م القيامة] 
 «شهادتى بر گردن‏هاى تان نوشته مي‏شود، و باز از آن در روز قيامت پرسيده مي‏شويد.
 
اندرز و موعظه عبداللَّه بن مسعود (رض)
ابن عساكر از ابن مسعود (رض) روايت نموده كه: مردمانى از اهل كوفه نزدش آمدند، او به آن‏ها سلام داد و به ترس خدا دستورشان داد، و ارشاد فرمود كه در قرآن اختلاف نكنند، و در آن منازعه ننمايند، چون قرآن مختلف نمى‏شود و فراموش ن ميگردد، و نظر به كثرت تداول و داد و گرفت نابود نمى‏شود، آيا نمى‏بينيد كه حدود و فرائض شريعت اسلام و امر خداوند درآن يكى است؟ و اگر يكى از دو آيت به چيزى امر مي‏كرد و ديگرش از آن نهى مي‏نمود، در آن صورت اختلاف بود، ولى قرآن همه آن را جمع نموده است، و من ا ميدوارم فقه و علمى در  ميان شما فراهم آمده باشد، كه از بهترين فقه و علم موجود در  ميان مردم باشد، و اگر احدى را بدانم كه وى به آنچه بر محمد ص نازل شده عالم‏تر است، و شتر مي‏تواند مرا به او برساند، حتماً به سويش حركت مي‏كنم، تا علمى بر علمم بيفزايم، من دانستم كه قرآن در هر سال يكبار براى رسول خدا ص عرضه مي‏شد، و در سالى كه وفات نمود، دوبار به او عرضه گرديد، من وقتى كه براى او مي‏خواندم، برايم خبر مي‏داد كه نيكو مي‏خوانم، كسى كه به قرائت من بخواند، بايد از آن روى نگرداند و آن را ترك نكند، و كسى كه بر هر يكى از اين لهجه‏ها خواند، بايد از آن اعراض نكند و آن را رها نكند، چون كسى كه از حرفى از آن انكار نمايد، از همه‏اش انكار نموده است. اين چنين در الكنز (232/1) آمده است. و امام احمد (450/1) اين را از مردى از همدان از اصحاب عبداللَّه روايت نموده است، كه گفت: هنگامى كه عبداللَّه خواست به مدينه بيايد، يارانش را جمع نمود و گفت: به خدا سوگند، من ا ميدوارم كه امروز دين، فقه و علم به قرآن در  ميان شما، در بهترين حالتى قرار داشته باشد، كه در  ميان لشكر مسلمانان متصور است... و حديث را به طول آن ذكر نموده، و در روايت وى آمده: اين قرآن نه مختلف مي‏شود، و نه براثر كثرت تداول وداد و گرفت كهنه و حقير مي‏گردد. اين را طبرانى نيز روايت كرده است. هيثمى (153/7) مي‏گويد: در اين كسى آمده، كه از وى نام برده نشده، و بقيه رجال آن رجال صحيح اند. و ابونعيم در الحليه  (130/1) از ابن مسعود روايت نموده، كه گفت: براى حامل قرآن شايسته است، كه به شبش در حالى كه مردمان در خواب اند، و به روزش در حالى كه مردمان مي‏خورند، و به اندوهش درحالى كه مردمان خوش مي‏شوند، و به گريه‏اش در حالى كه مردم مي‏خندند، و به خاموشى اش در حالى كه مردم با همديگر مزاح و صحبت مي ‏كنند، و به خشوعش در حالى كه مردم تكبر مي‏نمايند شناخته شود، و براى حامل قرآن شايسته است كه گريان و اندوهگين با حكمت و بردبار عالم و خاموش باشد و بررسى حامل قرآن شايسته نيست كه خشك و غافل، فرياد كننده و غوغاگر و زود غضب شونده باشد. و نزد وى هم چنان از وى روايت است كه گفت: اگر توانستى كه طرف صحبت و مخاطب باشى، وقتى از خداوند شنيدى كه مي‏گويد: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، گوشت را بدان فرا بده، چون وى يا به خيرى امر مي ‏كند و يا از شرى منع مي‏نمايد.
 
