نمایان بود.
4- چنانچه آدمی کسی را با طرح پرسش هایی مورد امتحان قرار دهد، و سوالاتی را از روی بعمل آورد و او از پاسخ دادن به آن عاجز و ناتوان بماند، سپس سوال کننده از سرفضل و بزرگواری جواب آن سوالات را به او  بگوید، این بهتر و کامل تر است از اینکه همان ابتدا پاسخ سوالات را به او امر بگوید.
5- عبرت گرفتن از حال و وضع پدر انس و جن و بیان  فضیلت آدم و برتری او بر جن و دشمنی ابلیس با او، و دیگر پند و آموختنی هایی که از این آیه فهمیده می شود.الَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِلّهِ وَالرَّسُولِ مِن بَعْدِ مَآ أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُواْ مِنْهُمْ وَاتَّقَواْ أَجْرٌ عَظِيمٌ ، از ميان  آن  کسان  که  پس  از زخم  خوردن  باز هم  فرمان  خدا و رسولش  را  اجابت  کردند ، آنان  که  نيکوکار باشند و از خداي  بترسند مزدي  بزرگ   دارند.
الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ ، کساني  که  مردم  گفتندشان  که  مردم  براي  جنگ  با شما گرد آمده  اند ، از آنها بترسيد ، و اين  سخن  بر ايمانشان  بيفزود و گفتند : خدا ما را بسنده   است و چه  نيکو ياوري  است.
فَانقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُواْ رِضْوَانَ اللّهِ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ ، پس  از جنگ  بازگشتند ، در حالي  که  نعمت  و فضل  خدا را به  همراه  داشتندو، هيچ  آسيبي  به  آنها نرسيده  بود  اينان  به  راه  خشنودي  خدا رفتند و خدا را بخشايشي  عظيم  است.
إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ، آن  شيطان  است  که  در دل  دوستان  خود بيم  مي  افکند  اگر ايمان  آورده   ايداز آنها مترسيد ، از من  بترسيد.
هنگامي که پيامبر (ص) از احد به سوي مدينه بازگشت، و شنيد که ابوسفيان و مشرکين تصميم دارند به سوي مدينه هجوم بياورند، اصحاب با زخمهايي که بر بدن داشتند بيرون آمده و حرکت کردند، تا نداي خدا و پيامبرش را اجابت کنند و به « حمراالاسد» رسيدند، و کسي آن جا پيش آنها آمد و گفت: « إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ» مردم عليه شما جمع شده اند، و مي خواهند شما را از پاي درآورند ، و اين بدان خاطر بود تا مسلمين را بترسانند، اما اين خبر ايمانشان را به خدا و توکلشان را بيشتر کرد. « وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ» و گفتند: خداوند براي ما به جاي تمام آنچه که برايمان اهميت دارد کافي است. « وَنِعْمَ الْوَكِيلُ» و بهترين ياور است؛ تدبير بندگانش در دست اوست و منافع بندگانش را تامين مي نمايد. « فَاتَقَلبُوا» پس بازگشتند، « بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ» و به مشرکين خبر رسيد که پيامبر و يارانش براي جنگ با شما بيرون آمده اند و کساني که آن وقت در جنگ شرکت نکرده اند، پشيمان شده اند. پس خداوند ترس را در دل آنها انداخت، و به سوي مکه بازگشتند، و مومنان نيز با نعمت و بخششي از جانب خدا به سوي مدينه بازگشتند، چراکه خداوند در اين حالت به آنها توفيق داد تا از شهر بيرون بروند و به خدا تکيه و توکل نمايند، سپس خداوند به آنها پاداش يک جنگ کامل را عنايت نمود، زيرا آنها با فرمان بردن از پروردگار و پرهيزگاري شان، سزاوار پاداشي بزرگ شدند.  « وَاتَّبَعُواْ رِضْوَانَ اللّهِ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ» و آنان با نعمت و بخششي از جانب خدا برگشتند، و هيچ آسيبي به آنان نرسيد و خوشنودي خداوند را به دست آوردند ، و خداوند داراي فضلي بزرگ است.
