ن عساكر و نرسى از على مثل اين را روايت نموده ‏اند. چنان كه در الكنز (233/5) آمده است.
 
ترغيب ابن مسعود به جمع نمودن علم و عمل
طبرانى از عبداللَّه بن مسعود (رض) روايت نموده، كه گفت: اى مردم بياموزيد، و كسى كه دانست بايد عمل نمايد. هيثمى (164/1) مي‏گويد: رجال آن ثقه دانسته شده‏اند، مگر اين كه ابوعبيده از پدرش نشنيده است. و ابونعيم اين را در الحليه  (131/1) از علقمه از عبداللَّه به مثل آن روايت نموده است. و از عبداللَّه بن عكيم روايت است كه گفت: از ابن مسعود در همين  مسجد شنيدم كه صحبت را با سوگند شروع مي‏نمود، و مي‏گفت: با هر يكى از شما پروردگارش سبحانه و تعالى چنان خلوت مي ‏كند، كه يكى از شما با مهتاب در شب چهاردهم خلوت مي ‏كند، مي‏گويد: اى ابن آدم، چه تو را در مقابل من فريفته و مغرور ساخت؟ اى ابن آدم، به رسولان چه پاسخ دادى؟ اى ابن آدم چه عمل نمودى؟ در چه مورد آموختى و تعليم نمودى؟. و از عدى بن عدى روايت است كه گفت: ابن مسعود گفت: واى بر كسى كه نمى‏داند، اگر خداوند خواسته بود، دانا مي‏شد!! واى بر كسى كه مي‏داند و باز عمل نمى‏كند، هفت بار. و ابن عبدالبر اين را در العلم (2/2) از عبداللَّه بن عكيم از ابن مسعود به مثل آن چه گذشت روايت كرده است. و ابن عبدالبر در جامع العلم (6/2) از ابن مسعود روايت نموده، كه گفت: همه مردم قول و گفتار خود را نيكو نموده ‏اند، كسى كه فعلش موافق قولش باشد، همان كسى است كه سهم خود را به دست آورده است، و كسى كه قولش مخالف عملش باشد، فقط نفس خودش را هلاك مي ‏كند. و نزد وى (10/2) هم چنان از وى روايت است كه گفت: هر كسى كه با اتكا به خداوند استغنا پيشه نمايد، مردم به وى محتاج مي‏شوند، و هر كسى به آنچه خداوند به او ياد داده عمل نمايد، مردم به آن چه نزدش هست محتاج مي‏شوند. و ابن عساكر نيز حديث اوّل را مثل آن، چنان كه در الكنز (243/5) آمده، روايت نموده است.
 
خوف ابودرداء از اينكه روز قيامت به او گفته شود: در آنچه آموختى چه عمل نمودى؟
بيهقى از لقمان ابن عامر روايت نموده، كه گفت: ابودرداء (رض) مي‏گفت: من از پروردگارم، روز قيامت از اين مي‏ترسم كه مرا در حضور مخلوق فراخواند و به من بگويد: اى عويمر، بگويم: لبيك، پروردگارم، بگويد: آنچه را كه آموختى چه عمل نمودى؟. اين چنين در الترغيب (90/1) آمده است. و ابونعيم در الحليه  (214/1) از لقمان مثل اين را روايت كرده است. و نزد وى هم چنان از ابودرداء (رض) روايت است كه گفت: سخت‏ترين چيزى كه از آن مي‏ترسم، اين است كه در روز قيامت به من گفته شود: اى عويمر، آموختى يا جاهل بودى؟ اگر بگويم: آموختم و دانستم، هر آيه‏اى كه امر مي ‏كند يا نهى مي‏نمايد از فريضه‏اش مي‏پرسد: آيت امر كننده مي‏پرسد: آيا تمثيل و عملى نمودى؟ و نهى كننده مي‏پرسد: آيا خود را بازداشتى؟ و از علمى كه نفع نمى‏رساند و نفسى كه سير نمى‏شود و دعايى كه شنيده نمى‏شود به خداوند پناه مي‏برم، و ابونعيم در الحليه  (213/1) از ابودرداء روايت نموده، كه گفت: انسان تا عالم نباشد، متقى و پرهيزگار نمى‏باشد، و به علم تا اين كه عمل ننمايد هرگز زيبا نمى‏باشد. و نزد وى (211/1) هم چنان از وى مثل قول ابن مسعود از طريق عدى روايت است. و نزد وى (223/1) از وى روايت است كه گفت: بدترين مردم در منزلت نزد خداوند عزوجل در روز قيامت عالمى است كه از علمش نفع برده نمى‏شود.
 
