 نفع است و نه ضرر، و زنهار كه به شتاب روى!!  ميانه روى اختيار نما و مداومت كن. اين چنين در الكنز (181/4) آمده است. اين را طبرانى در الكبير از طارق بن شهاب به مانند آن روايت كرده، و رجال آن موثق‏اند، چنانكه هيثمى (300/1) گفته است. و عبدالرزاق  از ابوموسى اشعرى (رض) روايت نموده، كه گفت: بر جان‏هاى خود آتش مي‏افروختيم،  و وقتى نماز فرضى را مي‏گزاردم، نماز ما قبل خود را از بين مي‏برد، باز بر نفس‏هاى خويش آتش مي‏افروختيم، و وقتى نماز را مي‏گزارديم، نماز، ماقبلش را از بين مي‏برد. اين چنين در الكنز (182/4) آمده است.

رغبت پيامبرص به نماز وشدت توجه و اهتمامش به آن  
قول پيامبر ص : روشنى چشمم از نماز  گردانيده شده است، و قول جبريل درباره آن 
احمد و نسائى از انس بن مالك (رض) روايت نموده ‏اند كه: رسول خدا ص فرمود: «خوشبويى و زنان برايم محبوب گردانيده شده‏اند، و روشنى چشمم در نماز گردانيده شده است». نزد احمد از ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت است كه: جبريل به رسول خدا ص گفت: نماز برايت محبوب گردانيده شده است، بنابراين هر قدر كه مي‏خواهى نماز بگزار. اين چنين در البدايه (58/6) آمده است. و طبرانى هم چنين اين را از ابن عباس در الكبير به مانند آن روايت نموده، هيثمى (270/2) مي‏گويد: در اين على بن يزيد آمده، كه درباره وى كلام است، و بقيه رجال آن رجال صحيح اند.
 
قول پيامبر ص: خواهش نفس و  ميل و رغبتم در قيام ليل است 
طبرانى در الكبير از ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده كه: پيامبرص روزى نشسته بود و مردم در اطرافش قرار داشتند، وى فرمود: «خداوند براى هر نبى  ميل و رغبتى است، و خواهش نفس و  ميل و رغبتم در قيام ليل است، وقتى ايستادم هيچكس عقبم نماز نخواند، و خداوند براى هر نبى خوردنى و طعامى گردانيده است، و طعام من همين  خمس است، و وقتى درگذشتم آن براى متوليان امر بعد از من مي‏باشد». هيثمى (271/2) مي‏گويد: در اين اسناد اسحاق بن عبداللَّه بن كيسان، كه از پدرش روايت نموده، آمده است، و اسحاق را ابوحاتم لين الحديث دانسته، و پدرش را ابن حبان ثقه دانسته و ابوحاتم و غير وى ضعيفش دانسته ‏اند.
 
