. و ابن المبارك در الزهد از عثمان (رض) روايت نموده كه گفت: اگر قلب‏هاى ما پاك شود، از ذكر خدا خسته نمى‏شود. اين چنين در الكنز (218/1) آمده است. و بيهقى از ابن مسعود (رض) روايت نموده، كه گفت: ذكر خداوند عزوجل را زياد نماييد، و بر تو باكى نيست، كه كسى را همراهى نكنى جز آن را كه تو را بر ذكر خداوند اعانت نمايد. اين چنين در الكنز (208/1) آمده است.
 
ترغيب سلمان و ابودرداء (رضى‏ اللَّه  عنهما) به ذكر
ابونعيم در الحليه  (204/1) از سلمان (رض) روايت نموده است، كه گفت: اگر مردى شب را در بخشش كنيزان سفيد سپرى نمايد، و فرد ديگر شب در تلاوت كتاب خداوند عزوجل و ذكر خداوند تعالى سپرى نمايد، [شبى دومى از شب اولى در اجر بهتر است]، - سليمان مي‏گويد: انگار وى بر اين باور است، كه كسى ذكر مي‏نمايد بهتر است -. و احمد از حبيب بن عبيد روايت نموده، كه مردى نزد ابودرداء (رضى الله عنه) آمد و به او گفت: به من وصيت نما، به او گفت: خداوند عزوجل را در خوشى ياد كن در سختى يادت مي ‏كند، و وقتى بر چيزى از دنيا دست يافتى بنگر كه فرجامش به كدام سوست. اين چنين در صفه الصفوه (258/1) آمده است. و ابونعيم در الحليه  (219/1) از ابودرداء روايت نموده، كه گفت: آيا شما را از بهترين اعمال تان، محبوب‏ترين آن نزد پادشاه تان و پر نموترين آن در درجه‏هاى تان خبر ندهم؟ از اين كه با دشمن تان غزا كنيد و گردن‏هاى شما را بزنند و گردن‏هاى شان را بزنيد بهتر است، از دادن درهم‏ها و دينارها هم بهتر است، گفتند: اى ابودرداء آن چيست؟ گفت: ذكر خداوند، و ذكر خداوند بزرگتر است. و ابونعيم در الحليه  (219/1) از ابودرداء روايت نموده، كه گفت: كسانى كه زبان‏هاى شان به ذكر خداوند عزوجل تر و تازه است، هر يكى شان در حالى وارد جنت مي‏شود كه مي‏خندد.
 
ترغيب معاذ و ابن عمرو (رضى‏ اللَّه  عنهم) به ذكر
ابونعيم در الحليه  (235/1) از معاذبن جبل (رض) روايت نموده، كه گفت: ابن آدم، عملى انجام نداده است، كه برايش از ذكر خدا بيشتر نجات دهنده‏تر از عذاب خدا باشد، گفتند: اى ابوعبدالرحمن، و نه جهاد فى سبيل‏ اللَّه ؟ گفت: نخير، مگر در صورتى كه با شمشيرش آنقدر بزند، كه قطع شود، چون خداوند تعالى در كتابش مي‏گويد:
[و لذكراللَّه اكبر].(العنكبوت:45)
ترجمه: «و ذكر خداوند بزرگتر است».
و ابن ابى شيبه از عبداللَّه بن عمرو (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده، كه گفت: ذكر خداوند در بامداد و شامگاه از شكستن شمشيرها در راه خدا و دادن مال به كثرت بهتر و افضل است. اين چنين در الكنز (207/1) آمده است.
 
