يامبر ص از داخل شدن كسى در مسجد كه سير يا پياز خورده باشد
طبرانى از ابوبكر صديق (رض) روايت نموده است، كه گفت: هنگامى كه رسول خدا ص خيبر را فتح نمود، مردم در طلب سير افتادند و به خوردن آن شروع نمودند، پيامبر خدا ص فرمود: «كسى كه از اين سبزى بدبود خورده باشد به مسجد ما نزديك نشود». هيثمى (17/2) مي‏گويد: اين را طبرانى در الأوسط از روايت ابوالقاسم مولاى ابوبكر روايت كرده است، و كسى را نيافتم كه وى را ذكر نموده باشد، و بقيه رجال آن، ثقه دانسته شده‏اند. مسلم، نسائى و ابن ماجه از عمربن خطاب (رض) روايت نموده ‏اند كه: عمر روز جمعه (براى مردم) سخنرانى مي‏نمود، و در سخنرانى‏اش گفت: بعد از اين، شما اى مردم، دو سبزى را مي‏خوريد، كه هر دو را بدبو مي‏پندارم: پياز و سير، من رسول خدا ص را ديدم، كه وقتى بوى آن دو را از مردى استشمام مي‏نمود، امر مي‏نمود و آن مرد به بقيع بيرون كرده مي‏شد، كسى كه آن دو را مي‏خورد بايد با پختن بويشان را از بين ببرد. اين چنين در الترغيب (188/1) آمده است.
 
پيامبر ص و بد دانستن بلغم انداختن در مسجد
بخارى و مسلم و ابوداود - لفظ از ابوداود است - از ابن عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده ‏اند كه گفت: در حالى كه رسول خدا ص روزى   سخنرانى مي‏كرد، ناگهان بلغمى  را در قبله مسجد ديد، آن گاه بر مردم خشمگين شد و آن را خراشيد، مي‏افزايد: و مي‏پندارمش كه گفت: و زعفرانى را خواست و آن را بدان ماليد، و گفت: «وقتى كه يكى از شما نماز مي‏گزارد، خداوند در پيش رويش مي‏باشد، بنابراين در پيش رويش تف نيندازيد». و نزد ابن خزيمه در صحيحش از حديث ابوسعيد روايت است كه: بعد از آن با خشم به طرف مردم روى گردانيده گفت: «آيا يكى از شما دوست دارد، كه مردى همراهش روبرو شود و بر رويش تف نمايد؟ هر يكى از شما وقتى به نماز بر مي‏خيزد، با پروردگارش روبرو مي‏شود و ملك هم از طرف راستش است، بنابراين به طرف پيش رويش و طرف راستش تف ننمايد». اين چنين در الترغيب (163/1) آمده است. و عبدالرزاق از ابوهريره (رض) روايت نموده، كه گفت: مسجد از بلغم و آب بينى منقبض مي‏شود، چنانكه پاره گوشت يا پوست در آتش منقبض مي‏گردد.  اين چنين در الكنز (260/4) آمده است.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1983.txt">بد دانستن پيامبر ص  و اصحابش از برهنه نمودن شمشير در مسجد</a><a class="text" href="w:text:1984.txt">كراهيت و بد دانستن پيامبر ص و يارانش از تلاش و طلب گمشده در مسجد</a><a class="text" href="w:text:1985.txt">عمر(رض) و بد دانستن بلند نمودن صداى آواز و فرياد و بلند خواندن شعر در مسجد</a><a class="text" href="w:text:1986.txt">ابن مسعود(رض) و بد دانستن پشت گردانيدن به قبله مسجد</a><a class="text" href="w:text:1987.txt">حابس طائى و بد دانستن نماز گزاردن در قسمت مقدم مسجد در وقت سحر</a><a class="text" href="w:text:1988.txt">ابن مسعود و بد دانستن نماز در عقب هر ستون در مسجد</a><a class="text" href="w:text:1989.txt">اهتمام و توجه پيامبر ص و اصحابش به اذان  </a><a class="text" href="w:text:1990.txt">صدا نمودن: الصلاه  جامعه  در زمان رسول خدا ص قبل از رهنمون شدن به اذان</a><a class="text" href="w:text:1991.txt">اذان سعد قرظ براى پيامبر ص در قبا</a><a class="text" href="w:text:1992.txt">اقوال بعضى اصحاب درباره اذان و مؤذنين</a></body></html>بد دانستن پيامبر ص  و اصحابش از برهنه نمودن شمشير در مسجد
بغوى، ابن سكن، طبرانى و غير ايشان از جابر روايت نموده ‏اند كه: بنه جهنى (رضى اللَّه عنه) به اوخبر داد كه رسول خدا ص قومى را ديد - و در لفظى آمده: بر قومى عبور نمود - كه در مسجد حضور داشتند و شمشير برهنه‏اى را در  ميان هم دست به دست مي‏گردانيدند، آن گاه فرمود: «خداوند كسى را كه اين عمل را بكند لعنت نمايد، آيا از اين نهى ننموده‏ام - و در لفظى آمده: آيا شما را نهى ننموده‏ام -؟ وقتى كه يكى از شما شمشير را از نيام بيرون آورد، و وقتى خواست آن را به رفيقش بدهد، بايد آن را داخل نيام نمايد و بعد آن را به او بدهد». اين چنين در الكنز (262/4) آمده است. و عبدالرزاق از سليمان بن موسى روايت نموده، كه گفت: جابربن عبداللَّه (رضى‏ اللَّه  عنهما) از برهنه نمودن شمشير در مسجد پرسيده شد، گفت: ما اين را بد مي‏دانستيم، مردى تيرها را در مسجد صدقه مي‏داد، پيامبر ص دستور داد، كه با آن‏ها در مسجد در صورتى عبور نمايد، كه پيكان‏هاى شان را محكم گرفته باشد. اين چنين در الكنز (262/4) آمده است. و طبرانى در الأوسط از محمدبن عبيداللَّه روايت نموده، كه گفت: در مسجد نزد ابوسعيد خدرى (رض) بوديم، آن گاه مردى تيرى را واژگون نمود، ابوسعيد گفت: آيا اين نمى‏دانست كه رسول خدا ص از واژگون نمودن و دور گرداندن سلاح در مسجد نهى نموده است. هيثمى (26/2) مي‏گويد : در اين ابوالبلاد آمده، و ابو حاتم وى را ضعيف دانسته است.
 
