ُ(ص) مُحْتَاجًا إِلَيْهَا، ثمَّ سَأَلْتَهُ، وَعَلِمْتَ أَنَّهُ لا يَرُدُّ، قَالَ: إِنِّي وَاللَّهِ مَا سَأَلْتُهُ لأَلْبَسَهَا، إِنَّمَا سَأَلْتُهُ لِتَكُونَ كَفَنِي، قَالَ: سَهْلٌ: فَكَانَتْ كَفَنَهُ.»(1) 
یعنی:زني، چادري را كه حاشیه دوزی شده بود، به پیامبر(ص) هديه داد ـ راوي از مردم پرسيد: آيا ميدانيد بُرده چيست؟ گفتند: چادري پُرز دار است. سهل گفت: صحيح است ـ و گفت: اين چادر را با دست خودم بافته ام و نزد شما آورده ام تا آنرا بپوشيد. رسول خدا(ص) كه به آن نياز داشت، آنرا پذيرفت و بعنوان  ازار، از آن استفاده كرد. يكي از اصحاب، آنرا پسنديد و گفت: چقدر زيبا است! آنرا به من بدهيد. مردم، به او  گفتند:كار خوبي نكردي. زيرا رسول الله(ص) بدان نياز داشت و آن را پوشيده‏ بود. با وجود اين، تو آن را طلب كردي. و ميداني كه هر گاه از رسول الله(ص)چيزي خواسته شود، دريغ نخواهد كرد. آن شخص گفت: بخدا سوگند، من آن را براي پوشيدن  درخواست نكردم. بلكه ميخواهم آن را كفن خود، نمايم. سهل مي گويد: سرانجام، همان  چادر، كفن آن شخص، گرديد.
------------------------------------------
1) بخارى:1277.در صحیح مسلم حدیثی از ابی ایوب انصاری(رض) آمده که: « فکان یصنع النبی(ص)طعاماً، فإذا جیء به الیه سأل عن موضع اصابعه، فیتتیع موضع اصابعه»(1) 
یعنی: وقتی که برای پیامبر(ص) غذا درست کردند، و (بعد از ایشان) آنرا نزد ابی ایوب بردند،او از مکان تناول انگشتان پیامبر(ص) سوال  کرد،و او از همان قسمت، شروع (به خوردن)می کرد .
----------------------------------------------
1) صحیح مسلم 3/1623. در صحیحین ازسهل بن سعد الساعدیس روایت شده است که:« أُتِيَ النَّبِيُّ(ص) بِقَدَحٍ فَشَرِبَ مِنْهُ وَعَنْ يَمِينِهِ غُلامٌ أَصْغَرُ الْقَوْمِ وَالأَشْيَاخُ عَنْ يَسَارِهِ، فَقَالَ: «يَا غُلامُ أَتَأْذَنُ لِي أَنْ أُعْطِيَهُ الأَشْيَاخَ»؟ قَالَ: مَا كُنْتُ لأُوثِرَ بِفَضْلِي مِنْكَ أَحَدًا يَا رَسُولَ اللَّهِ، فَأَعْطَاهُ إِيَّاهُ.»(1)  
یعنی:يك ليوان آب، براي نبي‏ اكرم(ص)  آوردند. پیامبر(ص)  قدري از آن را نوشيد. و سمت راستش، جواني وجود داشت كه از همه خردسال تر بود. و سمت چپش، گروهي از افراد مسن، نشسته بودند. رسول ‏الله(ص) فرمود: «اي جوان! اجازه مي‏دهي اين آب را به بزرگترها بدهم»؟ جوان گفت: اي رسول خدا! من هيچ كس را در اين مورد، بر خود ترجيح نمي دهم. آنگاه، رسول ‏الله(ص) آب را به او داد. آن پسرعبدالله بن عباس(رض) بود.
-----------------------------------------
1) بخارى:2351. مسلم 3/1604.درصحیحین از ابی حجیفهس روایت شده است که گفت:«خرج علینا رسول الله(ص)بالهاجرة، فأتی بوضوء فتوضأ، فجعل یأخذون من فضل وضوئه فیتمسحون به »(1)  یعنی: روزي، رسول الله(ص) اول ظهر، نزد ما تشريف آورد. آب براي وضوي پیامبر(ص) آورده شد. رسول الله(ص) وضو گرفت و مردم، باقيمانده آب وضويش را برداشتند و به صورتهايشان ماليدند. 
 ابن حجر رحمه الله می گوید:« احتمالا آنها آبی را که ازاعضای وضوی پیامبر(ص) جاری می شد می گرفتند.»(2) 
و ازجابربن عبداللهس روایت شده است که گفت:« جَاءَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَعُودُنِي وَأَنَا مَرِيضٌ لا أَعْقِلُ، فَتَوَضَّأَ وَصَبَّ عَلَيَّ مِنْ وَضُوئِهِ، فَعَقَلْتُ...» (3)  
یعنی: جابرس مي‏گويد: بيمار و بي‏هوش بودم كه رسول الله(ص) به عيادت من آمد. پیامبر(ص) وضو گرفت و باقيماندة آب وضويش را بر (سر و روي) من پاشيد. بلافاصله به هوش آمدم...
