ان ببخشا، و رحم شان كن، و براى شان در رزق شان بركت بده». 
 
روش على و عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) در طعام خوردن و نوشيدن
ابن ابى شيبه، ابن ابى الدنيا در الدعاء، ابونعيم در الحليه و بيهقى از ابن اغيد روايت نموده‏اند كه گفت: على (رض) فرمود: اى ابن اغيد آيا مي ‏دانى كه حق طعام چيست؟ گفتم: حق آن چيست؟ گفت: مي ‏گويى: (بسم‏ اللَّه ، اللهمَّ بارك لنا فيما رزقتنا)
ترجمه: «به نام خدا، بار خدايا، در آنچه براى مان روزى داده‏اى بركت عطا فرما».
و بعد از آن گفت: آيا مي ‏دانى كه شكر آن وقتى فارغ شدى چيست؟ پرسيدم: شكر آن چيست؟ گفت: مي ‏گويى: (الحمدلله الذي أطعمنا و سقانا)، ترجمه: «ستايش خدايى راست، كه براى‏مان طعام داد و نوشانيدمان». 
و ابونعيم از عمر (رض) روايت نموده، كه گفت: زنهار از پر كردن شكم از خوردنى و نوشيدنى، چون اين عمل فاسد كننده جسد، بارآورنده مريضى و تنبل كننده در اداى نماز است، و بايد در خوردن و نوشيدن  ميانه روى در پيش گيريد، به خاطرى كه اين كار براى جسد خوب‏تر و از اسراف دورتر است، و خداوند تعالى عالم چاق را بد مي ‏برد، و انسان هرگز تا اينكه خواهشاتش را بر دينش ترجيح ندهد هلاك نمى‏گردد.  و ابن عساكر از ابومحذوره (رض) روايت نموده، كه گفت: نزد عمربن‏خطاب (رض) نشسته بودم كه صفوان بن ا مي ه كاسه‏اى را آورد و در پيش روى عمر گذاشت، آن گاه عمر مردمان مسكين و غلام‏هاى مردم را كه در اطرافش حاضر بودند فراخواند، و آنان همراهش خوردند، در آن موقع گفت: خداوند قومى را چنين و چنان كند - يا خداوند قومى را سرزنش نمايد - كه از خوردن غلام‏هاى شان با خود اعراض مي ‏نمايند!! صفوان گفت: به خدا سوگند، از ايشان اعراض نمى‏ كنيم، بلكه آنان را ترجيح مي ‏دهيم، ولى طعام نيكويى نمى‏ يابيم كه خود بخوريم و براى آنان بخورانيم. 
 
روش ابن عمرو ابن عباس در طعام خوردن و نوشيدن
ابونعيم  از مالك بن انس روايت نموده،  كه گفت: برايم خبر داده شد كه ابن عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) در جحفه حاضر شد، و ابن عامربن كريز براى خباز خود گفت: طعامت را براى ابن عمر ببر، و وى كاسه‏اى را آورد، ابن عمر گفت: بگذارش، باز ديگرى را آورد، و خواست اولى را بردارد، ابن عمر گفت: چه مي ‏كنى؟ پاسخ داد: مي ‏خواهم بردارم، گفت: آن را بگذار، اين را رويش بريز، مي ‏گويد: و هرگاه كه كاسه‏اى را برايش مي ‏آورد، آن را بر ديگرى مي ‏ريخت، مي ‏افزايد: آن گاه غلام نزد ابن عامر رفت و گفت: اين مرد يك اعرابى خشك است، ابن عامر برايش گفت: وى آقا و سيدت است، وى ابن عمر است!!. و ابونعيم  از عبدالح مي دبن جعفر و او از پدرش روايت نموده، كه: ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) دانه انار را مي ‏گرفت و مي ‏خورد، برايش گفته شد: اى ابن عباس چرا اين كار را انجام مي ‏دهى؟ گفت: برايم خبر رسيده، كه در ز مين هر انارى كه بارور شود، به دانه‏اى از دانه‏هاى جنت بارور مي ‏شود، و ممكن آن همين باشد.
 