اشتغال به احاديث رسول خدا ص و آنچه براى مشغول به آن لازم است  
سئوال اعرابى از پيامبر ص درباره قيامت، در حالى كه پيامبر ص صحبت مي‏نمود
بخارى (14/1) از ابوهريره (رض) روايت نموده، كه گفت: در حالى كه پيامبر ص در مجلسى براى مردم صحبت مي‏نمود، اعرابيى نزدش آمد و گفت: قيامت چه وقت است؟ رسول خدا ص به صحبت خود ادامه داد، بعضى قوم گفتند: گفته وى را شنيد، و آن را بد ديد، برخى ديگر گفتند: بلكه نشنيده است، تا اين كه صحبتش را تمام نمود، آن گاه گفت: «كجاست؟» - مي‏پندارمش  «سئوال كننده از قيامت» - پاسخ داد: اينجا هستم اى رسول خدا، فرمود: «وقتى كه امانت ضايع شد، آن گاه منتظر قيامت باش»، پرسيد: ضايع شدن آن چطور است؟ فرمود: «وقتى كه كار به غير اهلش سپرده شد، آن گاه منتظر قيامت باش».
 
وابصه و تبليغ حديث پيامبر ص در راستاى عمل نمودن به امر پيامبر ص در خطبه حجه الوداع
بزار از وابصه روايت  نموده كه: وى در رقه درمسجد بزرگ روز عيد فطر، و عيد اضحى مي‏ايستاد و مي‏گفت: من نزد رسول خدا ص در حجةالوداع حاضر بودم، كه وى براى مردم صحبت مي‏نمود، وى فرمود: «اى مردم، كدام ماه حرام‏تر است؟» گفتند: همين  ماه، گفت: «اى مردم، كدام شهر حرام‏تر است؟» گفتند: اين شهر، گفت: «خون‏هاى شما، اموال تان و ناموس‏هاى تان بر شما چون حرمت امروزتان در همين  ماه تان در همين  شهرتان، تا روزى كه با پروردگارتان ملاقات مي‏كنيد حرام است، آيا ابلاغ نمودم؟» مردم گفتند: آرى، آن گاه دست هايش را به سوى آسمان بلند نمود و گفت: «بار خدايا! گواه باش». بعد از آن فرمود: «اى مردم، بايد حاضر شما به غايب تان برساند». نزديك شويد،: تا براى تان چنان كه رسول خدا ص براى مان گفته است برسانيم. هيثمى (139/1) مي‏گويد: رجال آن ثقه دانسته شده‏اند.
 
دستور ابوامامه به يارانش تا از وى برسانند
طبرانى از مكحول روايت نموده، كه گفت: من و ابن ابى زكريا و سليمان بن حبيب نزد ابوامامه در حمص وارد شديم، به او سلام داديم، گفت: اين مجلس تان، از تبليغ خدا براى تان و برهانش بر شماست، رسول خدا ص ابلاغ نموده است، شما هم ابلاغ نماييد. و در روايتى از سليم بن عامر روايت است كه گفت: ما نزد ابوامامهمين شستيم، و از رسول خدا ص احاديث زيادى براى مان بيان مي‏نمود، و وقتى خاموش مي‏شد، مي‏گفت: آيا دانستيد؟ چنانكه براى تان ابلاغ شد، همانطور ابلاغ كنيد. هيثمى (140/1) مي‏گويد: اين دو روايت را طبرانى در الكبير روايت نموده، و اسناد آن‏ها حسن است.
 
دعاى پيامبر ص براى كسانى كه  احاديثش را روايت مي ‏كنند و به مردم مي‏آموزند
طبرانى در الأوسط از ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده، كه گفت: رسول ص فرمود: «بار خدايا، خليفه هايم را رحم كن»، گفتيم: اى رسول خدا، خليفه هايت كيستند؟ گفت: «آنانى كه بعد از من مي‏آيند، احاديثم را روايت مي ‏كنند و آن را به مردم مي‏آموزند». اين چنين در الترغيب (74/1) آمده است، و اين را همچنان ابن نجار و خطيب در شرف اصحاب الحديث و غير ايشان، چنان كه در الكنز – (240/5) آمده، روايت كرده‏ اند.
 
حديث بيان نمودن ابوهريره در مسجد نبوى قبل از نماز جمعه
حاكم (512/3) از عاصم بن محمد از پدرش روايت نموده، كه گفت: ابوهريره (رض) را ديدم كه روز جمعه بيرون مي‏آمد، و از شاهين‏هاى منبر در حالى كه ايستاده بود مي‏گرفت و مي‏گفت: ابوالقاسم رسول خدا ص كه صادق و تصديق كرده شده است براى ما حديث بيان كرد، آن گاه ابوهريره حديث بيان مي‏نمود،و وقتى صداى باز شدن دروازه مقصوره را براى بيرون شدن امام به نماز مي‏شنيد مي‏نشست. حاكم مي‏گويد: اين حديث صحيح الاسناد است، ولى بخارى و مسلم آن را روايت نكرده‏ اند، و ذهبى هم با او موافقت نموده است.
 
خوددارى عمر، عثمان و على (رضى‏ اللَّه  عنهم) از روايت حديث
احمد، ابن عدى، عقيلى و ابونعيم در ال