ترغيب معاذ و انس به جمع نمودن  ميان علم و عمل
ابن عبدالبر در جامع العلم (3/2) از معاذ (رض) روايت نموده است، كه گفت: بنده در روز قيامت قبل از اين كه از جايش حركت كند، از چهار چيز پرسيده شود: از جسدش كه آن را در چه به كار انداخت، از عمرش كه آن را در چه گذرانيد، از مالش كه آن را از كجا كسب نمود و در چه مصرفش نمود و از علمش كه چگونه بدان عمل كرد. و نزد وى (6/2) هم چنين از معاذ روايت است كه گفت: هرچه مي‏خواهيد بياموزيد، ولى تا عمل نكنيد خداوند به آن علم هرگز براى تان اجر و پاداش نمى‏دهد. و ابونعيم اين را در الحليه  (236/1) از معاذ به مثل آن روايت نموده است. و ابن عبدالبر در جامع العلم (6/2) از انس (رض) روايت نموده، كه گفت: آنچه مي‏خواهيد بياموزيد، بياموزيد، ولى خداوند بر علم تا اين كه به آن عمل نكنيد به شما اجر و پاداش نمى‏دهد، اهتمام و توجه علما فهم و عمل به علم است، و اهتمام و توجه بى خردان روايت است.
 
بيعت مُجاشِع و برادرش بر اسلام و جهاد
شيخين (بخارى و مسلم) از مجاشع بن مسعود (رض) روايت نموده‏اند كه گفت: من و برادرام نزد پيامبر خدا ص آمديم، گفتم: با ما بر هجرت بيعت نما، پاسخ داد: «هجرت براى اهلش گذشت»، پرسيدم: پس با ما بر چه بيعت مي‏كنى؟ فرمود: «بر اسلام و جهاد». اين چنين درالعينى (16/7) آمده. و اين را همچنان ابن ابى شيبه روايت نموده و افزوده است: (راوى) مي‏گويد: بعد از آن با برادرش ملاقات نموده، از وى (نيز اين را) پرسيدم گفت: مجاشع راست گفته است. اين چنين در كنز العمال (83-26/1) آمده.
    
پيروى سنت، اقتداى سلف و انكار بر بدعت  
ترغيب ابى بن كعب (رض) در اين باره
لالكائى در السنه از ابى بن كعب (رض) روايت نموده است، كه گفت: بايد بر راه و بر سنت قرار داشته باشيد، چون در روى ز مين بنده‏اى نيست كه بر راه و سنت قرار داشته باشد، و خداوند را ياد نمايد و چشم‏هايش از ترس خدا اشك بريزد، بعد خداوند وى را تعذيب نمايد، و در روى ز مين هر بنده‏اى كه بر راه و سنت قرار داشته باشد و خداوند را در نفس خود ياد نمايد و موى بر پوستش از ترس خداوند برخيزد، گناهان وى را خداوند عزوجل آنطور دور مي ‏كند و مي‏ريزاند كه درختى برگ‏هايش بر سرش خشك شده باشد، و ناگهان باد شديدى بر آن بوزد و برگ هايش از آن بيفتد، و به درستى كه  ميانه روى بر راه خدا و سنت، از اجتهاد بر خلاف راه خدا و سنت بهتر است. بنابراين متوجه باشيد كه عمل تان، اگر مجاهدانه و پيشگامانه باشد، يا اقتصادى و  ميانه روى، براساس روش انبيا و سنت ايشان است. اين چنين در الكنز (97/1) آمده است، و ابونعيم در الحليه  (253/1) مثل اين را روايت كرده است.
 
ترغيب عمر و ابن مسعود (رضى‏ اللَّه  عنهما) در اين باره
ابن عبدالبر در جامع العلم (187/2) از سعيدبن مسيب روايت نموده كه: عمربن خطاب (رض) هنگامى كه به مدينه آمد براى ايراد خطبه به پا شد و پس از حمد وثناى خداوند گفت: اى مردم! سنت‏ها براى شما نهاده شده و مشخص گشته‏اند، و فرايض بر گردن شما فرض گرديده‏اند، و بر امر روشن و واضحى گذاشته شده‏ايد، مگر اين كه خودتان مردم را به طرف راست و چپ گمراه سازيد. و ابن عبدالبر در العلم (181/2) از عبداللَّه بن مسعود (رض) روايت نموده كه: وى در روز پنج شنبه بر مي‏خاست و مي‏گفت: فقط دو چيز است: روش و كلام، بهترين كلام - صادق‏ترين كلام - كلام خداست، و بهترين روش روش و سنت محمد ص است، و بدترين امور نوآورى‏هاى دينى است، آگاه باشيد كه هر نوآورى دينى بدعت است، اگاه باشيد امر در نظرتان طولانى جلوه نكند و قلب‏هاى تان سخت نگردد، و ا ميد و آرزو شما را مشغول نگرداند، چون همه چيزهايى كه آمدنى اند قريب