تبرک اصحاب(رض)به جسم و ذات پیامبر(ص) و تایید عمل صحابه از سوی پیامبر(ص)،دلیلی است بر مشروعیت آن،و همچنان که بعدا خواهیم دید،احدی از انسانها بغیر از انبیاء با پیامبر(ص) در این نوع تبرک (ذات و آثار) قابل قیاس نیستند. 
-------------------------------------------------
1) بخارى:187. مسلم 1/360.
2) فتح الباری صفحه 1/295.
3) بخارى:194.بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمين، والصلاة والسلام على أشرف الأنبياء، والمرسلين نبينا محمد، وعلى آله وصحبه أجمعين،و اما بعد؛ السلام علیکم ورحمةالله وبرکاته

مقدمه:
مسئله مهمی که موجب نجات مسلمانان از افتادن در دام شرک می شود،علم به موجبات سقوط در آنست.به این معنا که اطلاع از خواسته خدا و رسول(ص)و آنچه را که فردی موحد بایستی بدان ایمان آورده و ملتزم باشد،از جمله مواردی هستند که موجب می شود مسلمانان ازصراط مستقیم منحرف نشوند.(إن شاءالله)
آنچنانکه داشتن علم کافی درمورد توسل و اینکه کدامیک از اشکال توسل ،جایز و کدام باعث شرک است، ما را ازخطرشرک - به شرط عمل به آن -  محفوظ می دارد. فهم مسئله تبرک نیز قطعا باعث مصون ماندن از سقوط در منکرات و شرک خواهد شد. شاید تا حدودی بحث توسل وانواع آن برای مسلمانان شناخته شده باشد، ولی بحث تبرک کمترمطرح گردیده است گرچه تبرک مسئله ای عام تر و گسترده تر از توسل بوده  و نیاز بیشتری به تبیین دارد. و همچنین نبود مطالبی مستقل در خصوص تبرک به زبان فارسی ،شبیه به مباحث توسل،احساس می شد. و لذا سعی شده تا در این رساله، به بررسی بحث تبرک دراسلام و انواع جایز و ناجایز آن پرداخته شود. إن شاءالله .تا از حسنات آن بهره مند شویم و از سویی خود را از منکرات و شرک تبرک دور نماییم  و برای رسیدن به این هدف داشتن اطلاع کافی از تبرک ضروری است.
در این رساله سعی شده مطالب مرتبط با تبرک دسته بندی شوند تا به فهم بیشتر موضوع کمک نماید.و به طور کلی شامل دو بخش است؛تبرک مشروع و تبرک ممنوع. سپس هرکدام را در حد امکان تشریح و زیر مجموعه های آنرا مشخص و توضیح داده و دلایل هر کدام را مطرح نموده ایم.امید است خداوند تبارک و تعالی توانایی تبیین حق را به ما عطا فرمایند و چون چراغی در این راه برای مومنان و توشه ای اندک برای آخرت قرار دهند.آمین و لاحول و لاقوة الابالله.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:44.txt">عنوان</a><a class="text" href="w:text:45.txt">نمونه هایی ازتبرک صحابه بعد ازفوت پیامبر (ص):</a><a class="text" href="w:text:46.txt">نمونه هایی ازتبرک تابعین به آثارپیامبر(ص) بعد از وفاتشان:</a><a class="text" href="w:text:47.txt">تبرک به آثار باقیمانده از پیامبر(ص) در زمان حال:</a></body></html> منظور از آثار پیامبر(ص) همان آثارحسی است که ازایشان به جا مانده است.مانند مو و یا اشیایی که ازآن استفاده می کردند  مثل لباس، کفشها و همانند آنها. امام بخاری رحمه الله درصحیح خود، کتاب" فرض خمس "بابی را با عنوان :" آنچه درباره آثار باقيمانده از رسول خدا(ص) و تبرك جستن به آنها آمده است" ، آورده است و سپس احادیثی را درخصوص آن ابواب ذکر کرده، که ما نیز بعضی ازآنها را اینجا می آوریم:
عَنْ أَنَسٍ رضی الله عنه:« أَنَّهُ أَخْرَجَ إِلى أَصْحَابِهِ نَعْلَيْنِ جَرْدَاوَيْنِ لَهُمَا قِبَالانِ، فَتَحَدَّثَ أَنَّهُمَا نَعْلا النَّبِيِّ (ص)»(1) .
یعنی: از انس(رض) روايت است كه ايشان با يك جفت كفش رنگ و رو رفته كه داراي بندهاي لاي انگشتي بودند، به سوی يارانش آمد و گفت: اينها كفشهاي نبي اكرم(ص) هستند.
و؛ عَنْ عَائِشَةَ (رض): أَنَّهَا أَخْرَجَتْ كِسَاءً مُلَبَّ