رغبت و علاقمندى پيامبر ص به ذكر  
پيامبر ص و بهتر دانستن ذكر خداوند بر آزادسازى بردگان
ابويعلى از انس (رض) روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص فرمود: «اينكه با قومى بنشينم كه خداوند را پس از نماز فجر تا طلوع آفتاب ذكر مي ‏كنند، برايم محبوب‏تر از آن است كه چهارتن از فرزندان اسماعيل را آزاد سازم، كه خون بها [و ارزش] هر مرد از آنان دوازده هزار باشد، و اين كه با قومى بنشينم كه خداوند را پس از نماز عصر تا غروب آفتاب ذكر مي‏نمايند، برايم محبوب‏تر از آن است كه چهارتن از فرزندان اسماعيل را آزاد سازم، كه ديه هر مرد از آنان دوازده هزار باشد». هيثمى (105/10) مي‏گويد: در اين ابوعائذ محتسب آمده، ابن حبان وى را ثقه دانسته و غير وى ضعيفش دانسته ‏اند. و نزد احمد و ابويعلى از انس به شكل مرفوع روايت است: «كسى كه عصر را بخواند و بعد از آن بنشيند و تا غروب ذكر بگويد، از كسى كه هشت تن از پسران اسماعيل را آزاد نمايد بهتر است». و در روايتى نزد ابويعلى آمده: «اين كه با قومى بنشينم كه خداوند را از بامداد تا طلوع آفتاب ذكر مي ‏كنند، برايم از آنچه آفتاب بر آن طلوع نموده محبوب‏تر است». هيثمى (105/10) مي‏گويد: در روايت ابويعلى يزيد رقاشى آمده، كه جمهور وى را ضعيف دانسته ‏اند، و از طرف بعضى ثقه دانسته شده، و در روايت احمد يزيد رقاشى را ياد ننموده است.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2308.txt">پيامبر ص و بهتر دانستن ذكر از فرستادن  مجاهدين بر اسبان نيكو و از آزادسازى غلامان</a><a class="text" href="w:text:2309.txt">پيامبر ص و بهتر دانستن تسبيح، تحميد، تهليل و تكبير از آنچه در دنياست</a><a class="text" href="w:text:2310.txt">رغبت و علاقمندى ابن مسعود (رض) به ذكر</a><a class="text" href="w:text:2311.txt">رغبت و علاقمندى ابودرداء و معاذ (رضى‏ اللَّه  عنهما) به ذكر</a><a class="text" href="w:text:2312.txt">رغبت و علاقمندى انس، ابوموسى و ابن عمر (رضى‏ اللَّه  عنهم) به ذكر</a><a class="text" href="w:text:2313.txt">مجالس ذكر خداوند تبارك و تعالى  فضيلت اهل مجالس ذكر در روز قيامت</a><a class="text" href="w:text:2314.txt">قصه لشكرى كه رسول خدا ص فرستاده بود و ترجيح دادن اهل ذكر بر آنان</a><a class="text" href="w:text:2315.txt">نشستن پيامبر ص با اهل ذكر بعد از نزول: و اصبر نفسك</a><a class="text" href="w:text:2316.txt">نشستن پيامبر ص در مجلسى كه  ابن رواحه هم حضور داشت و قول وى برایشان</a><a class="text" href="w:text:2317.txt">نشستن پيامبر ص با جماعتى كه سلمان در ميان شان بود و قولش براى آنان</a></body></html>پيامبر ص و بهتر دانستن ذكر از فرستادن  مجاهدين بر اسبان نيكو و از آزادسازى غلامان
طبرانى در الكبير و الأوسط به اسنادهاى ضعيف از سهل بن سعد ساعدى (رضى اللَّه عنه) روايت نموده كه: رسول خدا ص فرمود: «اينكه در نماز صبح حاضر باشم، و بعد از آن بنشينم و خداوند عزوجل را تا طلوع آفتاب ياد نمايم، برايم خوب‏تر از آن است كه مجاهدين را بر اسب‏هاى نيكو سوار نموده تا طلوع آفتاب در راه خدا بفرستم». اين چنين در مجمع الزوائد (105/10) آمده است. و بزار از عباس بن عبدالمطلب (رض) روايت نموده، كه رسول خدا ص گفت: «اينكه از نماز بامداد تا طلوع افتاب بنشينم، برايم محبوب‏تر از آن است كه چهارتن از فرزندان اسماعيل را آزاد سازم». هيثمى (106/10) مي‏گويد: اين را بزار و طبرانى روايت نموده ‏اند، مگر اين كه طبرانى گفته: «اينكه نماز بامداد را بخوانم و خداوند تعالى را ذكر نمايم تا آفتاب طلوع كند، برايم از حمله سوار بر اسب در راه خدا تا طلوع آفتاب محبوب‏تر است». در اسناد آن‏ها محمدبن ابى ح ميد آمده، و ضعيف مي‏باشد.
 
پيامبر ص و بهتر دانستن تسبيح، تحميد، تهليل و تكبير از آنچه در دنياست
مسلم و ترمذى از ابوهريره (رض) روايت نموده ‏اند كه گفت: رسول خدا ص فرمود: «اينكه بگويم: سبحان‏ اللَّه ، والحمدلله، و لا اله الااللَّه، واللَّه اكبر برايم از آنچه آفتاب بر آن طلوع نموده، محبوب‏تر است». اين چنين در الترغيب (84/3) آمده است. و احمد از ابوامامه (رض) روايت نموده كه، رسول خدا ص گفت: «اينكه بنشينم و تا طلوع آفتاب خداوند را ذكر نمايم، به بزرگى يادش كنم، تسبيحش بگويم و تهليلش بگويم، برايم از اين كه دو برده از پسران اسماعيل رها سازم محبوب‏تر است، و بعد از نماز عصر تا اينكه آفتاب غروب كند، برايم محبوب‏تر از آنست كه چهار برده را از پسران اسماعيل رها سازم». و در روايتى آمده: «اينكه خداوند را تا طلوع آفتاب ذكر نمايم،اللَّه اكبر بگويم، لا اله الااللَّه بگ