كراهيت و بد دانستن پيامبر ص و يارانش از تلاش و طلب گمشده در مسجد
مسلم، نسائى و ابن  ماجه از بريده (رض) روايت نموده ‏اند كه: مردى در مسجد گمشده‏اش را طلب نمود، و گفت: كى به سوى شتر سرخ فرا مي‏خواند؟  رسول خدا ص فرمود: «آن را نيابى، مسجدها براى آن ساخته شده‏اند، كه براى آن اساس گذارى گرديده‏اند». اين چنين در الترغيب (167/1) آمده است. و طبرانى در الكبير از ابن سيرين يا غير وى روايت نموده، كه گفت: ابن مسعود (رض) مردى را شنيد كه گمشده‏اش را در مسجد طلب مي ‏كند، پس وى را خاموش گردانيد و سرزنشش نمود، و گفت: ما از اين باز داشته شده‏ايم. و ابن سيرين از ابن مسعود نشنيده است. اين چنين در الترغيب (167/1) آمده است. و عبدالرزاق از ابن سيرين روايت نموده، كه گفت: ابى بن كعب (رض) مردى را شنيد كه گمشده‏اش را در مسجد طلب مي‏نمايد، آن گاه بر وى خشمگين شد، آن مرد گفت: اى ابوالمنذر تو بددهان نبودى، پاسخ داد: ما به اين مأمور شده‏ايم. اين چنين در الكنز (260/4) آمده است.
 
عمر(رض) و بد دانستن بلند نمودن صداى آواز و فرياد و بلند خواندن شعر در مسجد
بخارى و بيهقى از سائب بن يزيد روايت نموده ‏اند كه گفت: در مسجد خواب بودم، و مردى با سنگريزه مرا زد، ناگهان متوجه شدم كه عمربن خطاب (رض) است، گفت: برو و اين دو مرد را نزدم بياور و آن دو را نزدش آوردم، گفت: شما كى هستيد؟ پاسخ دادند: از اهل طائف، گفت: اگر از اهل اين شهر مي‏بوديد، سخت تنبيه تان مي‏كردم!! صداهاى تان را در مسجد رسول خدا ص بلند مي‏كنيد؟ و نزد ابراهيم بن سعد در نسخه‏اش و ابن المبارك از سعيدبن ابراهيم از پدرش روايت است كه گفت: عمربن خطاب صداى مردى را در مسجد شنيد و گفت: آيا مي‏دانى كه تو در كجا هستى؟ آيا مي‏دانى كه تو در كجا هستى؟ و آن صدا را بد ديد. اين چنين در الكنز (260 -259/4) آمده است. عبدالرزاق، ابن ابى شيبه و بيهقى از ابن عمر(رض) روايت نموده ‏اند كه: وقتى عمر به مسجد مي‏رفت، در مسجد صدا مي‏نمود: زنهار كه آواز و فرياد برپا كنيد! و در لفظى آمده: با صداى بلندش فرياد مي‏نمود: از لغو در مسجد اجتناب كنيد. و نزد عبدالرزاق و ابن ابى شيبه از وى روايت است كه: عمر (رض) از آواز و فرياد كشيدن در مسجد نهى نموده، و گفته بود: در اين مسجد ما، ص