسناد هر دوى شان حسن است. اين را طبرانى از مغيره (رض) به مثل حديث جابر (رض) روايت نموده، مگر اينكه در روايت وى آمده: «در عقب هر نماز» و افزوده: (وهو حى لا يموت بيده الخير)، ترجمه: «و او ذاتى است زنده و نمى‏ ميرد و خير به دستش است»، و از اين قولش به بعد را ذكر نكرده: (اللهم لا مانع) تا آخرش. هيثمى (103/10) مي‏گويد: رجال آن رجال صحيح اند، و اين حديث در صحيح به اختصار آمده است.
 
اذكار صبح و شام
ابوداود و نسائى از عبدالح ميد مولاى بنى هاشم روايت نموده ‏اند كه مادرش - وى خدمت يكى از دختران رسول خدا ص را مي‏نموده - براى وى حديث بيان نمود، كه دختر پيامبر ص برايش حديث بيان داشت، كه پيامبر ص وى را تعليم مي‏داد و مي‏گفت: «وقتى صبح نمودى بگو: سبحان‏ اللَّه  و بحمده، و لا قوة الا بالله، ماشاءاللَّه كان و مالم يشألم يكن، اعلم آن‏ اللَّه  على كل شى‏ء قدير، و آن‏ اللَّه  قداحاط بكل شى‏ء علما، «خداوند پاك و منزه است و من او رامى ستايم، و قوت و توانايى جز به توفيق و مدد خداوجود ندارد، آنچه را خدا بخواهد مي‏باشد، و آنچه را نخواهد نمى‏باشد، من مي‏دانم كه خداوند به همه چيز قادر است، و خداوند همه چيز را به علم خود مي‏داند»، كسى كه اين‏ها را وقتى صبح مي‏نمايد بگويد، تا شامگاه حفاظت مي‏شود، و كسى كه اين‏ها را وقتى شب مي ‏كند بگويد، تا صبح نمودنش حفاظت مي‏شود» منذرى درمختصر السنن مي‏گويد: در اسنادش يك زن مجهول است. اين را هم چنان ابن السنى، چنانكه در تحفةالذاكرين (ص66) آمده، روايت نموده است.
و ابوداود از ابودرداء (رض) روايت نموده، كه گفت: كسى كه وقتى صبح و شام مي‏نمايد هفت بار بگويد: (حسبى‏ اللَّه  لا اله الا هو عليه توكلت و هو رب العرش العظيم)، ترجمه: «خداوند برايم كافى است، معبود جز او وجود ندارد، بر وى توكل نمودم، و او پروردگار عرش بزرگ است»، خداوند كفايت تكليف و رنجش را مي ‏كند، خواه آن را از صدق دل گفته باشد يا به دروغ.
 