روش سلمان، ابوهريره و على در طعام خوردن و نوشيدن
ابونعيم  از سالم غلام زيدبن صوحان روايت نموده، كه گفت: همراه مولايم زيدبن صوحان در بازار بودم، كه سلمان (رض) از پهلوى مان عبور نمود، و يك وسق  طعام خريده بود. زيد برايش گفت: اى ابوعبد اللَّه ، تو در حالى كه يار رسول خدا ص هستى اين كار را مي ‏كنى؟  پاسخ داد: نفس وقتى كه رزق خود را به دست بياورد مطمئن مي ‏شود، و براى عبادت فارغ مي ‏گردد، و وسوسه كننده از وى ناا مي د مي ‏گردد. و نزد وى  از ابوعثمان نهدى روايت است كه سلمان فارسى گفت: من دوست دارم از زحمت خودم بخورم. و ابونعيم  از ابوهريره (رض) روايت نموده، كه گفت: من پانزده خرما داشتم، به پنج دانه آن افطار نمودم، به پنج دانه ديگرش سحرى نمودم و پنج دانه آن را براى افطارم نگه داشتم. و ابن سعد  از قاسم بن مسلم مولاى على بن ابى طالب و او از پدرش روايت نموده، كه گفت: على (رض) نوشيدنى طلب نمود، و من برايش يك جام آب آوردم و در آن د مي دم،  وى آن را مسترد نمود و از نوشيدنش ابا ورزيده گفت: تو آن را بنوش.
 
روش پيامبر ص و اصحابش در لباس پوشيدن  
روش پيامبر ص در لباس پوشيدن
ابن سعد از عبدالرحمن بن ابى ليلى روايت نموده،  كه گفت: با  عمربن خطاب (رض) بودم، فرمود: ابوالقاسم ص را ديدم كه جبه شامى  آستين تنگ بر تن داشت.  و ابن سعد  از جندب بن مكيث (رض) روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص وقتى هيأتى مي ‏آمد، بهترين و نيكوترين لباس هايش را بر تن مي ‏نمود، و بزرگان اصحابش را نيز به اين امر نموده بود، و من رسول خدا ص را در روز آمدن وفد كنده ديدم كه لباس يمنى  بر تن داشت، و ابوبكر و عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) مثل آن را بر تن داشتند. ابن ابى شيبه و ترمذى در الشمائل از سلمه بن اكوع (رض) روايت نموده‏اند كه گفت: عثمان بن عفان (رض) لنگش را تا نصف ساق هايش مي ‏بست ومى گفت: اين چنين لنگ پوشى دوستم ص بود.  و نزد ترمذى  از اشعث بن سليم روايت است كه گفت: از عمه‏ام شنيدم كه از عمويش حديث بيان مي ‏نمود، كه وى گفت: در حالى كه در مدينه پياده راه مي ‏رفتم، ناگهان از پشت سرم انسانى گفت: «ازارت را بلند كن، چون اين از نگاه تقوى پسنديده‏تر و [براى لباس] بادوام‏تر است»، ملتفت شدم، كه وى رسول خدا ص است، و گفتم: اى رسول خدا، اين يك چادر خط دار است. فرمود: «آيا من برايت پيشوا و مقتدا نيستم؟» آن گاه ديدم كه ازارش تا نصف ساق هايش است.
 
وصف اصحاب از لباس پيامبر ص
و نزد وى همچنان از ابوبرده روايت است كه گفت: عايشه (رضى‏ اللَّه  عنها) يك جامه پش مي ن، و يك ازار درشت را براى ما بيرون كشيده گفت: رسول خدا ص در اين دو وفات نمود. و نزد وى همچنان از ام سلمه (رضى‏ اللَّه  عنها) روايت است كه گفت: محبوب‏ترين لباس‏ها نزد رسول خدا ص پيراهن بود. و از اسماء دختر يزيد (رضى‏ اللَّه  عنها) روايت است كه گفت: آستين پيراهن رسول خدا ص تا بند دست بود. و از جابر (رض) روايت است كه گفت: رسول خدا ص روز فتح در حالى وارد مكه شد كه دستار سياه بر سر داشت. و از عمرو بن حريث (رض) روايت مي ‏كند كه پيامبر ص براى مردم بيانيه داد و بر سرش دستار سياه بود. و از ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت است كه: پيامبر ص در حالى براى مردم بيانيه داد كه بر سرش دستار سياه بود. و نافع از ابن عمر (رض) روايت است كه گفت: پيامبر ص وقتى عمامه مي ‏بست، عمامه‏اش را در  ميان شانه‏هايش فرو مي ‏آويخت، نافع مي ‏گويد: ابن عمر نيز همانطور مي ‏نمود، عبد اللَّه  مي ‏گويد: قاسم بن محمد و سالم را ديدم كه همانطور  مي ‏نمودند. 
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1778.txt">بستر و رختخواب پيامبر ص</a><a class="text" href="w:text:1779.txt">قول پيامبر ص هنگام پوشيدن لباس نو</a><a class="text" href="w:text:1780.txt">پيامبر ص و ستودن شلوار</a><a class="text" href="w:text:1781.txt">قصه پيامبر ص با دحيه و اسامه درباره لباس</a><a class="text" href="w:text:1782.txt">قصه عايشه با پدرش هنگامى كه لباس جديدى بر تن نمود و از آن خوشش آمد</a><a class="text" href="w:text:1783.txt">روش عمرو انس (رضى‏ اللَّه  عنهما) در لباس پوشيدن</a><a class="tex