اقوال اصحاب درباره قيام ليل پيامبر ص
ابوداود از انس(رض) روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص قيام ليل نمود، حتى كه قدم هايش ورم كرد - يا گفت: ساق هايش - ، به او گفته شد: آيا خداوند گناه گذشته و آينده تو را نبخشيده است؟ فرمود: «آيا بنده‏اى شكرگزار نباشم؟!». اين چنين در الكنز (36/4) آمده، و اين را ابويعلى، بزار و طبرانى در الأوسط روايت نموده ‏اند، و رجال آن، چنانكه هيثمى (271/2) مي‏گويد، رجال صحيح اند. و بزار از ابوهريره (رض) مانند اين را روايت كرده، و در روايت وى آمده كه گفت: رسول خدا ص به حدى نماز مي‏گزارد، كه قدم هايش ورم مي‏نمود. هيثمى (271/2) مي‏گويد اين را بزار به سندهايى روايت كرده، و رجال يكى از آن‏ها رجال صحيح اند. اين چنين آن را طبرانى در الكبير از ابوجحيفه روايت نموده. و نزد وى همچنان در الصغير والأوسط از ابن مسعود (رض) روايت است كه گفت: پيامبر خدا ص هنگام شب نماز مي‏گزارد، تا جايى كه قدم هايش ورم كرد... و مانند آن را متذكر شده. و نزد وى همچنان در الأوسط از نعمان بن بشير (رض) روايت است كه گفت: رسول خدا ص قيام ليل مي‏نمود، تا حدّى كه قدم هايش شكافته مي‏شد... و مانند آن را ذكر نموده، چنان كه در المجمع (271/2) آمده است. و نزد بخارى و مسلم از عايشه (رضى‏ اللَّه  عنها) روايت است كه گفت: پيامبر ص هنگام شب قيام مي‏نمود، تا جايى كه قدم هايش شكافته مي‏شد، به او گفتم: اى رسول خدا چرا اينطور مي‏كنى، در حالى كه در الرياض (ص429) آمده، روايت است. و نزد ابن نجار ابوهريره (رض) روايت است كه: پيامبر ص قيام مي‏نمود تا جايى كه پاهايش شكافته مي‏شد. و نزد وى همچنان از انس (رض) روايت است كه گفت: پيامبر خداص عبادت نمود، تا اين كه همانند مشك كهنه گرديد، گفتند: اى رسول خدا، چه تو را به اين وا مي‏دارد؟ آيا خداوند گناه گذشته و آينده تو را نبخشيده است؟ فرمود: «آرى، ولى آيا بنده شكرگزار نباشم؟!». اين چنين در الكنز (36/4) آمده است.
و بخارى و مسلم از ح ميد روايت نموده ‏اند كه گفت: از انس بن مالك (رض) در مورد نماز رسول خدا ص در شب پرسيده شد، گفت: هر وقت كه مي‏خواستيم در شب او را در حال نماز گزاردن ببينيم مي‏ديديمش، و هر وقت كه مي‏خواستيم او را در خواب ببينيم مي‏ديديمش، و در ماه روزه مي‏گرفت، حتى كه مي‏گفتيم: چيزى از آن را افطار نمى‏كند، و مي‏خورد، حتى كه مي‏گفتيم: چيزى از آن روزه نمى‏گيرد. و آن دو هم چنين از عبداللَّه (رض) روايت نموده ‏اند كه گفت: شبى با پيامبر ص نماز گزاردم، تا آن وقت سرپا ماند، كه اراده كار بدى را نمودم، گفتيم: چه اراده نمودى؟ گفت: اراده نمودم، كه بنشينم و او را رها كنم. اين چنين در صفه الصفوه (75/1) آمده است. و احمد از ابوذر (رض) روايت نموده كه: رسول خدا ص شبى را تا صبح قيام نمود، و اين  آيت را تلاوت مي‏كرد:
[ان تعذبهم فانهم عبادك، و ان تغفرلهم فانك انت العزيز الحكيم.].(المائدة:118)
ترجمه: «اگر ايشان را عذاب دهى، آنان بندگان تواند، و اگر ايشان را بيامرزى تو غالب و صاحب حكمت هستى».
اين چنين در البدايه (58/6) آمده است. و ابويعلى از انس (رض) روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص اندكى بيمار شد، هنگامى كه صبح نمود گفته شد: اى رسول خدا، اثر درد بر تو هويداست، فرمود: «من بر همين  حالتى كه مي‏بينيد، در همين  شب كه گذشت سبع طوال را خواندم»  رجال آن، چنان كه هيثمى (274/2) گفته، ثقه‏ اند.
 
قصه حذيفه با پيامبر ص در قيام ليل 
مسلم از حذيفه (رض) روايت نموده، كه گفت: شبى با پيامبر ص نماز گزاردم، وى سوره بقره را شروع نمود، [با خود] گفتم، وقت رسيدن به [آيه] صدم ركوع مي ‏كند، مي‏گويد: از آن هم پيش رفت، گفتم: سوره را در يك ركعت مي‏خواند، از آن هم پيش رفت، گفتم: به آن ركوع مي‏نمايد، پس سوره نساء را شروع نمود، آن را تلاوت نمود و بعد از آن سوره آل عمران را شروع كرد، و به آهستگى مي‏خواند، وقتى بر آيتى مرور مي‏نمود كه در آن تسبيح مي‏بود تسبيح مي‏گفت، و وقتى بر سئوالى مرور مي‏نمود، سئوال مي‏كرد، و وقتى به پناه جستن مرور مي‏نمود پناه مي‏جست، بعد از آن ركوع نمود، و چنين مي‏گفت: (سبحان ربى العظيم)، و ركوعش مانند قيامش بود، بعد از آن گفت: (سمع‏ اللَّه  لمن حمده)، بعد از آن خيلى طولانى تقريباً به اندازه ركوعش ايستاد بعد از آن سجده نمود و گفت: (سبحان ربى الاعلى)، و سجده‏اش تقريباً به اندازه قيامش بود. اين را مسلم به تنهايى روايت كرده است، و سوره نساء در اين حديث بر آل عمران مقدم ذكر شده است، و اين چنين در مصحف ابن مسعود آمده است. اين چنين در صفه الصفوه (75/1) آمده است. و نزد طبرانى از وى روايت است كه گفت: نزد رسول خدا ص آمدم، و در حالى او را ديدم كه نماز مي‏گزارد، آن گاه من هم به نماز وى از پشت سرش بدون اينكه او بداند شروع نمودم، وى سوره بقره را شروع نمود، تا اينكه گمان نمودم وى ركو