ذكر در بازارها و مواقع غفلت
طبرانى از عصمه (رض) روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص فرمود : «بهترين عمل نزد خداوند عزوجل (سبحة الحديث) است، و بدترين عمل نزد خداوند عزوجل تحريف است»، گفتيم: اى رسول خدا )سبحة الحديث(چيست؟ گفت: «مردم در حال صحبت مي‏باشند ومردى تسبيح مي‏گويد»، گفتيم: تحريف چيست؟ گفت: «قوم در حالت خوب قرار دارند، همسايه يا رفيق از ايشان مي‏پرسد، مي‏گويند: در حال بدى قرار داريم». اين چنين در الترغيب (193/3) آمده است. هيثمى (81/10) مي‏گويد: در اين فضل بن مختار آمده، و ضعيف مي‏باشد.
و ابونعيم در الحليه  (236/1) از ابو ادريس خولانى روايت نموده، كه گفت: معاذ (رض) گفت: تو با قومى مجالست مي‏نمايى كه در هر صورت داخل صحبت مي‏شوند، و وقتى ايشان را ديدى غافل شده‏اند، در آن هنگام به سوى پروردگارت عزوجل روى بياور،  وليد مي‏گويد: اين را براى عبدالرحمن بن يزيد بن جابر ذكر نمود وى گفت: آرى، ابوطلحه حكيم بن دينار برايم حديث بيان داشت كه آنان مي‏گفتند: نشانه دعاى مستجاب اين است، كه وقتى مردم را ديدى غافل شده‏اند، در آن هنگام به سوى پروردگارت تبارك و تعالى روى بياور و رغبت نما.
و ابن ابى الدنيا و غير وى از ابوقلابه روايت نموده ‏اند كه گفت: دو مرد در بازار با هم روبرو شدند، يكى از آنان به ديگرى گفت: بيا هنگام غفلت مردم از خداوند مغفرت و آمرزش بخواهيم، و او چنين نمود، بعد يكى از آن درگذشت، دومى او را در خواب ديد، و به او گفت: دانستى كه خداوند براى ما در همان بيگاهى كه در بازار روبرو شديم بخشيد؟. اين چنين در الترغيب (191/3) آمده است.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2375.txt">اذكار در سفر  </a><a class="text" href="w:text:2376.txt">گفته پيامبر ص براى ابن عباس هنگامى كه وى را در عقب خود سوار نمود</a><a class="text" href="w:text:2377.txt">پيامبر ص و تعليم ذكرى به مردى كه او را در عقب خود سوار نموده بود كه در وقت به روى افتادن سواريش بگويد</a><a class="text" href="w:text:2378.txt">قول پيامبر ص وقتى كه به بلندى بالا مي‏رفت و قول اصحاب وقتى به منزلى پايين مي‏آمدند</a><a class="text" href="w:text:2379.txt">آنچه ابن مسعود در وقت بيرون شدن از خانه‏اش مي‏گفت</a><a class="text" href="w:text:2380.txt">درود بر پيامبر ص  قول ابى بن كعب به پيامبر ص : همه درودم را بر خودت بگردان</a><a class="text" href="w:text:2381.txt">قصه پيامبر ص با ابن عوف و قولش درباره فضيلت درود بر وى</a><a class="text" href="w:text:2382.txt">قول پيامبر ص: بخيل‏ترين مردم كسى است كه نزدش ياد شوم و بر من درود نفرستد</a><a class="text" href="w:text:2383.txt">پيامبر ص و تعليم دادن اصحابش كه چگونه بر وى درود بفرستند</a><a class="text" href="w:text:2384.txt">ابن مسعود و آموزش چگونگى درود بر پيامبر ص</a></body></html>اذكار در سفر  
دستور پيامبر ص براى آنانى كه بر شترهاى صدقه براى اداى حج سوارشان نمود، كه وقتى شترها را سوار شدند خداوند را ياد نمايند
احمد و طبرانى از ابولاس خزاعى (رض) روايت نموده ‏اند كه گفت: رسول خدا ص ما را بر شترهاى صدقه جهت اداى حج سوار نمود، گفتيم: اى رسول خدا ما بر آن نيستيم كه ما را بر اينها سوار كنى، گفت: «در كوهان هر شتر شيطان است وقتى آنان را سوار شديد، نام خداوند عزوجل را چنانكه خدا امرتان نموده ياد كنيد، بعد آنان را در خدمت خويش قرار دهيد، چون آن‏ها به اجازه خداوند عزوجل حمل مي ‏كنند». هيثمى (131/10) مي‏گويد: اين را احمد و طبرانى به چند اسناد روايت نموده ‏اند، و رجال يكى از آن‏ها رجال صحيح اند، غير محمدبن اسحاق، ولى وى در يكى از آن‏ها به سماع تصريح نموده است. و در الاصابه  (168/4) در زندگى نامه ابولاس ذكر نموده: از پيامبر ص در سوار نمودن بر شتران صدقه در حج روايت نموده، و بخارى حديث وى را در صحيح به شكل معلق ذكر نموده، و بغوى و غير وى از ابوسهل خزاعى (رض) روايت نموده ‏اند كه گفت: رسول خدا ص ما را بر شتران صدقه سوار نمود... الحديث.
 
گفته پيامبر ص براى ابن عباس هنگامى كه وى را در عقب خود سوار نمود
احمد از ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده  كه: رسول خدا ص وى را در عقب خود بر سواريش سوار نمود، هنگامى كه بر آن برابر گرديد رسول خدا ص 