ر دنیا وآخرت -  به اذن باری تعالی- برای خود و دیگران ازمومنین دارد.(1) و رسیدن به این برکت و منتفع شدن از دعای آنان به وسیله هم نشینی با صالحان حاصل می گردد.
---------------------------------------------------
1) البته بایستی شخص صالح زنده باشد و از او درخواست دعا شود. احادیث زیادی دربیان فضل "مجالس ذکر" آمده است. و صحابه(رض)بر اقامه چنین مجالسی حریص بودند. منظور از مجالس ذکر، مجالسی است که شامل ذکرخداوند با انواع اذکار و اوراد مشروع از تسبیح و تکبیر و تلاوت قرآن باشد:
عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ(رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): «ان لله تبارک و تعای ملائکة سیارة فضلا،یتبعون مجالس الذکر،فاذا وجدوا مجلسا فیه ذلک قعدوا لهم،وحف بعضهم بعضا باجنحتهم...»(1)  یعنی:از ابوهریرهس روایت شده است که رسول الله(ص) فرمود:«خداوند تبارک و تعالی ملائکی (جدای از ملائک همراه مخلوقاتش)دارد که در (زمین) می گردند،که بدنبال مجالس ذکر هستند و هرگاه یافتنددر میان آنها قرار می گیرند و بعضی از آنها بعضی دیگر (ذکر کنندگان مجلس)را زیر بالهایشان قرار می دهند...»
تبرک به صالحان که با همنشینی با آنها حاصل می شود ،تنها در موارد فوق صحیح بوده و لذا موجب منافع وبرکات زیادی دردین ودنیا است. و برهمین اساس درکتاب وسنت برهم نشینی ومجالست با صالحان تشویق وترغیب شده است .چنانکه الله تعالی می فرماید:
« وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» (سوره کهف آیه 28) یعنی: و با كسانى كه پروردگارشان را صبح و شام مى‏خوانند [و] خشنودى او را مى‏خواهند شكيبايى پيشه كن و دو ديده‏ات را از آنان برمگير كه زيور زندگى دنيا را بخواهى.
امام ابن کثیر رحمه الله درتفسیر  این آیه می نویسد:« یعنی با کسانی که خدا را ذکرمی کنند و تسبیح وتکبیرش می کنند وصبح وشب از وی طلب می کنند هم نشین باش حال چه فقیر باشد و چه غنی چه قوی باشد وچه ضعیف.»(2) 
 و درصحیح بخاری از ابوموسی اشعری(رض)آمده است که پیامبر(ص) فرمودند: «مَثَلُ الْجَلِيسِ الصَّالِحِ وَالسَّوْءِ، كَحَامِلِ الْمِسْكِ وَنَافِخِ الْكِيرِ، فَحَامِلُ الْمِسْكِ إِمَّا أَنْ يُحْذِيَكَ، وَإِمَّا أَنْ تَبْتَاعَ مِنْهُ، وَإِمَّا أَنْ تَجِدَ مِنْهُ رِيحًا طَيِّبَةً، وَنَافِخُ الْكِيرِ إِمَّا أَنْ يُحْرِقَ ثِيَابَكَ، وَإِمَّا أَنْ تَجِدَ رِيحًا خَبِيثَةً».(3) 
ترجمه:«مثال همنشين خوب و بد, مانند حامل مُشك و دمنده دَمِ آهنگر است. حامل مشك يا به تو مشك مي دهد يا از او مي خري و يا اينكه بوي خوش آن، به مشام ات مي رسد. و دمنده ي دَم آهنگر يا لباسهايت را مي سوزاند و يا بوي بد آن، به مشام ات مي رسد». 
---------------------------------------------------------
1) مسلم 4/2069.
2) تفسیرابن کثیر3/81.
3) بخارى:5534.قبلا بیان کردیم که تبرک به "ذات و آثار" پیامبر(ص) درهنگام حیاتشان ،و تبرک به آثاری که از وی به جا مانده است مشروع است.حال آیا صالحان و اولیاء نیز در این نوع تبرک- یعنی تبرک به ذات و آثار، با رسول الله(ص) قیاس می شوند؟و در مورد آنها نیز مشروع است؟ آیا پیامبر(ص) درمورد تبرک به غیرخود دستورفرموده اند و اصحاب خویش را به تبرک به صالحان ارشاد نموده اند؟
برای انجام هر عملی که بر وجه عبادت انجام می شود،نیاز به دلیل واضح و صحیح از نصوص شرعی است و در این میان، پیروی ازسلف صالح و شاگردان پیامبر(ص) در تمامی مسائل شرعی از جمله مسئله تبرک،همگی ما را به سمت خوشنودی باری تعالی سوق می دهد چرا که خداوند تبارک و تعالی از آنها راضی بوده و آنها را به جنت خود وعده داده است.بنابراین برای اینکه درستی تبرک به ذات و آثار اولیاء و صالحان اثبات شود،نیاز به ادله شرعی داریم.(همانگونه که در خصوص پیامبر(ص)ادله شرعی بر آن تایید داشتند) در غیر اینصورت انجام چنین تبرکی جایز و مشروع نبوده و بدعتی است که با توجه به روش تبرک می تواند حرام یا شرک باشد.