سپس خداوند متعال فرمود: « إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءهُ» کسي که شما را از شر مشرکان ترساند و گفت: آنها عليه شما جمع شده اند، دعوتگري از دعوتگران شيطان بود که دوستان بي ايمان يا ضعيف الايمان خود را مي ترساند. 
« فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ» بنابراين از مشرکين و دوستان شيطان نترسيد، زيرا آنها در دست خدا قرار دارند، و جز با تقدير الهي تصرفي نمي کنند. بلکه از خدا بترسيد، خداوندي که دوستانش را که از او مي ترسند و دعوتش را اجابت مي کنند، ياري مي دهد.
در اين آيه بيان شده است که انسان فقط بايد از خداي يگانه بترسد، و ترس از خدا ، از لوازم ايمان است، پس هر اندازه که بنده ايمان داشته باشد، به همان اندازه از خدا مي ترسد. ترس پسنديده همان است که بنده را از ارتکاب آنچه خدا حرام نموده است باز دارد.وَلاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَن يَضُرُّواْ اللّهَ شَيْئاً يُرِيدُ اللّهُ أَلاَّ يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ، آنان  که  به  کفر مي  شتابند تو را غمگين  نسازند  اينان  هيچ  زياني  به ، خدانمي  رسانند  خدا مي  خواهد آنها را در آخرت  بي  بهره  گرداند ، و برايشان عذابي  است بزرگ.
إِنَّ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ لَن يَضُرُّواْ اللّهَ شَيْئًا وَلهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ، هر آينه  آنان  که  ايمان  دادند و کفر خريدند ، هيچ  زياني  به  خدا نمي   رسانند و برايشان  عذابي  دردناک  است. 
پيامبر (ص) به مردم علاقمند بود، و براي هدايت آنها تلاش مي نمود، و هرگاه هدايت نمي شدند غمگين مي گرديد، خداوند متعال فرمود: « وَلاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ» و کساني که در کفر از يکديگر پيشي مي گيرند. تو را غمگين نکنند ، چرا که آنها شديدا به کفر تمايل دارند و در آن از يکديگر پيشي مي گيرند، « إِنَّهُمْ لَن يَضُرُّواْ اللّهَ شَيْئاً» آنه هرگز هيچ زياني به خدا نمي رسانند، پس خداوند دينش را ياري مي کند و پيامبرش را تاييد و کمک مي نمايد، و بدون آنان نيز امر و فرمان خويش را محقق مي سازد. پس به آنان توجه مکن، جز اين نيست که آنان با از دست دادن ِ ايمان در دنيا و به دست آوردن عذاب در روز آخرت در مسير ضرر رساندن به خويشتن گام بر مي دارند، آنان چون نزد خداوند ارزش و ارجي ندارند و از چشم او افتاده اند و نمي خواهد بهره اي از ثواب او را در آخرت داشته باشند آنان را رسوا نموده است، به همين جهت از سر عدالت و حکمت خويش آنان را توفيق نمي هد که به آنچه اوليا و دوستانش به آن رسيده اند به آن برسند، زيرا خداوند مي داند که آنان راه هدايت را در پيش نمي گيرند، چرا که اخلاق آنان دچار فساد گشته و نيتّشان به پليدي گراييده است.
سپس خبر داد کساني که کفر را بر ايمان برگزيده، و به آن علاقمند شده اند و مانند کسي گشته اند که مال خود را براي خريد کالاي مورد علاقه اش، صرف مي کند، ايشان که اين گونه به کفر علاقمند شده  اند، « لَن يَضُرُّواْ اللّهَ شَيْئًا » هرگز به خداوند زياني نمي رسانند، بلکه زيان کارشان به خودشان بر مي گردد. 
« وَلهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» و براي آنها عذابي دردناک است. چگونه به خدا زيان مي