حقیقت آن است که؛هیچ اجازه ای از پیامبر(ص) دراین مورد وجود ندارد. که اینکه فرموده باشند به ذات و آثار فرد صالحی تبرک بجویید. و همچنین خبری از تبرک صحابه به اولیا وصالحان بعد ازفوت پیامبر(ص) نقل نشده است. مثلا خلفای راشدین و بقیه عشره مبشره که افضل صحابه و امت بعد از پیامبر(ص) هستند، هرگز از سوی سایرین مورد تبرک قرارنگرفته اند. 
امام شاطبی رحمه الله درکتاب خود "الأعتصام" بعد از اثبات تبرک صحابه به آثاری که از پیامبر(ص) به جای مانده است، در مورد امکان تبرک صحابه به صالحان وآثارشان می گوید:" صحابه بعد ازفوت پیامبر(ص) ،برای هیچ کدام از خلفا چنین تبرکی نکردند، در حالیکه پیامبر(ص) بعد ازخود کسی را افضل تر از ابوبکر صدیق(رض)جا نگذاشته در حالیکه او خلیفه برحق پیامبر(ص) بود و هرگز تبرکی درمورد وی صورت نگرفت و نه درمورد عمر(رض)که او افضل امت بعد از ابوبکرصدیق بوده وسپس عثمان و علی و سایرصحابه ،کسانی که احدی افضل تر از آنها درامت نبوده است. و از یکی از آنها ثابت نشده است که به دیگری  متبرک شود(1) ، بلکه به صورت اقتداء به اقوال وافعال آنها خلاصه شده که درحقیقت تبعیت ازپیامبر(ص) است. پس این اجماع آنها بر ترک آن تبرک(2)  است."(3) 
اگر تبرک به ذات و آثارصالحان درست می بود، قطعاً صحابه دراین کار از همه سبقت می گرفتند و بر ترک آن اجماع نمی کردند چرا که آنها حریص ترین مردم به خیرو نیکی بودند. و اگر این تبرک مختص پیامبر(ص) نبود، تابعین رحمهم الله ،به قیاس پیامبر(ص) به صحابه علی الخصوص به خلفا و عشره مبشره تبرک می جستند. درحالی که خبری ازچنین تبرکی ازتابعین نقل نشده است.(4) ونبود دلیل شرعی برتبرک به غیر پیامبر(ص) دراجزاء وآثارشان دلالت به اختصاص این تبرک به پیامبر(ص) می نماید. 
 دلیل مهم دیگر برای عدم صحت تبرک به ذات و آثار صالحان،اعتقاد به مستثنی شدن پیامبر(ص) و انبیاء الهی در این قضیه است. زیرا خداوند تبارک و تعالی انبیاء ورسولان را به خصایص شریفی ازسایرین مستثنی نموده است ،که دربقیه انسانها وجود ندارد. یکی ازاین خصایص وجود برکت درذات و آثارشان است. یعنی ذات و صفت اشخاص با هم مساوی نیستند چنانکه الله تعالی می فرماید:
«اللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ» ( انعام - 124).یعنی: خدا بهتر مى‏داند رسالتش را كجا قرار دهد.
 
اولیاء و صالحان با وجود داشتن فضل و بالا بودن قدر آنها، هرگز به مرتبه انبیاء و مرسلین نخواهند رسید. و شکی نیست که پیامبر ما محمد(ص) افضل انبیاء و رسولان الهی است وبزرگترین برکت را دارا می باشد.
 امام ابن رجب رحمه الله درکتاب خود "الحکم الجدیرة بالاذاعة" باب ( نهی ازمبالغه در بزرگداشت اولیاء وصالحان و پایین آوردن منزلت آنها نسبت به پیامبران ) می نویسد:« تبرک به آثار(پیامبر)، صحابه آن را نسبت به پیامبر(ص) انجام می دادند ولی هرگز در مورد یکدیگر چنین تبرکی نمی جستند... و تابعین نیز با وجود قدر والای صحابه 